...

بیام یا برم؟ | درس 17

 

نمی‌دونم عضو کانالم در آپارات هستین یا نه. از زمانی که این وبلاگ رو ساختم کانال آقای مترجم رو هم زدم تا ویدیوهای آموزشی رو اونجا آپلود کنم. در طول یک سال گذشته نزدیک به دویست ویدیو در زمینه آموزش انگلیسی و فرانسوی و همین طور موسیقی قرار دادم که کمابیش استقبال خوبی ازشون شد. تصمیم دارم تا سال آینده تعداد ویدیوها رو به هزار برسونم. توصیه می‌کنم این ویدیوها رو از دست ندین چون تماشای روزانه باعث می‌شه همیشه نکات تازه‌ای یاد بگیریم.

خب، درس امروز رو با «اجبار» یا «باید» شروع می‌کنم و در ادامه به «صفت‌های ترتیبی یا توصیفی» می‌پردازم. تو بخش آخر هم دو فعل جدید رو در زمان حال ساده صرف می‌کنم. اگه اشتباه نکنم تا الان حدود 50 فعل یاد گرفتیم. واقعن محشره!

 

برای نشون دادن کاری که باید انجام شه یا نه از فعل falloir استفاده می‌کنیم. توجه کنید که این فعل فقط و فقط همراه با ضمیر سوم شخص مفرد مذکر می‌آد. یعنی با Il. پس هیچ وقت با «من»، «تو»، «او» و غیره دیده نمی‌شه. نکته دیگه که نباید فراموش کنیم اینه که به دو صورت به کار می‌ره. یکی با مصدر و حالت دوم با اسم. حالا می‌ریم سراغ مثال‌ها تا بهتر متوجه بشیم:

FALLOIR + infinitif

Il faut respecter les règles. (تلفظ) (باید به قانون احترام بگذارید)

Il ne faut pas fumer ici. (تلفظ) (اینجا سیگار نکش)

 

FALLOIR + NOM

Il faut une carte d'identité. (تلفظ) (باید کارت شناسایی داشته باشید)

Il faut un parapluie car il pleut. (تلفظ) (چتر نیاز داری چون باران می‌بارد)

 

منطور از صفت ترتیبی همون «یکم»، «دوم»، «سوم» و... است که تو انگلیسی به صورت first، second و... می‌شناسیم. طبق معمول در زبان فرانسوی این صفت‌ها به صورت مذکر و مؤنث هستند که البته دیگه آشنایی کافی پیدا کردیم و چندان برامون سخت نیستند. امروز تا عدد 10 رو با هم کار می‌کنیم و احتمالن در درس‌های بعدی نمونه‌های دیگه رو هم خواهیم دید:

1 er/ 1 ère >>> le premier/ la première

2e >>> le deuxième/ la deuxième

3e >>> le troisième/ la troisième

4e >>> le quatrième/ la quatrième

5e >>> le cinquième/ la cinquième

6e >>> le sixième/ la sixième

7e >>> le septième/ la septième

8e >>> le huitième/ la huitième

9e >>> le neuvième/ la neuvième

10e >>> le dixième/ la dixième

همون طور که دقت کردید فقط مورد اول مذکر و مؤنث مشخصن فرق داشت و در موارد دیگه یک شکل هستند.

 

 حالا می‌ریم سراغ دو فعل پرکاربرد دیگه که جفتشون بی‌قاعده‌اند و به دسته سوم فعل‌ها تعلق دارند، پس باید اونقدر تکرار کنید تا حفظ شین. اول صرف فعل partir به معنی رفتن رو می‌بینیم و بعد می‌ریم سراغ venir به معنی آمدن:

Partir

Je pars

Tu pars

Il/ Elle part

Nous partons

Vous partez

Ils/ Elles partent

 

Venir

Je viens

Tu viens

Il/ Elle vient

Nous venons

Vous venez

Ils/ Elles viennent

ویدیوی موسیقی فعل partir رو می‌تونین از اینجا ببینید تا تلفظشون رو یاد بگیرید. ویدیوی بدون آهنگ این فعل رو هم پیدا کردم و همین طور ویدیوی صرف فعل venir.

 

درس امروز هم تموم شد. تمرین و تکرار رو فراموش نکنید و اگه بین وبلاگ‌نویس‌ها افرادی رو می‌شناسید که به یادگیری فرانسوی علاقه دارند اینجا رو بهشون معرفی کنید تا پابه‌پای هم پیش بریم.

 

+ تصویری از قلعه شاتو دو مانتونون

 |  پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷ساعت 23:26  توسط میم 

اینجا و اونجا | درس 16

 

قبل از هر چیز می‌خواستم خواهش کنم سئوالای خودتون رو به صورت خصوصی مطرح نکنید. بذارین همین جا ثبت شن شاید به کار افراد دیگه هم بیاد یا حداقل بعدها بشه یادآوری کرد. وقتی به صورت خصوصی می‌فرستین پاکشون می‌کنم و خواه ناخواه از یادم می‌رن. خب، درس امروز مربوط به قیدهای مکانه که خیلی پرکاربردن و تقریبن همیشه داریم ازشون استفاده می‌کنیم. در پایان هم اشاره کوتاهی دارم به شیوه پاسخگویی به پرسش‌هایی که با «چرا» شروع می‌شن.

