...

مدیریت مالی در دنیای فریلنسینگ

 

قصد داشتم این مطلب رو چند روز پیش بنویسم اما همون طور که می‌دونید قطعی برق مجال نوشتن نداد. الان دو روز متوالی هست که هر روز دو بار پشت سر هم برق منطقه‌ی ما قطع می‌شه. و هر بار هم بین دو تا دو ساعت و نیم ادامه داره. یعنی رسمن بعد از ظهرها رو باید بی‌خیال شم. نمی‌دونم این روند تا کی ادامه پیدا می‌کنه و آیا تا آخر تابستون وضع همینه یا نه، اما اگر تا چند روز آینده همین بساط باشه چاره‌ای ندارم جز اینکه یه تغییراتی تو زندگی‌م به وجود بیارم. چون رسمن کار با کامپیوترها تا ساعت نه یا نه و نیم شب غیرممکنه.

خب، حالا می‌رم سر اصل مطلب. یعنی مدیریت مالی‌ای که فریلنسرها باید داشته باشند. می‌گم باید، چون اگر بخوایم در کارمون پیشرفت کنیم و درآمدمون افزایش پیدا کنه به مدیریت مالی احتیاج داریم. پس رفتارمون باید جدی و حرفه‌ای باشه. در غیر این صورت درآمدمون ثابت می‌مونه یا ممکنه زود به زود خرج کنیم و آخر ماه یا آخر سال مبلغ به خصوصی پس اندازه نکرده باشیم. مشخصه که این فاجعه است. اون هم با این شرایط و اوضاع.

قدم اول رو که در مطلب قبل توضیح دادم. یعنی شما در هر صورت وقتی به عنوان فریلنسر می‌خواین کار کنید باید رشته و هدف مشخصی داشته باشید. اگر این قدم رو بر ندارید یعنی اصلن درآمدی ندارید که بخواین براش نقشه بکشید یا برنامه‌ریزی کنید. پس پیش از شروع هر چیز، باید و باید به تعیین هدف و کار بپردازید. یه نکته‌ای رو هم بد نیست اینجا اشاره کنم. من اون متن رو برای کسانی نوشتم که همه چیز رو می‌خوان از صفر شروع کنند. یعنی هیچ دوست و آشنا و رابطه‌ای ندارند. خودم هم هفت سال قبل وقتی وارد دنیای فریلنسینگ شده بودم کسی رو نداشتم. راستش اصلن روم نمی‌شد به دوستانم بگم فریلنسر هستم. بنابراین خواه ناخواه کنارشون گذاشتم و تصور کردم کسی رو ندارم و خودم هستم و خودم. اما اگر شما نگرانی از این بابت ندارید و اطرافیانتون می‌دونند یا به طور کل در دنیای واقعی روابط خوبی با کسب و کارها دارید، حتمن چند پله جلوتر می‌ایستید و می‌تونید درآمدتون رو زودتر افزایش بدید.

حالا فرض رو بر این می‌گیرم که شما کارهای ابتدایی رو انجام دادید و ماهانه رقم مشخصی درآمد دارید. یعنی این درآمد کمابیش ثابت هست. البته درآمد فریلنسرها هیچ وقت ثابت نیست، و فرضن یه ماه پنج تومن در می‌آرن و ماه دیگه ممکنه پونزده تومن در بیاره. ولی اگر میانگین بگیریم به رقم ثابتی می‌رسیم. وقتی به این نقطه از کار می‌رسید یعنی می‌تونید قدم‌های بزرگی بردارید. پیش از این، به نظرم بیشتر جنبه آزمون و خطا و تجربه‌ورزی داره. وقتی شما درآمدتون تا اندازه‌ای قابل قبول بشه (که در پست قبل توضیح دادم باید چطور از منابع مختلف درآمد کسب کنید) اون وقت می‌تونید به پس‌انداز هم فکر کنید.

