
سالها قبل وقتی بچه بودم، دقیقن تو همچین روزهایی، هیجان سر تا پام رو میگرفت. همهی بازیها رو کرده بودم و به تعطیلات تابستونی رفته بودیم و پای تلویزیون هم نشسته بودم و تا اونجا که دلم میخواست کارتون دیده بودم. مدرسه رو دوست نداشتم اما به مهر که نزدیک میشدیم تب خرید رخت و لباس نو و وسایل مدرسه من و خانوادهم رو هم میگرفت. بعدها وقتی اول دبیرستان رفتم دیگه این جور خریدها رو، به خواستهی خودم، کنار گذاشتیم. ترجیح میدادم لباسهام کمی کهنه و رنگ و رو رفته باشه تا اینکه از فرط نو بودن برق بزنه.
این روزها که به خاطر کرونا اکثر بچهها کلاسهاشون آنلاین برگزار میشه و از تو خونه با معلمهاشون در تماس هستند، به خودم میگم دانشآموزها یا دانشجوها چه تصور عجیب و غریبی از مدرسه و دانشگاه پیدا میکنند. نه از مدیر و ناظم خبری هست و نه فراش مدرسه! نه صدای زنگ تفریح رو میشنوند و خوراکی میخورند، و نه تو حیاط بازی یا دعوا میکنند. فعالیتهای گروهی کمرنگتر میشه و خودشون هستند و خودشون. گرچه بعضی از مدرسهها و دانشگاهها هم مثل سابق کلاسها رو حضوری برگزار میکنند، تجربهی نسلهای جدید با اونچه که ما چشیدیم فرق کرده و بیشتر از اینها هم فرق خواهد کرد. اما اگر اینترنت نبود چی؟ چقدر فضای ترسناکتری میشد و همهی بچهها چارهای نداشتند که در مدرسه حضور داشته باشند. شاید هم باید در خونه میموندند و تا زمان نامعلوم از مدرسه و دانشگاه خبری نبود!؟
به همین زودی تابستون به آخر رسید و درست وسط سال قرار گرفتیم. شش ماه مونده به پایان سال و هنوز خیلی کارها مونده تا انجام بدم. کرونا باعث شده تا برنامهریزی طولانی مدت رو کنار بگذارم و طبق نظر مشاور کارم برنامههای کوتاه مدت برای خودم بچینم. برنامهها و طرحهایی که در بازههای زمانی کوتاه به ثمر میرسند و نتیجه مثبت و منفیشون رو زودتر میبینم. با این روش قدمهای محکمتری بر میدارم چون وضعیت سیاسی و اقتصادی به شدت نابسامان هست و ثبات نداره. بنابراین باید خودمون رو آماده کنیم تا یه وقت زمین نخوریم، یا بتونیم دوباره بلند شیم.
میدونید عکسی که برای این متن انتخاب کردم چیه؟ اینها دفترهایی هستند که از سالها فبل تهیه میکردم و در اونها برنامههای کاری و تحصیلی خودم رو مینوشتم. برنامههایی که باید به صورت هفتگی، ماهانه، سالانه یا هر پنج سال عملی میشدند. از این بین دفترهایی هستند که خیلی خیلی دوستشون دارم چون ایدههام رو توشون مینویسم. ایدههایی که شاید زمان نوشتن فوقالعاده به نظرم برسند اما بعد از چند سال ارزششون رو از دست میدن. البته گاهی هم به ایدههایی بر میخورم که هنوز برام تازگی دارند و به قوت خودشون باقی هستند.
الان نزدیک به پونزده ساله که این کار رو میکنم. به نظرم نوشتن ایده مسئلهی مهمیه. به خصوص برای کسانی که کارهای خلاقانه انجام میدن. نقاشی،موسیقی، معماری، نوشتن و غیره از ایده شروع میشن. ایده مثل نطفه است. تا زمانی که جایی ثبت نکنید خام میمونه و چه بسا فراموش میکنید یک روزی فلان چیز از ذهنتون گذشت و میخواستید بهمان کار رو انجام بدین.
هفتهی قبل در بارهی درآمدزایی از وبلاگ نوشتم اما شاید بد نباشه امروز به مسائل دیگه، مثل چگونگی شروع کار، بنویسم. قبل از اینکه وارد بحث اصلی بشم باید یادآوری کنم این روشی که میگم مسیری هست که خودم رفتم و لزومن به این معنی نیست که شما هم باید همین مسیر رو بگذرونید.
