...

خانه

 

کارگردان: یان آرتوس-برتراند

نویسندگان: یان آرتوس-برتراند، ایزابل دلانوی، دنیس کاروت و ین لو وان

مدت زمان: 90 دقیقه (تلویزیونی)، 120 دقیقه (سینمایی)

کشور: فرانسه

سال اکران: 2009

امتیاز آقای مترجم: 9 از 10

 

مستند خانه از سه بخش تشکیل شده. فیلمساز با نگاه شاعرانه و ثبت تصویرهای چشم‌نواز و گاه زشت از طبیعت و محیط زیست مصنوعی انسان‌ها به مفاهیم مختلف می‌پردازه که مهم‌ترینشون اسراف منابع طبیعی هست که باعث بر هم خوردن تعادل در طبیعت شده.

فیلمساز در قسمت اول سیاره‌ی زمین رو بدون حضور انسان‌ها، انسان‌های عاقل، در نظر می‌گیره. سیاره‌ای که در طول میلیون‌ها سال، پس از پیدایش حاصل از انفجار، شکل گرفت، و عناصر مختلف طبیعت روی اون در توازن به سر می‌برند و روابطشون بعد از سال‌های دراز به تکامل رسید. در نتیجه شرایط زیست برای صدها هزار موجود مختلف به وجود اومد تا در کنار هم زندگی کنند که انسان یکی از اونهاست.

بخش دوم و عمده فیلم به حضور انسان در طبیعت می‌پردازه. یعنی دوره‌ای که منابع انرژی و غذا مورد مصرف قرار می‌گیرند و انسان برای بقای خود محیط زیست رو تغییر می‌ده. در طول چند هزار سال، از زمان نوسنگی، کشاورزی و سپس دامداری نقش بزرگی در تغییر شکل چهره‌ی طبیعت داشتند، اما تغییر بزرگ زمانی چشمگیر بود که مصرف‌گرایی روز به روز بیشتر شد. مصرف بی‌رویه منابع و دسترسی بیشتر به مواد مختلف باعث شد تا این توهم به وجود بیاد که این منابع برای همیشه باقی خواهند موند.

اونچه در طول فیلم جلب توجه می‌کنه همینه. یعنی دو مرحله متفاوت از زندگی بشر. زمانی که همه چیز کند و هم‌سو با طبیعت پیش می‌رفت و بعد دوره‌ای که مصنوعات به زندگی انسان‌ها و جانوران دیگه راه پیدا کردند. دوره‌ی دوم مشخصن بشر رو در وضعیتی نشون می‌ده که همه چیز رو بیشتر و بیشتر، و سریع‌تر و سریع‌تر می‌خواد.

با سرعت بیشتر فرصت ترمیم و بازساری رو به طبیعت نمی‌دیم. مثلن پلاستیک بین 20 تا 500 سال طول می‌کشه تا تجزیه شه و شیشه تا یک میلیون سال! و در طول این مدت تأثیر مخرب خودشون رو بر موجودات دیگه و انسان می گذارند.

فیلمساز روی هارمونی شکننده زمین تأکید می‌کنه اما این شکنندگی و آسیب‌پذیری زمین و طبیعت رو باید در کانتست زمین ببینیم. پس از میلیون‌ها سال این اولین باره که موجودات دیگه با خوردن پلاستیک خفه و نابود می‌شن و مایکروپلاستیک‌ها، یعنی ماده‌ای ساخت خود بشر، در بدن انسان و جنین پیدا شده. بشر این زنجیره‌ی ارتباطات و چرخه‌های بین اجزای مختلف طبیعت رو بر هم زد.

عدم توازن فقط به طبیعت محدود نمونده و به زندگی بشر هم کشیده شد. کشورهایی که بیشترین منابع قابل استخراج رو دارند فقیرترین کشورهای جهان هستند. و جنگ بر این عدم توازن و نابرابری دامن زده تا کشورهای قدرتمند، با شرکت‌های بزرگشون، هر چه بیشتر بر منابع طبیعی مسلط شن.

بعد از بهره‌برداری از چاه‌های نفت و به تولید انبوه رسوندن محصولات و پیشرفت تکنولوژی و سیستم حمل و نقل، چهره‌ی شهرها بیش از قبل تغییر کردند و بشر بیشتر از گذشته از طبیعت فاصله گرفت. انگار دیگه جزیی از طبیعت نبود، بلکه خودش رو مالک کوه‌ها، اقیانوس‌ها، جنگل‌ها، رودخونه‌ها و جانوران دیگه می‌دید. بنابراین سعی کرد تا اونجا که می‌تونه از این منابع استفاده کنه.

