در طول دو ماه گذشته هر بار متنی علیه رژیم نوشتم یه عده بهم حمله کردند: «میخوای مردم لخت بشن؟» دقیقن هر بار! همیشه برام سؤال بود این چه طرز فکریه که اینها دارند؟ این طور که مخالفان آزادی به برهنگی فکر میکنند، ما آزادیخواهان فکرمون مشغول برهنگی نمیشه! تازه، اگر هم کسی بخواد لخت بشه انتخاب خودشه و به ما چه؟! ولی به هر حال همیشه نیش و کنایه میزدند...
امروز وقتی خوندم خبرگزاری فارس رو هک کردند و ویدیویی منتشر شده که یکی از خبرنگارها در محل کارش تنها بوده و با تماشای فیلم پورن خودارضایی میکرده خندهم گرفت. به خودم گفتم نکنه اینها که هی به ما غر میزنند مثل همین خبرنگاره ذهنشون درگیر پورنوگرافی هست و فکر میکنند آزادی یعنی فیلم پورن؟ :)) نه، دوستان! اگر جایگاه آزادی رو اینقدر تقلیل دادید، مشکل از آزادی نیست، مشکل از ذهنیت شماست. البته که انتخاب هر شخص به خودش مربوطه و فردای آزادی هر کس انتخاب میکنه چطور باشه یا نباشه، اما اینکه تصور میکنید همهی مردم مثل این خبرنگار رفتار میکنند سخت در اشتباهید.
| شنبه ۵ آذر ۱۴۰۱ساعت 21:18  توسط میم
|
دیدید بعضی از مردهایی رو که بیرون از خونه از همه کتک میخورند و حرفشون هیچ جا خریدار نداره و همیشه هم با بقیه جوری حرف میزنند که انگار مردم ارث باباشون رو خوردند؟ بعد همین مردها وقتی میآن خونه بلای جون زن و بچههاشون میشن؟ دقیقن یکی از همین مردها رو میشناسم و همیشه هم با تعجب نگاهش میکنم و دلم میخواد بدونم چی تو سرش میگذره که این کارها رو میکنه؟ بیرون از خونه زورش به کسی نمیرسه و تو خونه قلدر بازی در میآره. چه ایرادی داره بیرون یا درون خونه با محبت و شوخطبعانه رفتار کنه؟ واقعن چه ایرادی داره همه آدم رو دوست داشته باشند؟
رفتار جمهوری اسلامی بیشباهت به این جور مردها نیست! خارج از مرزهای ایران زورشون به هیچ مملکتی نمیرسه و داخل ایران بلای جان مردم شدند و عقدههاشون رو روی ما خالی میکنند. اسم این رفتارشون رو هم گذاشتند مملکتداری.
| شنبه ۵ آذر ۱۴۰۱ساعت 20:43  توسط میم
|
قواعد دنیای سیاست امروز رو با قواعد پنجاه سال پیش و دویست سال پیش نسنجید! مطمئنن پشت پردهی اونچه که در رسانهها میبینیم خبرهایی هست... اما تردید نکنید هیچ قدرتی، هیچ سیاستمداری نمیتونه در مقابل قدرت و اتحاد مردم ایستادگی کنه. این مردم هستند که قدرت واقعی رو در دست دارند. همین من و تویی که فکر میکنیم کاری از دستمون بر نمیآد و چه بسیار بارهایی که احساس ضعف و ناتوانی میکنیم. وقتی کنار هم میایستیم، وقتی دستهای همدیگه رو میگیریم، وقتی به هزار نفر و صد هزار نفر و چند میلیون نفر میرسیم، دیگه چه کاری از دست طبقهی حاکم ساخته است، جز عقبنشینی؟
ول کنید این بحثهای آبکی و قدیمی و نخنما شدهی فراماسونری و آمریکا و انگلیس چی میخوان و چی نمیخوان!!! قدرت واقعی در دست مردم و وحدتی هست که دارند. فرقی نمیکنه از چه ملتی هستیم و در کدوم نقطه از زمین زندگی میکنیم. قدرت همیشه در دست مردمه و این مردم هستند که به همه چیز جهت میدن. گذشت زمانهایی که مردم بیخبر بودند و سرعت نشر اطلاعات پایین بود و سردرگم پیش میرفتند. الان در عصر دیجیتال، عصر اطلاعات زندگی میکنیم. هر کس با داشتن یک موبایل یا کامپیوتر به میلیونها کتاب دسترسی داره و میتونه بفهمه چه خبره اگر و اگر خودش بخواد.
| پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱ساعت 6:12  توسط میم
اگه بگم مسلمانم و جمهوری اسلامی رو نمیخوام چه نتیجهای میگیرید؟
اگه بگم مسیحی هستم و این رژیم رو دوست ندارم چی؟
اصلن شاید یهودی باشم؟
یعنی اینقدر مذهب من یا دیگران اهمیت داره؟ چرا فکر میکنید هر کس مسلمان نیست یعنی کافره؟ در هر صورت همچنان معتقدم مذهب و باور آدم به خودش مربوطه و اگه کمتر راجع به باورش حرف بزنه اینقدر کشتار و تعصب احمقانه به وجود نمیاد :))
| چهارشنبه ۲ آذر ۱۴۰۱ساعت 21:14  توسط میم
|
هیچ وقت نه گفتم خیلی میدونم و نه اصلن دلم خواسته با کسی بحثهای بیخود و الکی داشته باشم. اما گفتگو کردن وقتی به نتیجه میرسه که دو طرف نسبت به افکارشون تعصب نداشته باشند و به خصوص سعی نکنند با اطلاعات غلط یا اشتباه طرف دیگه رو مجاب یا متقاعد کنند.
همون طور که میبینید حدود دو ماه هست که محتوای وبلاگم بیشتر مربوط به تغییر رژیم و حمایت از آزادیخواهان بوده. این کمترین کاری هست که میتونم انجام بدم. اگر در شهرمون مردم به خیابانها اومدند و جمع شدند من هم حضور داشتم و یه گوشه ننشستم و تماشا نکردم. و سعی کردم تا اونجا که میتونم قدم مثبتی در این راستا بردارم. مطالبی که اینجا نوشتم بخش کوچیکی از اتفاقهایی بود که در شهرمون از سر گذروندم و اونقدر حجم اتفاقها در اینجا زیاد بود که هنوز به خیلی از موارد اشاره نکردم اما برام جالبه همین چیزهایی رو که مینویسم به نظر عدهای، مشخصن کسانی که حامیان رژیم جمهوری اسلامی هستند، غیرواقعی و دروغین هست. چرا؟ چرا نمیتونید اتفاقهایی که در مملکتتون میافته رو ببینید یا به درستی بسنجید؟
من با شما دشمنی ندارم. اگر شما خودتون رو دشمن من میدونید، انتخاب خودتونه. اتفاقن دوست دارم با شما که دم از مذهب میزنی زندگی مسالمتآمیزی داشته باشم اما هر بار، دقیقن هر بار، من و ما رو لعنت کردید، فحش دادید، توهین کردید، و بدترین حرفها رو به خانوادهم نسبت دادید. اون وقت خودتون رو فردی متدین و مذهبی هم به حساب میآرید. بگذارید یک چیز رو رک و پوستکنده به شما بگم. این اولین بارم نیست!! در طول زندگیم همیشه کسانی بیشترین توهین رو به من کردند که خودشون رو فردی دیندار میدونستند و این دینداری رو جار میزدند تا بقیه رو خبردار کنند. چرا هیچ چیزتون با هم مطابقت نمیکنه و نمیتونید زندگی صلحآمیز با اقشار دیگه جامعه رو بپذیرید؟
در پست قبل متن کوتاهی به همراه فایل آماری نوشتم که چند تن از دوستان این آمار رو نپذیرفتند. بسیار خوب! نپذیرید! ولی وقتی استدلال میکنید، جوری استدلال کنید که نشون بدید فردی مطلع، آگاه و باسواد هستید. وقتی ابتداییترین چیزها رو در بارهی آمار نمیدونید و میگین ریاضی خوندید، من چطور میتونم حرفتون رو بپذیرم. اصلن بحثم این نیست که این آمار درست هست یا نه. حرفم اینه که شما با اصول اولیه آمارگیری آشنا نیستید و فکر میکنید الزامن باید تک تک هشتاد یا هشتاد و پنج میلیون ایرانی در نظرسنجی شرکت کنند تا این آمار درست باشه! خب، این مضحکه! و قرار نیست همهی آمارها رو به این صورت انجام بدن. بلکه یک جمعیت محدود رو در نظر میگیرند و سعی میکنند این جمعیت از نظر سنی، جنسیت، وضعیت شغلی یا موقعیت و مکان زندگی متنوع و گستردگی داشته باشه و البته با توجه به پشتوانه مالی و تعداد شرکتکنندگان درصد خطا رو کاهش بدن یا قابلیت تعمیم رو افزایش بدن. دوستان عزیزی که بلافاصله ساز مخالف میزنید و میگین ریاضی خوندید! حتا در دورهی دبیرستان با اطلاعات مقدماتی آمار هم باید این چیزها رو بدونید اما متأسفانه نمیدونید و فقط برای اینکه من رو متقاعد کنید دارم اشتباه میگم روی نادرست بودن این آمار پافشاری میکنید.