بسیاری از کسانی که نوشتن رو دوست دارند نمیدونند چه جوری باید وارد بازار کار بشن و اساسن این قدم اول براشون مثل کابوس میمونه. خیلیها هنوز دنبال این هستند که استخدام بشن و میخوان یه حقوق ثابتِ مطمئن بگیرند و نمیتونن دنیای جدیدی که اینترنت به روشون باز کرده رو ببینند. به نظر من و با توجه به تجربههایی که داشتم دنیای مجازی میلیونها راه برای کسب درآمد پیش روی شما میگذاره. فقط مسئله اینه که شما چی میخواین و دقیقن دوست دارید چه کارهایی انجام بدین. همون طور که اینترنت به مدرسهها و دانشگاهها راه پیدا کرده و کلاسهای آنلاین برگزار میشه، به همین ترتیب میتونین کارهاتون رو آنلاین انجام بدین و درآمد خوبی داشته باشید.
باید هوشمندانه رفتار کنید. البته توجه کنید که همهی کارها رو به صورت آنلاین نمیتونین انجام بدین. نوشتن، ترجمه، گرافیک، انیمیشن، موسیقی، برنامهنویسی، برنامهریزی، مشاوره، فروشندگی، و مدیریت بعضی از رشتههایی هستند که بسیار پر طرفدارند و درآمد متوسط به بالا، در ایران یا هر جای دیگه، دارند.
سالها قبل زمانی که سعی کردم از نوشتن و ترجمه درآمد کسب کنم نمیدونستم از کجا باید شروع کنم. میدونستم اینترنت پتانسیل بالایی داره ولی راهش رو پیدا نمیکردم. به همین علت زیاد پیش اومد که از این شاخه به اون شاخه بپرم، و به حوزههای مختلف سرک بکشم. توصیه اول من اینه که متمرکز باشید. یعنی در زمینهی مشخصی فعالیت کنید. مثلن از اونجایی که رشتهم معماری بود و به هنر علاقه داشتم سعی کردم فقط در همین حوزهها فعالیت داشته باشم. اگر شما به اتومبیل، جواهر، لوازم بهداشتی، خوراک، گردشگری و مانند اینها علاقمندید میتونین دو سه مورد رو انتخاب کنید تا بتونین بعد از مدتی با زیر و بم کار آشنا بشین. وقتی در ده دوازده زمینه مختلف فعالیت کنید نمیتونین با اصطلاحات تخصصی و بهروز آشنا بشین. در نتیجه تا بخواین خودتون رو بهروزرسانی کنید فرصتهای طلایی زیادی رو از دست میدین.
چرا باید در دو سه زمینه فعالیت کنید؟ چون اگر بخواین فقط در زمینه اتومبیل بنویسید، شاید تا زمان طولانی هیچ سفارشی دریافت نکنید! نداشتن سفارش هم یعنی بیپولی! اما اگر در دو سه حوزه فعالیت کنید خیالتون راحتتره. چون اگه در زمینهی اول کار پیدا نکردید،در زمینهی دوم و سوم حتمن میتونین درآمد داشته باشید. پس در بسیاری از روزهای سال خیالتون راحت خواهد بود و نگران مسائل مالی نیستید. شخصن چون رشتهم معماری بود در این زمینهی خاص بیشتر فعالیت میکردم تا هم در جریان مسائل روز ایران و دنیا باشم و هم به درآمد برسم. البته همهی معمارها بهتر میدونند که معماری با نقاشی و مجسمهسازی هم مرتبط هست. پس خواه ناخواه اطلاعاتم رو در این دو رشته بالا بردم. ادبیات و سینما رو هم که از دورهی نوجوانی دنبال میکنم و همیشه خودم رو به روز نگه داشتم. منظورم اینه که رشتههای هنری اساسن در ارتباط با هم هستند و این طور نبوده که زمینههای بیربط رو کنار هم بگذارم و فقط به پول فکر کنم. نه! اولن به این رشته علاقه داشتم. ثانین فعالیت و مطالعه در این حوزهها به من کمک کرد تا با فعالان این رشتهها در تماس باشم و سطح اطلاعاتم رو ارتقا بدم. ثالثن سرعتم رو بالا میبردند. چون اگر میخواستم یهو در زمینه شیمی و فیزیک فعالیت کنم باید وقت زیادی رو صرف مباحث پایهای میکردم.
پس به شما توصیه میکنم چند رشته خاص و مرتبط رو جدا کنید. مثلن اگه به گردشگری علاقمند هستید شاید بد نباشه در زمینه تغذیه یا هتلداری هم فعالیت کنید.
وقتی زمینههای کار خودتون رو جدا کردید باید دنبال مجلات آنلاین یا کاغذی باشید که در این حوزهها فعالیت میکنند. باید حتمن بدونید آیا اصلن چنین مجلاتی وجود دارند یا نه! شخصن کار نوشتن رو با ادبیات شروع کرده بودم و بعد با عکاسی، سینما و معماری ادامه دادم. پیگیر بودم و در ضمن میخواستم خودم رو محک و ببینم این کاره هستم یا نه. به نظرم این موضوع خیلی اهمیت داره. خودتون رو فریب ندین! واقعبین باشین. همکاری با نشریات معتبر این حسن رو داره که کمک میکنه نقاط ضعف و قوت خودتون رو بشناسید. اگر از نوشتهها یا ترجمههاتون ایراد گرفتند به دنبال رفع ایرادها باشید. به هر حال سردبیری که ده بیست سال فعالیت کرده و روزانه چند مقاله براش ارسال میشه قاعدتن قوهی تشخیص بهتری داره تا شمایی که تازه دارید وارد میدان میشین.