نقش پس‌انداز در کار و زندگی خیلی خیلی مهمه. شما با کار فریلنسری هرگز پولدار نمی‌شین و بهتره با خودتون رو راست باشید. اون هم از طریق نوشتن و ترجمه و تولید محتوا. اما اگر پس‌انداز کنید و مراقب دخل و خرجتون باشید، بعد از چند سال پس‌انداز خوبی خواهید داشت و با اون پول می‌تونید کارهای بزرگ‌تری انجام بدید. مثلن ممکنه بخواین برای خودتون جایی رو اجاره کنید. یا حتا شاید بخواید اتومبیل بخرید. شاید هم بخواین کارگاه بزنید و محصول خاصی رو تولید کنید. هر کار که می‌خواین بکنید ناگزیر از این پس‌انداز هستید. بدون پس‌انداز پولی جمع نمی‌شه. ولی اگر ماهانه نصف یا یک سوم درآمدتون (درآمد قابل قبول، نه درآمدی که ناچیز هست) رو پس‌انداز کنید بعد از دو سه سال حتمن می‌تونید بالای صد میلیون پس‌انداز کنید. سخته ولی غیرممکن نیست.

توصیه می‌کنم از لحظه‌های عمرتون لذت ببرید و زیاد به سال‌های آینده و نیومده فکر نکنید. مثلن وقتی پولتون رو کنار می‌گذارید، غصه نخورید که کاش می‌تونستید همین الان خرجش کنید یا کاش این چند سال زودتر سپری بشه. این یه مسیر و عمری هست که در هر صورت می‌گذره و سپری خواهد شد، پس بهتر و انسانی‌تر اینه که از همین لحظه عمرتون لذت ببرید. مطمئنن اگر پول داشته باشید کارهای بیشتری می‌تونید انجام بدین ولی وقتی ندارید غصه الکی خوردن هم بیهوده است.

شخصن بخشی از درآمدم رو به خرید کتاب اختصاص می‌دم. معمولن این کتاب‌ها در حوزه‌ی کاری و علایقم هستند. چون معتقدم این مطالعات کمک می‌کنند در کارم حرفه‌ای‌تر و مسلط‌تر باشم. خیلی مؤثره. بنابراین توصیه می‌کنم اگر می‌خواین در کارتون روز به روز بیشتر پیشرفت کنید حتمن بخشی از درآمدتون رو به تهیه‌ی کتاب‌های تخصصی در رشته‌ی خودتون اختصاص بدید. مثلن اگر مترجم هستید حتمن مطالعه‌ی کتاب‌های گرامر مختلف رو در برنامه‌ی روزمره بگنجونید.

به بقیه امور مثل تهیه لباس و خوراک نمی‌پردازم چون مقوله‌های شخصی هستند. ممکنه تنها زندگی کنید یا با خانواده. هر کدوم از اینها سختی‌ها و آسودگی‌های خودش رو داره و روی هزینه‌ای که می‌کنید تأثیر می‌گذاره. مثلن خودم به ندرت لباس هدیه گرفتم. به همین دلیل ناگزیر از این هستم که هر سال بخشی از درآمدم رو به تهیه لباس اختصاص بدم. یا این به روحیه من هم بستگی داره. چون دوست ندارم لباس‌هام کهنه یا بدرنگ و رو باشند. به خاطر همین معمولن هر سال لباس‌هام رو عوض می‌کنم تا روحیه خودم هم عوض شه. البته روزهای اول کاری و استقلالم این طور زندگی نمی‌کردم و اصلن پول آنچنانی در نمی‌آوردم که بخوام این سبک زندگی داشته باشم. بیشتر درآمدم صرف معماری و دانشگاه می‌شد. اما یکی دیگه ممکنه این چیزها براش مهم نباشه و بخواد پول بیشتری رو پس انداز کنه تا زودتر به نتیجه برسه و هر چهار سال یه بار یه تیشرت بخره. واقعن به شرایط روانی هر کس بستگی داره.