قیدهای مکان تنوع زیادی دارند که در پایین به بعضی از اونها اشاره می‌کنم. متأسفانه طرح گرافیکی خاصی ندارم تا اینجا بذارم و بهتر متوجه بشین ولی تو کانال آپاراتم ویدیوی این درس هست که می‌تونین نگاهی بهش بندازین و متوجه بشین قضیه از چه قراره.

ici >>> (تلفظ) (اینجا)

là >>> (تلفظ) (آنجا)

là-bas >>> (تلفظ) (آن سوتر)

loin >>> (تلفظ) (دور)

devant >>> (تلفظ) (جلوی)

derrière >>> (تلفظ) (پشت)

dessus >>> (تلفظ) (بالا)

dessous >>> (تلفظ) (پایین)

dedans >>> (تلفظ) (داخل)

dehors >>> (تلفظ) (بیرون)

en haut >>> (تلفظ) (طبقه بالا)

en bas >>> (تلفظ) (طبقه پایین)

quelque part >>> (تلفظ) (جایی)

ailleurs >>> (تلفظ) (جایی)

autour >>> (تلفظ) (اطراف)

حالا می‌رم سراغ چند مثال. همون طور که اشاره کردم یکی دو مورده که با تصویر راحت‌تر می‌فهمین. بعد از خوندن این متن می‌تونین ویدیوی بالا رو ببینید تا دستتون بیاد چی به چیه:

Le cube est sous le cylindre. (تلفظ) (مکعب روی استوانه است)

Le cube est au - dessus du cylindre. (تلفظ) (مکعب بالای استوانه است و هیچ تماسی با هم ندارند)

Le cube est au - dessous du cylindre. (تلفظ) (مکعب پایین استوانه است و هیچ تماسی با هم ندارند)

Les cubes sont à côté du cylindre. (تلفظ) (مکعب‌ها کنار استوانه هستند)

Le cube est à gauche du cylindre. (تلفظ) (مکعب سمت چپ استوانه است)

Le cube est à droite du cylindre. (تلفظ) (مکعب سمت راست استوانه است)

Le cube est devant le cylindre. (تلفظ) (مکعب جلوی استوانه است)

Le cube est derrière le cylindre. (تلفظ) (مکعب پشت استوانه است)

Le cube est dans le cylindre. (تلفظ) (مکعب درون استوانه است)

 

حالا می‌ریم سر وقت بخش آخر. فرض کنید یکی از شما سئوالی می‌پرسه که با pourquoi شروع می‌شه، برای پاسخ دادن به چنین پرسش‌هایی دو راه پیش رومونه. اول از همه می‌تونیم با parce que جواب بدیم که در درس‌های قبل توضیحاتش رو دادم و معمولن وقتی به کار می‌بریم که می‌خوایم علت رو بگیم. یا اینکه در ابتدای جمله از ترکیب pour + infinitif استفاده کنیم. وقتی حالت دوم رو به کار می‌بریم نشون می‌دیم بعد می‌خوایم چه کار کنیم. به مثال‌های زیر توجه کنید:

Pourquoi es tu ici? (تلفظ) (چرا اینجایی؟)

Parce que je suis invité par Nicolas. (تلفظ) (چون نیکولاس دعوتم کرد)

Pour passer la soirée avec vous. (تلفظ) (تا عصر را با شما بگذرانم)

 

درس امروز هم تموم شد. نظرتون رو درباره این آموزش‌ها بگین. براتون مفیدن یا دوست دارین منتشر شن؟ اگه فکر می‌کنین این مطالب آموزنده است دوستانی که علاقمند هستند رو در جریان بذارین تا اونا هم استفاده کنند.

 

+ میدان کنکورد، پاریس

++ برای مطالعه درس‌های گذشته می‌تونین به دسته آموزش فرانسوی برید.

 |  چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۹۷ساعت 14:5  توسط میم  | 

یه کم از فردا بگو | درس 15

 

 درس امروز یه کم پییچیده است ولی چه بهتر! چون این نشون می‌ده آمادگی لازم رو در تمام روزهای گذشته کسب کردیم و حالا می‌تونیم از عهده مباحث سخت بر بیایم. البته هنوز چندان سخت نشده و راه زیادی مونده تا بگیم مباحث سختن و نمی‌فهمم و از این جور چیزا. امروز به سه موضوع مهم می‌پردازم: آینده نزدیک، جنسیت واژه‌ها و مقدار نامعین. کمابیش با تمام اینها از قبل آشنایی پیدا کردیم پس جای نگرانی نداره.

آینده نزدیک یعنی عملی که به زودی انجام می‌دیم. برای اینکه به چنین جمله یا مفهومی برسیم از فعل aller استفاده می‌کنیم که به معنی رفتنه و تو درس‌های اولیه صرف کردنش رو یاد گرفتیم. بعد از این فعل از فعل دلخواه یا مورد نظرمون استفاده می‌کنیم تا نشون بدیم قصد انجام دادنش رو داریم. حواستون باشه فعل دوم به صورت مصدر باید به کار بره. برای اینکه یه بار دیگه فعل aller یادآوری شه پایین بهش اشاره می‌کنم و بعد می‌رم سر وقت مثال‌های آینده نزدیک:

ALLER

Je vais.

Tu vas.

Il/ Elle va.

Nous allons.

Vous allez.

Ils/ Elles vont.

 

ALLER + INFINITIF

Je vais voyager avec ma famille. (تلفظ) (قصد دارم با خانواده‌م به سفر برم)

Tu va chercher une nouvelle maison. (تلفظ) (می‌خواهی به دنبال خانه جدید باشی)

Il/ Elle va partir pour un an. (تلفظ اول و تلفظ دوم) (او به مدت یک سال نخواهد بود)

Nous allons chanter cette chanson. (تلفظ) (ما این ترانه را خواهیم خواند)

Vous allez adorer ce film. (تلفظ) (شما این فیلم را دوست خواهید داشت)

Ils/ Elles vont boire un café. (تلفظ اول و تلفظ دوم) (آنها قهوه خواهند خورد/نوشید)

فکر می‌کنم رنگی کردن این دو فعل کاملن گویا باشه. فعل اول با توجه به فاعل تغییر کرده و فعل دوم رو هم خیلی ساده به صورت مصدر آوردم.