بعد از اینکه رشتههای مورد علاقهی خودتون رو جدا کردید و نشریاتی که میخواین همکاری کنید رو نشون کردید آستین بالا بزنید و چند مطلب درست و حسابی بنویسید یا ترجمه کنید. بعد با اون نشریات تماس بگیرید و اعلام همکاری کنید. شاید از شما نمونه کار بخوان! اون وقت دستتون خالی نیست و چیزی برای ارائه دارید. اگر هم چیزی نخوان ضرر نکردید! به هر حال تمرین لازمه. فراموش نکنید وضعیت نشریات در ایران چندان جالب نیست. پس ممکنه هیچ پولی دریافت نکنید. اما راستش خیلی هم مهم نیست چون رزومه خیلی خوبی براتون میشه و اگر بعدتر خواستید کارهای دیگهای انجام بدین میتونین این نمونه کارها رو نشون بدین.
اینهایی که گفتم قدم اول افرادی هست که میخوان از نوشتن درآمد کسب کنند و شروعش هم جز بیپولی چیزی نیست. اما از طرف دیگه وبسایتهای فریلنسینگ زیادی هست که به راحتی میتونین عضو شین و درآمد معمولی کسب کنید. درآمد معمولی یعنی بین یه تومن تا سه تومن میتونین در بیارید. بستگی به خودتون و سطح تواناییهای شما داره. مثلن اگر مترجم هستید میتونین ترجمه فارسی به انگلیسی هم انجام بدین؟ نکتهی مهمی که نباید از یاد ببرید اینه که اساسن فریلنسینگ جوری نیست که فقط از یک جا منبع درآمد داشته باشید و باید منابع مختلفی رو در نظر بگیرید. مثلن فقط عضو یک وبسایت نشین! حتمن باید عضو سه چهار وبسایت بشین تا مطمئن باشین هر هفته میتونین کار بگیرید.
نکتهای که هیچ وقت نباید فراموش کنید به روز بودنه! خودتون رو به روز نگه بدارید و همیشه مطالعه کنید. مثلن اگه در زمینهی ترجمه فعالیت میکنید حتمن هر روز لغات جدید یاد بگیرید. هر روز کتاب، روزنامه یا مجلات انگلیسی بخونید. هر روز نگاهی به قواعد زبان بندازید. یا حتا میتونین ترجمههای فارسی به انگلیسی، یا انگلیسی به فارسی رو تمرین کنید. و با مترجمهای دیگه در تماس باشید. اگه به تولید محتوا علاقمند هستید هم جز این نیست. تکنیکهای مختلف نوشتن رو یاد بگیرید. ببینید نویسندههای انگلیسی یا کشورهای دیگه چطوری مینویسند و چه تغییراتی رو میتونین در نوشتههای خودتون اعمال کنید.
این مسائل به نظر من خیلی مهم هستند. چون بسیاری از ما وقتی به درآمد میرسیم فکر میکنیم دیگه کار تمومه و همه چی تموم شدیم! نه! یادگیری یک مسیر طولانی هست. درسته که شما قدمهای اول رو برداشتید و تونستین خیلی زود به درآمد برسید اما برای اینکه در کارتون پیشرفت بیشتر کنید باید سطح آگاهی خودتون رو هم بالا ببرید. این تمایز خواه ناخواه در شما به وجود میآد. زمانی که شما بتونین کاری رو انجام بدین که بقیه بلد نیستند یا نمیتونن به خوبی شما انجام بدم دستمزد شما هم بالا و بالاتر میره. یعنی یک فرایند کوتاه مدت نیست. باید صبور باشید و قدم به قدم پیش برید. مطمئن باشید بعد از چند سال درآمد بالایی خواهید داشت. اون هم با انجام کاری که دوست دارید.
بد نیست به این موضوع هم اشاره کنم که تولید محتوا، ترجمه یا هر کاری که میخواید به عنوان فریلنسر انجام بدین فوت و فنهای خودش رو داره. شما باید این فوت و فنها رو هم یاد بگیرید. منطورم از فوت و فن این نیست که چطور باید بنویسید! منظورم راههای پیدا کردن مشتریهای مختلف هست که اون خودش یک بحث مفصل دیگه است. در هر صورت وقتی پذیرفتید که فریلنسر باشید و درک کردید که از فضای مجازی میتونین درآمد کسب کنید باید راه و روشهای کار رو هم یاد بگیرید و سختیهاش رو با جان و دل قبول کنید. در غیر این صورت فرصتها میآن و میرن اما شما هنوز قدم اول رو برنداشتید.