یه موضوع مهمی که باید بهش اشاره کنم اینه که شما باید یاد بگیرید با پس‌اندازتون می‌خواین چه کار کنید. این خیلی مهمه. فرضن اگر سی چهل میلیون جمع کردید می‌خواین چه کار کنید؟ آیا دوست دارید همین کار فریلنسری کنونی رو ادامه بدید؟ یا می‌خواین تغییر رشته و گرایش بدین؟ مثلن یکی از دوستانم گرافیست بود و بعد از پنج شش سال که به پول خوبی رسید برای خودش یه مغازه اجاره کرد و وسایل زینتی مثل گردنبند و دستبندهای دستساز (که کار فریلنسرهای دیگه بود) رو فروخت. بعد از یکی دو سال اونقدر کارش گرفت که الان یه مغازه برای خودش داره و تا اونجا که می‌دونم امور زندگی‌ش بد نیست.

اگر هدفتون مشخص باشه این پس‌انداز رو می‌تونید به کار بندازید. در غیر این صورت این رو هم بر باد می‌دین و کاری از پیش نمی‌برید. به علاوه وقتی ایده‌های مختلف داشته باشید می‌تونید سرمایه تون رو چند برابر کنید ولی وقتی ایده‌ای ندارید اون پس‌اندازه هم ثابت می‌مونه و نمی‌تونید به کارش بندازید.

در دنیای تولید محتوا و نوشتن، به نظرم بهترین راه برای افزایش درآمد ساخت وبسایت هست. البته یه وبسایت اساسی که بتونه مخاطب‌های نسبتن زیادی رو جلب کنه. ساخت یه وبسایت خوب هم به عوامل زیادی بستگی داره. اولن خودتون چون تجربه تولید محتوا دارید باید بدونید چه جور مطالبی رو می‌خواین کار کنید و این وبسایت شما قراره چه خلأیی رو پر کنه. ثانین طراحی وبسایت باید جذاب باشه. این هم بستگی به محتوای وبسایت داره و برای هر وبسایت یه جور تعریف می‌شه. در ضنمن خوبی وبسایت اینه که با سرمایه اندک می‌تونید کارتون رو شروع کنید و بعد رفته رفته توسعه بدین. مثلن ده میلیون دارید و می‌رید دامنه می‌خرید و پول برنامه‌نویس و گرافیست می‌دین. و بعد ذره ذره تغییراتی در وبسایت به وجود می‌آرید. اما در دنیای امروز با ده میلیون می‌تونید زمین، مغازه یا خونه بخرید؟ نه! اگر پشتکار داشته باشید و هوشمندانه فعالیت کنید این وبسایت ده میلیونی می‌تونه به شما سود خوبی بده.

حالا می‌خوام مطلبی که گفتم رو جمع‌بندی کنم:

بخشی از درآمد رو به پس‌انداز اختصاص می‌دیم. بخشی رو به بالا بردن سطح آگاهی خودمون، بخشی هم برای دخل و خرج‌های روزمره است. پس‌اندازمون رو باید برای هدف بزرگ‌تری هزینه کنیم. در واقع سرمایه‌ای هست که قصد داریم بعدتر افزایش بدیم و چند برابرش کنیم. واضحه که اگر این پس‌انداز بیست میلیون باشه با پس‌انداز فرد دیگه که دویست میلیون جمع کرده (هر دو در یک بازه زمانی مشخص) منجر به طی دو مسیر متفاوت خواهد شد. دومی دستش بازتره. ممکنه بخواد وبسایت حرفه‌ای تری تولید کنه. یادم می‌آد چند سال پیش مصاحبه‌ای از مدیر وبسایت علی بابا خونده بودم که می‌گفت با سی میلیون تومن وبسایتش رو درست کرد و بعد از کلی دوندگی به نتیجه رسید. این شخص الان میلیاردره ولی اون سی میلیون اول رو با هزار بدبختی جور کرده بود.

یه موضوعی رو هم جا انداختم و بد نیست در پایان بهش اشاره کنم. سعی کنید خرجتون بیشتر از درآمدتون نباشه. این سبک زندگی هرگز باعث پیشرفت در کار نمی‌شه (البته اگر پیشرفت براتون مهم هست). اگر می‌خواید کارتون رو توسعه بدین، چاره‌ای ندارید جز اینکه از بعضی از خواسته‌هاتون بگذرید.

 |  چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۰ساعت 11:35  توسط میم  |