 

قبلن درباره مذکر و مؤنث بارها و بارها اشاره کردم. شاید براتون سئوال شده باشه چطور می‌شه فهمید یه اسم مذکر یا مؤنثه؟ قبل از هر چیز توصیه می‌کنم به فرهنگ لغت مراجعه کنید و یاد بگیرید و به خاطر بسپارید. با وجود این یه فرمول‌هایی هم وجود داره که می‌تونین حفظ کنید اما این فرمول‌ها یا قواعد کلی نیستند و همیشه استثنائاتی هست. خب، حالا همه اینها یعنی چی؟ فرض کنید با یه اسم روبرو شدید که نمی‌دونین مؤنثه. کافیه به چند حرف آخرش توجه کنید، اگه این حروف از لیست زیر باشه یعنی اون کلمه مؤنثه. البته باز هم تکرار می‌کنم این یه قاعده کلیه و همچنان استثنائات سر جای خودشونن:

- ion : la libération, la nation

- té : la rapidi, la san

- ure : la peinture, la voiture

- esse : la politesse, la vitesse

- ette : la chaussette, la roulette

- ie : la vie, la partie

- ée : la poupée, l'arrivée

- ude : la gratitude, l'attitude

 

بحث آخر درسمون هم به مقدار نامعین مربوط می‌شه. مثلن یه خرده کیک می‌خورین یا یه کم شکر می‌خرین، الان می‌خوایم همین رو یاد بگیریم که چطور باید این مقدار کم رو مطرح کنیم. واضحه که مثلن وقتی می‌گیم یه کم شکر، باید بدونیم شکر مذکر یا مؤنثه! چون با توجه به جنسیت اسم از واژه مخصوص باید استفاده شه. برای اسامی مذکر du و برای اسامی مؤنث du la می‌آریم. با هم مثال‌های زیر رو می‌خونیم:

Je bois du café. (تلفظ) (کمی قهوه می‌نوشم)

Tu voudrais de la salade. (تلفظ) (کمی سالاد می‌خواهی)

Nous mangeons du gâteau. (تلفظ) (کمی کیک می‌خوریم)

Vous voulez du fromage? (تلفظ) (کمی پنیر می‌خواهید؟)

Il y a du la neige par terre. (تلفظ) (روی زمین کمی برف است)

 

یه خرده درس امروز طولانی شد ولی به هر حال باید بجنبیم. چیزی به پایان سال نمونده و حجم مطالب هم روز به روز بیشتر می‌شه. سعی می‌کنم تا اسفند به درس 30 برسیم. منتظر نظراتون هستم. تا بعد!

 

+ نمایی از کلیسای جامع شارتر

 |  جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷ساعت 11:7  توسط میم 

من نه منم | درس 14

 

درس 14 درباره le verbe pronominal یا فعل انعکاسیه که می‌تونین توضیحات کلی‌تر رو در بیاموز بخونین. امروز کمی درباره این قبیل افعال توضیح می‌دم ولی باز در آینده برمی‌گردیم و به طور مفصل بهشون می‌پردازیم.

فکر می‌کنم بهتر باشه با مثال نشون بدم با چه جور فعلی طرف هستیم. مثلن فعل regarder به معنی نگاه کردنه، وقتی ضمیر انعکاسی se رو به این فعل اضافه می‌کنیم تا اندازه‌ای روی معنی فعل اثر می‌ذاره و می‌شه نگاه کردن به خود:

regarder:

Je regarde la télévision. (تلفظ) (تلویزیون تماشا می‌کنم)

 

se regarder:

Je me regarde. (تلفظ) (خودم را می‌بینم)

 

همون طور که دقت کردید در جمله دوم ضمیر انعکاسی با توجه به فاعل تغییر کرد. در ادامه مثال‌های دیگه‌‌ای می‌زنم تا متوجه بشین هر فاعل چه ضمیری داره:

Je me reagrder.

Tu te regardes.

Il se regarde./ Elle se regarde.

Nous nous regardons.

Vous vous regardez.

Ils se regardent. / Elles se regardent.

 

حالا می‌ریم سر وقت فعل appeler که به معنی صدا زدنه. قبلن در درس‌های اولیه اشاره‌ای به این فعل داشتم و یاد گرفتیم برای معرفی خودمون از این فعل استفاده می‌کنیم. به این منظور باید ضمیر انعکاسی se رو به کار ببریم. از اونجایی که این فعل با حرف صدا دار شروع می‌شه وقتی se رو اضافه می‌کنیم به فعل می‌چسبه.

Je m'appelle.

Tu t'appelles.

Il s'appelle./ Elle s'appelle.

Nous nous appelons.

Vous vous appelez.

Ils s'appellent./ Elles s'appellent.

همون طور که گفتم این فعل به معنی صدا زندنه و بعد از اضافه شدن ضمیر می‌شه خود را صدا زدن. در واقع بعد از این تغییر کوچولو می‌تونیم برای معرفی خودمون به کار ببریم و مثلن بگیم «اسم من رابینه» یا «من فلانی هستم».

 

توجه: گاهی بعد از اضافه کردن ضمیر انعکاسی معنی فعل به طور کل زیر و رو می‌شه و هیچ ربطی به معنی قبلی‌ش نداره. به مثال‌های زیر توجه کنید:

trouver (یافتن) >>> se trouver (بودن)

passer (گذشتن) >>> se passer (روی دادن)

mettre (قرار دادن) >>> se mettre (شروع کردن)

 

درس امروز رو همین جا تموم می‌کنم چون به نظرم بهتره فرصت بیشتری برای تمرین و تکرار داشته باشیم. ضمنن ویدیو این درس رو هم می‌تونین از اینجا تماشا کنید که البته به زبان انگلیسیه.