استخراج معادن برای تولید محصولات بیشتر بود تا به فروش برسند و پول بیشتری به جیب تولیدکننده‌ها بره. این محصولات نه لزومن برای رفع نیاز من و شما، در حالت کلی، بلکه برای کسب درآمد بیشتر ساخته می‌شن. مثلن در صنایعی مثل صنعت فشن ترجیح بر این هست که محصولات اضافه رو نابود کنند اما با قیمت ارزون نفروشند، یا اکثر برندهای معروف و بزرگ هیچ مدیریتی برای کاهش تولید و بازیافت ندارند. جالب اینجاست که بعضی از سرمایه‌گزاران ساخت این مستند از دنیای فشن می‌آن و به همین دلیل منتقدین به شدت به سازندگان تاختند که چرا مسئله‌ای رو در این مستند مطرح کردند که در دنیای واقعی خودشون رعایت نکرده بودند (تا اندازه‌ای این نقد رو قبول دارم).

بعلاوه در حال حاضر سالانه با پول غذاهایی که دور ریخته می‌شه می‌تونیم دو میلیارد نفر رو سیر کنیم. در حالی که بیش از هشتصد میلیون نفر به غذا هیچ گونه دسترسی ندارند و حدود دو میلیارد نفر نمی‌تونند آب سالم بنوشند.

فیلمساز از زندگی روستایی حمایت نمی‌کنه اما مصرف‌گرایی و کاپیتالیسم رو به نقد می‌کشه. سیستمی که مردم رو به خرید بیشتر تشویق می‌کنه و زندگی بهتر رو در داشتن محصولات بیشتر نشون می‌ده. در این سیستم اگر پول بیشتری دارید هر کاری که بخواید می‌تویند انجام بدید. اگر بخواید می‌تونید غذاتون رو، بدون توجه به انرژی و آب مصرف شده، دور بندازید چون پولش رو پرداختید.

در این سیستم تبلیغات چنان فراگیر شدند که یک دقیقه ولمون نمی‌کنند. تو خیابون‌ها، تلویزیون، رادیو و اینترنت تشویق مردم به مصرف‌گرایی رو به وضوح می‌بینیم. آرتوس-برتراند در این مستند سعی کرد نشون بده مصرف بی‌رویه چه زخم‌هایی بر طبیعت وارد کرده. جنگل‌زدایی، خشک شدن رودخونه‌ها، از بین رفتن آب‌های زیر زمینی، و آلودگی هوا از جمله موارد هستند که در این مستند مطرح شدند و محدود به گرمایش جهانی نمونده. فیلمساز نتیجه‌ی افکار و سیستم‌های نادرست سیاسی و اجتماعی رو در ادامه نشان می‌ده. سیستم‌هایی که 80 درصد از منابع طبیعی، که به همه‌ی انسان‌ها و جانوران تعلق داره، رو در اختیار 20 درصد از آدم‌ها قرار داده.

گرچه در طول فیلم با آسیب‌ها و گاه خسارت‌های جبران‌ناپذیر آشنا می‌شیم، فیلمساز در بخش آخر نشون می‌ده نگاه خوش‌بینانه‌ای داره و امیدوارانه راه‌حل‌هایی مثل استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر و استفاده‌ی درست از منابع طبیعی و هدر ندادن‌شون رو پیش روی مخاطب می‌گذاره. او سیاره‌ی زمین رو نه به صورت کشورهای مستقل و با مرزبندی‌های تاریخی که به صورت خانه‌ای مشترک برای تمام انسان‌ها می‌بینه.

از نظر من گرچه فیلم در پایان روی انرژی‌های سبز و پاک تأکید کرده اما به عنوان راه حل نهایی نشون نداد. فیلمساز به سادگی کوشید نشون بده، بر خلاف گذشته، باید به دنبال راه‌های تازه‌تر برای داشتن طبیعت و زندگی سالم باشیم.

ما برای ادامه حیات ناگزیر از این بودیم که در مقابل طبیعت بایستیم ولی حالا شاید وقتش رسیده که به جای مقابله با اون، وارد رابطه‌ی پایدار و سازگار شیم، صرف نظر از اینکه ممکنه راه‌حل‌هایی که فیلمساز می‌ده ایراد داشته باشند، دست کم فرصت گفتگو و تعامل در باره‌ی مشکلات رو بین مردم به وجود می‌آره و این ارزشمنده.

فیلم ساده و واضح، به دور از کلمات تخصصی و علمی، روایت می‌شه تا برای همه، از رده سنی‌های مختلف و با هر میزان از سطح آگاهی، قابل تماشا باشه. این مستند شاید برای افرادی که نسبت به مسائل محیط زیست اطلاعات کافی دارند حرف تازه‌ای نداشته باشد یا حتا اون رو پرگویی بدونند، اما حتمن میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، و به خصوص ایران، وجود دارند که باید بدونند و یاد بگیرند هر غذایی که دور می‌اندازند، هر نوع اسرافی، چه تأثیر جبران‌ناپذیری بر طبیعت و زندگی خودشون می‌گذاره.

خانه 12 سال پیش به رایگان در فضای مجازی پخش شد.

 |  پنجشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۰ساعت 22:16  توسط میم  |