چرا نمیرین با افرادی که دانشجوی رشته آمار هستند صحبت نمیکنید؟ یا چرا به اساتید این رشته مراجعه نمیکنید تا ببینید جامعه آماری ۵۰۰۰۰ نفری قابل تعمیم هست، یا نه؟ اگر حرف من براتون قابل قبول نیست، به سادگی میتونید با فردی متخصص مشورت کنید! نظر اونها که دیگه شبهای به وجود نمیآره؟ برید ببینید چه کسانی این آمار رو انجام دادند! این اساتید کی هستند! چه کارهاند! مگه خودتون رو فردی حقیقتطلب نمیدونید و ادعای این رو ندارید که میدونید حق و ناحق چیه؟ چرا برای روشن شدن یک چنین مطلب سادهای قدم بر نمیدارید؟ اون وقت به سادگی دربارهی معترضین ابراز نظر میکنید و فکر میکنید باید کشته بشن و اغتشاشگر هستند؟
جالب اینجاست که در رد این آمار ادعا میکنید ۷۰ درصد یا بیشتر جمعیت ایران مسلمان هستند. خب، آمار خودتون رو از کجا کسب کردید؟ در جواب، برام لینک ویکیپدیا رو میفرستید. کاری ندارم که ویکیپدیا منبع آماری نیست و ممکنه اطلاعاتش خطا داشته باشه! اما حتا وقتی به ویکیپدیا مراجعه کردم دیدم به سازمان سیا لینک داده و نوشته ۹۰ تا ۹۵ درصد ایرانیان مسلمان شیعه هستند. سازمان سیا چه زمانی این آمار رو انجام داد که شما بهش استناد میکنید؟ دورهی شاه؟ نمیدونید این اطلاعات قدیمی شده؟ اصلن مگه این رقمی که توی ویکیپدیا هست داده آماری به حساب میآد؟ فقط از روی لجبازی و احساسات تصور میکنید ۷۰ یا ۹۰ درصد ایرانیها مسلمان شیعه هستند؟ باشه، حرفتون درست! لطفن آمار قابل استناد رو کنید، در غیر این صورت، بپذیرید که دارید اشتباه میکنید!
| سه شنبه ۱ آذر ۱۴۰۱ساعت 18:59  توسط میم
|
قبلن گفتم، باز میگم و میگم. تنها راه نجات و برونرفت از وضعیت کنونی رفراندوم با نظارت سازمانهای جهانی هست. در غیر این صورت، خون بیشتری ریخته میشه و با گسترش بیشتر و بیشتر خشم و نفرت، کشتار بیشتری انجام میگیره و چنان حمام خونی به راه میافته که در طول تاریخ بیسابقه خواهد بود.
جمعی از امامان جمعه و ماموستایان کرد خواهان برگزاری رفراندوم در جهت تغییر نظام شدند و بنده هم به عنوان یک مازنی-ایرانی همین رو میخوام و از این خواستهی کردها تمام و کمال حمایت میکنم.
| دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱ساعت 18:36  توسط میم
جمهوری اسلامی برابر با اسلام نیست. چرا در برابر آزادیخواهان جبهه میگیرید؟ وقتی به نظر حامیان جمهوری اسلامی دقت میکنم متوجه میشم همهشون نگران یه چیز هستند: اگر جمهوری اسلامی بره، چه بلایی سر اسلام میآد؟ اسلام چی میشه؟
دوستان، هیچ بلایی سر اسلام نمیآد. در ایران آزاد هم کسی به اسلام کاری نخواهد داشت. مگه مسلمانان کشورهای دیگه دارند چه کار میکنند؟ مگه در لبنان، مالزی، یا حتا کشورهای اروپایی مسلمان وجود نداره؟ چرا فکر میکنید فقط با جمهوری اسلامی دین اسلام معنا پیدا میکنه؟ مگه در کشورهای دیگه مردم مسالمتآمیز زندگی نمیکنند؟ چرا در ایران این جبر و زورگویی باید وجود داشته باشه؟
جمهوری اسلامی فقط یک نظام سیاسی سودجو هست و برای رسیدن به اهدافش ما رو فریب داد. اگر تا امروز فریب خوردیم مهم نیست، مهم اینه که بپذیریم فریبمون دادند و حالا حقیقت رو ببینیم و برای رهایی قدمی هر چند کوچیک برداریم.
| دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱ساعت 7:9  توسط میم
|

دقت کردید این رژیم فاسد خودش رو منزه از آدمکشی میدونه و به کمک رسانههایی که در دست داره واقعیتها رو بیشرمانه وارونه نشون میده؟ دقیقن تکتک کسانی که به چهرههای مطرح و مردمی تبدیل شدند رو سعی میکنه به نفع خودش مصادره کنه. مهسا امینی رو کشتند و بعد جار زدند این خانم بیماری پیشزمینهای داشته و خود به خود مرده... تعداد زیادی از معترضین رو از بالای ساختمون پرت کردند و بعد گفتند اینها مشکلات روانی داشتند و خودکشی کردند... حتا دست به کشتار کودکان زدند و آخرین هنرنماییشون هم قتل کیان پیرفلک بود و بعد اومدند گفتند کار اغتشاشگران بوده... اون کشتاری رو هم که گردن گرفتند وانمود کردند مربوط به اراذل و اوباش بود و گفتند حقشون بوده...