 

+ نمایی از کاخ فونتن‌بلو

 |  جمعه ۴ آبان ۱۳۹۷ساعت 10:6  توسط میم 

دلیل و مدرک داری؟ | درس 13

 

هر چی بیشتر می‌گذره درس‌ها برام هیجان‌انگیزتر می‌شن چون وقتی می‌بینم جملات طولانی رو به راحتی می‌تونم بخونم ناخودآگاه این پیشرفت رو حس می‌کنم و متوجه می‌شه تا الان خیلی هم بد نگذشت. شما در چه حالین؟ خوب پیش می‌رین؟ این آموزش‌ها براتون مفیده یا نه؟

درس امروز رو با parce que شروع می‌کنم که به معنی «چون» یا «زیرا» است و واضحه که برای بیان علت به کار می‌ره. یعنی از ما عملی سر می‌زنه که به علتی بوده. خود این علت به دو دسته تقسیم می‌شه. دسته یا در واقع زیر دسته اول مربوط به raison به معنی دلیل می‌شه و ریشه در عمل فاعل داره و زیردسته دوم cause است که این هم به علت ترجمه می‌شه ولی فرقی که با قبلی داره اینه که علت به عمل فاعل ربطی نداره و در واقع از کنترل فرد خارج شده است. حالا به مثال‌ها توجه کنید چون راحت‌تر متوجه می‌شین:

RAISON

Il ne mange pas tout de suite parce qu'il préfère attendre.  (اکنون غذا نمی‌خورد چون ترجیح می‌دهد منتظر بماند)

Nous allons dehors parce que nous voulons marcher. (بیرون را دوست داریم چون می‌خواهیم قدم بزنیم)

 

CAUSE

Il prend son parapluie parce qu'il pleut.  (چترش را برمی‌دارد چون باران می‌بارد)

Il appelle le garagiste parce que sa voiture ne démarre pas.  (به تعمیرکار زندگ می‌زند چون اتومبیل کار نمی‌کند)

در ادامه توضیحات قبل بگم مثل در جمله‌ای که مربوط به بیرون رفتن می‌شه «علت» بیرون رفتن به دوست داشتن فاعل بستگی داره. و در جمله‌ای که درباره برداشتن چتره «دلیل» به بارونی بودن هوا مربوط می‌شه، یعنی شخص در شکل‌گیری اون دخالتی نداره.

 

حالا می‌ریم سر وقت کشورها و ملیت‌ها. قبلن به کشورهای قاره آمریکا و اروپا پرداختیم، در ادامه چند کشور از خاورمیانه و خاور دور رو یاد می‌گیریم:

Le Moyen-Orient (تلفظ) (خاورمیانه)

Israël >>> israélien/ israélienne >>> (تلفظ) (اسراییل)

La Palestine >>> palestinien/ palestinienne >>> (تلفظ) (فلسطین)

Le Liban >>> libanais/ libanaise >>> (تلفظ) (لبنان)

La Jordanie >>> jordanien/ jordanienne >>> (تلفظ) (اردن)

 

L'Extrême Orient  (تلفظ) (خاور دور)

Le Japon >>> japonais/ japonaise >>> (تلفظ) (ژاپن)

La Chine >>> chinois/ chinoise >>> (تلفظ) (چین)

L'Inde >>> indien/ indienne >>> (تلفظ) (هند)

Le Pakistan >>> pakistanais/ pakistanaise >>> (تلفظ) (پاکستان)

Hong-Kong >>> chinois de Hong-Kong/ chinoise de Hong-Kong >>> (تلفظ) (هونگ‌کونگ)

همون طور که می‌بینید ملیت‌ها رو هم به صورت مذکر و مؤنث در کنار اسم کشورها قرار دادم و به راحتی می‌تونین یاد بگیرین. تا الان اسامی چهل کشور رو کار کردیم و خب واضحه کشورهای دیگه‌ای هم وجود دارند. نمی‌دونم فرصت می‌شه به اونا هم بپردازیم یا نه، ولی در هر صورت شما هم بیکار ننشینین و تو وقتای آزاد برین سر وقتشون.

راه‌های ارتباط با من بازه و اگه سئوال، نظر و پیشنهادی دارین می‌تونین مطرح کنین. تا بعد!

 

+ نمایی از برج سن ژاک

 |  جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷ساعت 9:58  توسط میم 

از دیروز تا آینده | درس 12

 

 درس امروز نسبتن طولانی ولی آسونه. از اونجایی که دیگه مثل سابق برای آموزش هر هفته پست اختصاصی نمی‌ذارم به نظرم بهتره هر جلسه مباحث بیشتری رو آموزش بدم. این طوری در طول دو هفته فرصت کافی برای مطالعه و تکرار و تمرین هم هست.

قبل از هر چیز می‌خوام از اعداد شروع کنم. فکر کنم تا الان به عدد 50 رسیدیم. حالا از 50 تا 100 رو یاد می‌گیریم. دو تا ویدیو تو کانال آپاراتم آپلود کردم که می‌تونین به صورت ویدیو تماشا کنید و بشنوید. بخش اول از 50 تا 70 و بخش دوم هم از 70 تا 100:

50 (cinquante) - 51 (cinquante et un) - 52 (cinquante-deux) - 53 (cinquante-trois) - 54 (cinquante-quatre) - 55 (cinquante-cinq) - 56 (cinquante-six) - 57 (cinquante-sept) - 58 (cinquante-huit) - 59 (cinquante-neuf)

60 (soixante) - 61 (soixante et un) - 62 (soixante-deux) - 63 (soixante-trois) - 64 (soixante-quatre) - 65 (soixante-cinq) - 66 (soixante-six) - 67 (soixante-sept) - 68 (soixante-huit) - 69 (soixante-neuf)

70 (soixante-dix) - 71 (soixante et onze) - 72 (soixante-douze) - 73 (soixante-treize) - 74 (soixante-quatorze) - 75 (soixante-quinze) - 76 (soixante-seize) - 77 (soixante-dix-sept) - 78 (soixante-dix-huit) - 79 (soixante-dix-neuf)

80 (quatre-vingts) - 81 (quatre-vingts-un) - 82 (quatre-vingts-deux) - 83 (quatre-vingts-trois) - 84 (quatre-vingts-quatre) - 85 (quatre-vingts-cinq) - 86 (quatre-vingts-six)  - 87 (quatre-vingts-sept) - 88 (quatre-vingts-huit) - 89 (quatre-vingts-neuf)

90 (quatre-vingts-dix) - 91 (quatre-vingts-onze) - 92 (quatre-vingts-douze) - 93 (quatre-vingts-treize) - 94 (quatre-vingts-quatorze) - 95 (quatre-vingts-quinze) - 96 (quatre-vingts-seize) - 97 (quatre-vingts-sept) - 98 (quatre-vingts-huit) - 99 (quatre-vingts-neuf) - 100 (cent)

در وهله اول ممکنه پیچیده و سخت به نظر برسن ولی اصلن این طور نیست. کافیه دو بار از 0 تا 100 رو بنویسین تا به طور کامل یاد بگیرین.

 

بخش دوم درس به ضمایر te و vous مربوط می‌شه. نمی‌دونم چقدر با انگلیسی آشنایی دارین ولی با یه مثال کوچولو می‌خوام این بحث رو باز کنم. مثلن در جمله I look at you ضمیر you بعد از فعل قرار گرفت. کلن در انگلیسی ضمایری که مفعول هستند بعد از فعل قرار می‌گیرند ولی قواعد فرانسوی این طور نیست و باید قبل از فعل این ضمایر رو بیاریم. به مثال‌هایی که برای این دو ضمیر می‌آرم توجه کنید:

TE

Je te regarde. (به تو نگاه می‌کنم) (تلفظ)

Nous te parlons. (با تو حرف می‌زنیم) (تلفظ)

Elle t'invite. (او تو را دعوت می‌کند) (تلفظ)

 

VOUS

Nous vous admirons. (شما را تحسین می‌کنیم) (تلفظ)

Elle vous téléphone. (او به شما تلفن می‌زند) (تلفظ)

Je vous écrit. (برایت می‌نویسم) (تلفظ)

 

دیگه رسیدیم به بخش آخر. تو این بخش یه خرده زمان‌های مختلف رو یاد می‌گیریم. ساده به نظر می‌آد ولی واقعن پرکاربرده:

Hier (دیروز) (تلفظ)

Hier matin (صبح دیروز) (تلفظ)

Hier après-midi (بعد از ظهر دیروز) (تلفظ)

Hier soir (عصر دیروز) (تلفظ)

 

Aujourd'hui (امروز) (تلفظ)

Ce matin (صبح امروز) (تلفظ)

Cet après-midi (بعد از ظهر امروز) (تلفظ)

Ce soir (امشب) (تلفظ)

 

Demain (فردا) (تلفظ)

Demain matin (صبح فردا) (تلفظ)

Demain après-midi (بعد از ظهر فردا) (تلفظ)

Demain soir (فردا شب) (تلفظ)

 

درس امروز هم تموم شد. منتظر نظر و پیشنهاداتتون هستم. تا بعد :)

 

+ نمایی از قلعه کونسیرژوری

 |  جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ساعت 19:31  توسط میم 

واستا واستا | درس 11

 

 اولین کاری که بعد از یادگیری فرانسوی می‌خواین انجام بدین چیه؟ منظورم بعد از این که مسلط شدینه. خودم می‌رم سراغ رمان‌ها و اشعاری که دوست دارم و سعی می‌کنم به زبان اصلی بخونم. خوندن آثار بالزاک، هوگو، پروست، بودلر، رمبو و... به فرانسوی حتمن خوشایندتر و شیرین‌تر باید باشه. همون طور که ما با خوندن آثار خیام، حافظ، نیما و... یه جور دیگه لذت می‌بریم!

درس امروز از دو بخش تشکیل شده. تو بخش اول یه سر به قاره آمریکا می‌زنیم و با اسامی چند تاشون آشنا می‌شیم و بعد می‌ریم سراغ دو تا فعل جدید:

Les États-Unis >>> américain/ américaine >>> آمریکا (تلفظ)

Le Canada >>> canadien/ canadienne >>> کانادا (تلفظ)

Le Mexique >>> mexicain/ mexicaine >>> مکزیک (تلفظ)

Le Brésil >>> brésilien/ brésilienne >>> برزیل (تلفظ)

L'Argentine >>> argentin/ argentine >>> آرژانتین (تلفظ)

Le Chili >>> chilien/ chilienne >>> شیلی (تلفظ)

La Bolivie >>> bolivien/ bolivienne >>> بولیوی (تلفظ)

اینجا هم مثل درس قبل بعد از اسم کشورها ملیت رو آوردم که واضحه برای مرد و زن متفاوته. تلفظشون رو خیلی راحت می‌تونین تو سایت فوروو پیدا کنید.

 

خب حالا می‌ریم سراغ اولین فعل یعنی Attendre که بی‌قاعده است و به معنی انتظار کشیدنه:

J'attends.

Tu attends.

Il/ Elle attend.

Nous attendons.

Vous attendez.

Ils/ Elles attendent.

حالا برای این فعل چند مثال می‌آرم. به موقعیت فعل و همین طور ساختار جمله‌ها توجه کنید:

J'attends le train. (من منتظر قطارم) (تلفظ)

Tu attends avec moi. (تو همراه من منتظری) (تلفظ)

Il attend sa femme. (او منتظر همسرش است) (تلفظ)

Nous attendons tranquillement. (در سکوت منتظر می‌مانیم) (تلفظ)

Vous attendentz les enfants. (منتظر بچه‌ها هستیم) (تلفظ)

Elles attendent votre réponse. (آنها منتظر پاسخت هستند) (تلفظ)

فعل دوم هم خیلی پرکاربرده! Répondre به معنی پاسخ دادنه و در ادامه صرف این فعل رو می‌بینید:

Je réponds

Tu réponds

Il/ Elle répond

Nous répondons

Vous répondez

Ils/ Elles répondent

این هم از این. امیدوارم براتون مفید بوده باشه.