واقعن کیف کردم و لذت بردم از شنیدن صدای مادر کیان که شجاعانه گفت کار خودشون هست و اگر اومدند گفتند کار اغتشاشگران و معترضینه دارند دروغ میگن. ببینید! خوب ببینید! شمایی که ما رو متهم به دروغگویی، خیالپردازی و قصهگویی میکنید ببینید! این عکس جسد کیان پیرفلک هست. خانوادهاش جنازه رو توی خونه نگه داشتند چون میدونستند اگر در سردخونه نگه بدارند ممکنه هیچ وقت این جنازه رو تحویل نگیرند!
شک ندارم فردای آزادی، وقتی پردهها کنار بره، وقتی تکتک جنایتهای جمهوری اسلامی فاش بشه، با چنان واقعیت وحشتناکی روبرو میشیم که همگی در بهت و حیرت فرو میریم. مطمئن باشید این کشتارها و شکنجههایی که میبینیم یک دهم یا یک صدم اون جنایاتی که انجام دادند هم نیست.
| یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱ساعت 6:13  توسط میم
|

دارم خواب میبینم؟ تو ایران؟ دو نفر بیترس و وحشت همدیگه رو تو خیابون میبوسند و آزادی رو تمرین میکنند. سلاح ما همین شور و عشق و بوسههاست...
+ عکس از صفحه اینستاگرام توانا
| چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱ساعت 12:14  توسط میم
|

وقتی از خونه زدم بیرون کمی دلشوره داشتم ولی الان که دارم اینها رو مینویسم آرومم و هیچ حسی ندارم. خیابونها کمابیش مثل سابق هستند و باید دید تا چند ساعت آینده وضعیت چطور میشه. برای هر اتفاقی آمادهام. محل کارم تقریبن خلوتتر از روزهای دیگه است. چند تا خرده کار رو میرسم و نزدیک ظهر میرم سر قرار با دوستانم تا ببینیم بقیه هم بیرون میزنند یا نه!؟
اما یه چند کلمه دارم خطاب به همهی وبلاگنویسهایی که در طول سالها و ماهها و روزهای گذشته، هر بار که به وبلاگشون سر میزدم، به این حکومت گوشه و کنایه میزدند، یا نسبت به وضعیت و شرایط غر و لند میکردند و حالا تو سکوت فرو رفتند یا برام پیامهای خصوصی میفرستند و پنهانی من رو تأیید و تشویق میکنند! با شما چند کلمه حرف دارم که همیشه دم از آزادی میزدید اما حالا که وقتشه دارید خنثا و ساکن عمل میکنید و هیچ فعالیتی از خودتون نشون نمیدید!! چتونه؟ پس چی شد؟ ترسیدید؟ از کی؟ از چی؟ از زور و ظلم و ستمی که روز به روز داره بیشتر میشه و اگر کاری نکنید ادامه پیدا میکنه و میآد سر وقتتون؟
کاری کنید! به خیابون بیاید! با دوستان، آشنایان، اقوام، همکارها... نترسید! وقتی جمعیت زیاد باشه، چارهای جز عقبنشینی ندارند. به خیابون نمیآید؟ دست کم یک متن کوتاه، یک جمله برای آزادی، برای حمایت از آزادهها بنویسید! اینکه کاری نداره؟ دست کم خبرها و اعلامیهها رو نشر بدید! اینکه کاری نداره؟ فکر میکنید تو این شرایط میآن دنبالتون میافتند؟ نمیبینید زن و مرد، پیر و جوان، چطور دارند از خودشون مایه میگذارند؟ نمیدونید هر چقدر تعداد ما بیشتر باشه، ترس اونها هم بیشتر میشه؟ تو این تاریکی و ظلمت نور بپاشید! کاری کنید! هر کاری که از دستتون بر میآد! فقط خنثا نباشید.
+ متن زنده باد آزادی رو حدود سه سال و نیم پیش نوشتم. امروز همون روزه. روزی که باید دسته جمعی نشون بدیم تغییر میخوایم. یه تغییر بزرگ.
| سه شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۱ساعت 10:33  توسط میم
|