 

+ نمایی از برج مشهور تور آریان

 |  جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷ساعت 17:21  توسط میم 

اهل کدوم دیاری؟ | درس 10

 

خب بعد از وقفه‌ای نسبتن طولانی دوباره درس‌ها رو از سر می‌گیرم. تو این مدت تقریبن فرصت سر خاروندن نداشتم و اون روزهایی هم که وقتم آزاد بود به طبیعت‌گردی می‌گذشت. از این به بعد سعی می‌کنم منظم‌تر پیش برم. درس امروز از دو بخش تشکیل می‌شه. بخش اول درباره افعال بی‌قاعده «توانستن» و «باید» توضیحاتی می‌دم و بعد می‌رم سراغ اسامی کشورهای اروپایی و ملیت‌ها.

فعل Pouvoir از افعال بی‌قاعده به حساب می‌آد. این فعل رو باید همراه با فعل دیگه به کار برد. مثلن در جمله «می‌توانم بخوانم» فعل خواندن رو به می‌توانم اضافه کردیم. توجه کنید که فعل دوم در حالت مصدر به کار می‌ره:

Je peux (تلفظ)

Tu peux (تلفظ)

Il/ Elle peut (تلفظ اول/ تلفظ دوم)

Nous pouvons (تلفظ)

Vous pouvez (تلفظ)

Ils/ Elles peuvent (تلفظ اول/ تلفظ دوم)

حالا به مثال‌های زیر توجه کنید:

Je peux chanter (می‌توانم بخوانم) (تلفظ)

Tu peux partir (می‌توانی بروی) (تلفظ)

Elle peut dessiner (او می‌تواند بکشد) (تلفظ)

 

همون طور که اشاره کردم حالا می‌رم سر وقت فعل Devoir که بی‌قاعده است و این هم در کنار فعل‌های دیگه به کار می‌ره:

Je dois (تلفظ)

Tu dois (تلفظ)

Il/ Elle doit (تلفظ اول/ تلفظ دوم)

Nous devons (تلفظ)

Vous devez (تلفظ)

Ils/ Elles doivent (تلفظ اول/ تلفظ دوم)

به مثال‌های این فعل نگاهی بندازیم:

Je dois étudier (باید مطالعه کنم) (تلفظ)

Il doit choisir (باید تصمیم بگیرد) (تلفظ)

Nous devons répondre (باید پاسخ دهیم) (تلفظ)

 

حالا می‌ریم سر وقت کشورهای اروپایی. برای دیدن نقشه و همین طور گوش دادن به تلفظ‌ها می‌تونین این ویدیو رو تماشا کنید:

La Gréce >>> grec/ grecque >>> یونان

Le Portugal >>>portugais/ portugaise >>> پرتغال

L'Espagne >>>espagnol/ espagnole>>> اسپانیا

L'Italie >>>italien/ italienne>>>ایتالیا

Le Luxambourg >>> luxembourgeois/ luxembourgeoise >>> لوکزامبورگ

La France >>> français/ française >>> فرانسه

Les Pays-Bas >>> néerlandais/ néerlandaise >>> هلند

L'Irlande >>> irlandais/ irlandaise >>> ایرلند

Le Royoume Uni >>>britanique >>> بریتانیا

L'Allemagne >>> allemand/ allemande >>> آلمان

La  Belgique >>> belge >>> بلژیک

Le Danemark >>> danois/ danoise >>> دانمارک

L'Autiche >>> autrichien/ autrichienne >>> اتریش

La Suède >>> suédois/ suédoise >>> سوئد

La Finlande >>> finlandais/ finlandaise >>> فنلاند

L'Estonie >>> estonien/ estonienne >>> استونی

La Lettonie >>> letton/ lettonne >>> لتونی

La Lithuannie >>> lithuanien/ lithuanienne >>> لیتوانی

La Pologne >>> polonais/ polonaise >>> لهستان

La République Tchèque >>> tchèque >>> جمهوری چک

Chypre >>> chypriote >>> قبرس

Malte >>> maltais/ maltaise >>> مالت

La Slovénie >>> slovène >>> اسلوونی

La Hongrie >>> hongrois/ hongroise >>> مجارستان

همون طور که متوجه شدین در کنار اسامی کشورها ملیت‌ها رو هم آوردم. یعنی هم ایتالیا رو گذاشتم و هم ایتالیایی. ملیت هم به دو صورت مذکر و مؤنث نوشته می‌شه ولی مال بعضی از کشورها هیچ فرقی نداره و مذکر و مؤنث یه جوره.

درس امروز هم تموم شد. تمرین و تکرار رو فراموش نکنین!

 

+ موزه لوور، فرانسه

 |  شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ساعت 15:4  توسط میم 

من بعلاوه تو می‌شه ما | درس 9

 

قبل از هر چیز بگم یه تغییراتی تو برنامه آموزش فرانسوی دادم. از اونجایی که کار معماری‌م داره بیشتر می‌شه و هم اینکه دارم خوب پیش می‌رم و مشتاق شدم زودتر فرانسوی رو تموم کنم، تصمیم گرفتم این آموزش‌ها رو به دو بار در هفته تغییر بدم. احیانن دوشنبه و پنجشنبه می‌شه یا شاید هم دوشنبه و جمعه که سرم خلوت‌تره ولی به هر حال دیگه یه بار در هفته نیست. اگه شما نمی‌رسین می‌تونین مثل سابق هر هفته یه درس رو بخونین. در هر صورت تا وقتی هستم و تا جایی که در توانم باشه می‌تونین سئوالاتتون رو مطرح کنین. ضمنن یه سری از بچه‌ها دنبال کتاب‌های خاص می‌گشتن و بهم گفتن می‌تونم برای دانلود بذارم یا نه. راستش من چیزایی که تو آرشیوم دارم رو برای دانلود می‌ذارم. اگه داشتم به روی چشم و اگه نه که هیچ.

درس امروز رو با افعال با قاعده دسته دوم شروع می‌کنم. قبلن تو درس هفت توضیحاتی درباره انواع فعل دادم. می‌تونین مرور کنین تا همه چیز یادتون بیاد. در دسته دوم فعل‌هایی که به IR ختم می‌شن قرار می‌گیرند. البته این دسته فقط منحصر به این نوع فعل نمی‌شه و فعل‌های دیگه‌ای هم وجود داره ولی امروز درباره این فعل‌های باقاعده توضیح می‌دم. به فعل زیر توجه کنید:

finir >>> fin + ir

Je finis

Tu finis

Il/ Elle finit

Nous finissons

Vous finissez

Ils/ Elles finissent

این فعل به معنی پایان دادنه. همون طور که می‌بینین از دو بخش تشکیل شده که قسمت اول ثابت می‌مونه و قسمت دوم فعل (که به رنگ آبی در آوردم) تغییر می‌کنه. پس حالا می‌دونیم برای فاعل‌های مختلف و فعل‌هایی که به IR ختم می‌شن باید چه تغییراتی بدیم. به دو نمونه دیگه که در زیر می‌آرم توجه کنید. unir به معنی یکی کردن یا متحد کردن و choisir به معنی انتخاب کردنه:

unir >>> un + ir

J'unis

Tu unis

Il/ Elle unit

Nous unissons

Vous unissez

Ils/ Elles unissent

 

choisir >>> chois + ir

Je choisis

Tu choisis

Il/ Elle choisit

Nous choisissons

Vous choisissez

Ils/ Elles choisissent

فعلن همین سه تا فعل بسه. اگه دوست داشتین بیشتر تمرین کنین تو دیکشنری بگردین و به افعالی که به er یا ir ختم می‌شن نگاه بندازین. این جور تمرین‌ها کمک خوبیه!

 

حالا می‌خوام برم سر یه موضوع ساده ولی مهم. قبلن توضیح کوتاهی درباره اسامی مفرد و جمع دادم ولی خیلی سریع ازشون گذشتم. امروز با هم می‌بینیم این تغییر و تحولات به چه صورت اعمال می‌شه و چطور می‌تونیم از اسم مفرد به جمع برسیم. به un ami توجه کنید. همون طور که قبلن مفصل توضیح دادم un پیشوند نامعینه و قبل از اسامی مفرد به کار می‌ره. ami هم که به معنی دوسته. پس un ami به معنی دوستیه که نمی‌دونیم کیه. حالا اگه بخوایم به صورت جمع در بیاریم می‌شه des amis که واضحه این تغییرات. اون s هم نوشته می‌شه ولی تلفظ نمی‌کنیم. (شاید بد نباشه به اون دسته از دوستانی که به انگلیسی آشنایی دارند توضیح اضافه بدم: un اینجا مثل همون a و an هستش. ولی تو فرانسوی موقع جمع بستن باید از پیشوند دیگه‌ای استفاده کرد یعنی des، که البته تو انگلیسی معادل نداره)

به مثال‌های زیر توجه کنید:

un ami >>> des amis

une femme >>> des femmes

un homme >>> des hommes

le livre >>> les livres

البته طبق معمول استثنائاتی وجود داره که باید یاد بگیریم. مثلن اسامی‌ای که به EAU، AU، EU ختم می‌شن در حالت جمع به جای s از حرف x استفاده می‌کنیم. البته این هم تلفظ نمی‌شه و فقط موقع نوشتن سر و کله‌ش پیدا می‌شه:

EAU >>> une eau >>> des eaux

AU >>> un tuyau >>> des tuyaux

EU >>> un feu >>> des feux

خب، یه دسته از اسامی هم وجود دارند که به OU ختم می‌شن و اینا رو هم موقع جمع بستن به آخرشون x اضافه می‌کنیم. ولی همیشه این طور نیست و گاهی ممکنه تو این استثناء استثناء دیگه وجود داشته باشه :)) کلن سخت نگیرین و هول نشین. با تکرار قضیه حله ^ـ^

un bijou >>> des bijoux

un cailou >>> des cailoux

un chou >>> des choux

و در نهایت اسامی وجود دارند که گرچه مثل دسته‌های اول موقع جمع بستن s بهشون اضافه می‌شه ولی تلفظشون تغییر می‌کنه:

un boeuf >>> des boeufs

un oeuf >>> des oeufs

و باز :)) یه دسته دیگه هم وجود داره که کلن شکل جمعشون اصلن با s و x این جور چیزا درست نمی‌شه و تبدیل به یه چیز تازه می‌شه. یعنی کاملن بی‌قاعده‌ن و باید حفظشون کنید:

un oeil >>> des yeux

 

فعلن تا همین جا بسه. و فکر می‌کنم می‌شه دو سه روز تمرین و تکرار کرد و درست و حسابی یاد گرفت. به نظرم بحث اسامی جمع هم دیگه بسته شده باشه ولی اگه به چیزای تازه برخوردم حتمن یادآوری می‌کنم.

 

+ پل الکساندر سوم

++ امروز فرصت نکردم تلفظ‌ها رو پیدا کنم. اگه شد روزهای آینده تکمیل می‌کنم ولی شما خودتون هم می‌تونین تلفظ و معنی واژه‌ها رو در بیارین و منتظر نمونین.

 |  شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۷ساعت 0:0  توسط میم 

معاشرت | درس 8

 

هر چی بیشتر در این مسیر خطیر، یعنی آموزش فرانسوی، پیش می‌ریم به پایان این وبلاگ هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شیم و یه روزی می‌رسه که چشماتون رو باز می‌کنین و می‌بینین ای دل غافل! بدون آقای مترجم شدین! ولی خودمونیم، رسیدیم به درس هشت!! تا حالا چند لغت جدید یاد گرفتین؟ اعداد رو تمرین می‌کنین؟ می‌تونین بگین امروز چند شنبه است یا نه؟

درس امروز رو با چند ضمیر پرسشی شروع می‌کنم. قبلن تو درس 5 توضیحاتی دادم. یادتونه؟ اگه فراموش کردین حتمن یه نگاه بندازین و بعد بیاین این درس رو بخونین. Qui به معنی چه کسی، و Que و Quoi به معنی چی هستند. حالا برای هر کدوم چند مثال می‌زنم ولی هیچ کدومشون رو ترجمه نمی‌کنم. سعی کنید خودتون بفهمین، ولی اگه احیانن به نظرتون گنگ رسید حتمن مطرح کنین و من هم در خدمتتون هستم.

Qui:

Qui est-il? (تلفظ)

Qui vient avec toi ce soir? (تلفظ)

 

Que:

Que fais-tu? (تلفظ)

Que veux-tu regarder à la télévision? (تلفظ)

 

Quoi:

Tu fais quoi? (تلفظ)

Tu veux regarder quoi à la télévision? (تلفظ)

 

همون طور که اشاره کردم Que و Quoi هر دو به معنی چی هستند. شاید براتون سئوال شده باشه پس چه فرقی با هم دارند! یه بار دیگه به مثال‌ها توجه کنین. همون طور که دقت کردین موقعیت این دو واژه در جمله فرق می‌کنه. وقتی از Que استفاده می‌کنیم حتمن باید اول جمله باشه، ولی در مورد دوم این طور نیست و از این واژه در ابتدای جمله استفاده نمی‌کنیم.

 

خب، حالا می‌ریم سر وقت پرسیدن اسم طرف مقابل و همین طور معرفی خودمون. همون طور که می‌دونین خیلی مهمه. خوشبختانه همه دنیا مثل دخترای ایرانی نیستند که وقتی اسمشون رو می‌پرسین با جواب لطیفانه: «برو گمشو آشغال عوضی!» خودشون رو معرفی کنن. اون سر دنیا مردم یه جور دیگه‌ای خودشون رو معرفی می‌کنن. البته قبلن چند مثال زدم. ولی حالا مفصل‌تر توضیح می‌دم:

Comment vous appelez-vous? (تلفظ)

تو این مثال از طرف مقابل می‌پرسین «اسمت چیه؟». این سئوال تو موقعیت کاملن رسمی استفاده می‌شه. ترجمه کلمه به کلمه می‌شه: «چگونه خود را صدا می‌زنید؟» :) ولی واضحه که همون اسمت چیه‌س.

Vous vous appelez comment? (تلفظ)

مورد دوم کمتر رسمیه ولی دقیقن همون معنی رو داره.

Quel est votre nom? (تلفظ)

این هم خیلی واضحه و از قبلی‌های میزان رسمی بودنش کمتره.

Comment tu t'appeles? (تلفظ)

Tu t'appeles comment? (تلفظ)

Quel est ton nom? (تلفظ)

این چن مورد هم کاملن دوستانه هستند و تو محیط‌های خودمونی به کار می‌رن. در نهایت پرسش زیر اصلا و ابدا رسمی نیست:

C'est quoi ton nom? (تلفظ)

پس دیگه یاد گرفتیم چطوری اسم طرف مقابل رو بپرسیم و به اصطلاح باب آشنایی رو باز کنیم. ولی اگه از خودمون همین سئوالا رو بپرسن چه جوابی باید بدیم؟ به مثال‌های زیر توجه کنید:

Je m'appelle Vincent. (تلفظ)

Je suis Vincent. (تلفظ)

Mon nom est Vincent. (تلفظ)

دیدین چه ساده بود؟ :) حالا اگه بخوایم راجع به وضعیت مجرد و متأهل بگیم یا به طور کل نشون بدیم تو رابطه هستیم یا نه باید چی بگیم؟ به مثال‌های زیر توجه کنید:

Je suis célibataire. (مجردم) (تلفظ)

J'ai en copain. (دوست پسر دارم)

J'ai une copine. (دوست دختر دارم) (تلفظ)

Je suis en couple. (زوج بودن به این معنیه که شما با کسی زندگی می‌کنید ولی ازدواج نکردین) (تلفظ)

Je suis fiancé(e). (تلفظ)

جمله آخر یعنی نامزد هستم یا نامزد دارم. همون طور که دقت کردین تو پرانتز حرف e رو گذاشتم که برای نامزد در حالت مؤنث به کار می‌ره ولی تلفظ هر دو تا یه جوره.

Je suis marié(e). (متأهل هستم) (تلفظ)

Je suis divorcé(e). (مطلقه‌ام) (تلفظ)

Je suis veuf/ veuve. (بیوه‌ام) (تلفظ یک، تلفظ دو)

واضحه تو جمله آخر بیوه برای مرد و زن متفاوته. خب، اینا رو هم یاد گرفتیم و حالا اگه کسی خواست بدونه ما تو رابطه هستیم یا نه می تونیم به آسونی وضعیت خودمون رو بیان کنیم. این نه بی‌ادبانه است و نه چیز عجیب و غریبیه. یکی از شما خوشش اومده و حالا می‌خواد بیشتر آشنا شه. حالا اگه شما از طرف بدتون اومد اون یه داستان دیگه است! :)

 

+ خوشحالم که تازگیا چند نفر با گوگل کردن به این آموزش‌ها رسیدند. امیدوارم به کارتون بیاد. از دوستانی که تو این مدت وبلاگم رو دنبال کردن هم یه تشکر جانانه دارم ^ـ^ ممنون و دمتون گرم!

 |  شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷ساعت 0:0  توسط میم  | 

مطالب قدیمی‌تر