...

راه و رسم فریلنسینگ

 

خب، خب، خب! تابستون هم از راه رسید و کم‌کم دارم فرصت برای نوشتن رو به دست می‌آرم. از این به بعد سعی می‌کنم مثل سابق هفته‌ای یکی دو بار، به طور منظم، بنویسم. عزیزانی که تازگی‌ها به جمع دوستان اضافه شدند و نمی‌دونند به طور کل محتوای این وبلاگ در چه زمینه‌ای هست می‌تونن به آرشیو موضوعی و دسته‌بندی‌های مختلف مراجعه کنند و ببینند تا امروز راجع به چه چیزهایی نوشتم. اینجا از معرفی فیلم و سریال داریم تا حتا یوتیوبرها، و از روزنوشت و مسائل اجتماعی تا کار و آموزش‌های مربوط به زبان انگلیسی و فرانسه.

امروز هم قصد دارم طبق قولی که داده بودم در باره‌ی مدیریت مالی و راه‌های افزایش درآمد فریلنسرها بنویسم. از مطلب وضع مالی فریلنسرها کمابیش استقبال خوبی شد و با خودم فکر کردم حالا که می‌خوام در این باره بنویسم کمی مفصل‌ باشه و به جزییات بیشتری بپردازم. معمولن بسیاری از دوستان این اطلاعات و تجربه‌ها رو به سادگی در اختیار دیگران نمی‌گذارند چون معتقدند برای بالا بردن سطح آگاهی خودشون و پیشرفت در کار وقت و انرژی گذاشتند، بنابراین چرا باید اینها رو مفت به کسی بدن؟ شاید حق داشته باشند! اما من به چند علت چنین اعتقادی ندارم. اولن رشته اصلی‌م چیز دیگه است و فریلنسینگ رو کمابیش کنار گذاشتم. بنابراین فکر نمی‌کنم دارم به رقبای خودم اضافه می‌کنم. ثانین معتقدم به افراد تازه‌کار باید کمک کرد و تا اونها بخوان در کارشون پیشرفت کنند دوره‌ی ما هم به سر رسیده و جا برای جوان‌ترها باز خواهد شد. پس چرا بخیل باشم؟ ثالثن فکر می‌کنم هر چه بیشتر آموزش بدی، همون قدر، و بلکه بیشتر کسب می‌کنی. به عبارت دیگه از هر دست بدی، از یه دست دیگه می‌گیری.

همون طورکه اشاره کردم تصمیم گرفتم کمی مفصل بنویسم و احتمالن در دو سه مطلب متوالی خواهم نوشت. البته تا یادم نرفته بگم مطلبی که دارم می‌نویسم بیشتر به کار دوستانی می‌آد که مترجم و نویسنده هستند و دستی در تولید محتوا دارند. ممکنه برای افرادی که چیزی تولید می‌کنند (مثل کیف، ظروف سفالی، پوشاک و غیره) هم مفید باشه و خودم هم یه گریزهایی بزنم، اما کلن مترجم‌ها و نویسنده‌ها مد نظرم هستند. مطالبی که تو ذهنم دارم به سه دسته تقسیم کردم: اول راجع به نظم و کسب درآمد از شاخه‌های مختلف می‌گم. دوم به مدیریت مالی فریلنسرها می‌پردازم، و سر آخر در یک مطلب مفصل راجع به این می‌نویسم که چطور باید این سرمایه اندکی که به دست آوردیم رو افزایش بدیم.

قبل از هر چیز باید بدونید و یاد بگیرید که هر کار سختی‌های خودش رو داره. اگر فکر می‌کنید فریلنسر بودن یعنی شل و ول و بدون برنامه بودن، همین حالا این کار رو ترک کنید و برید یه جور دیگه پول در بیارید. چون فریلنسینگ نه فقط سخت نیست، بلکه بسیار سخته و روزها و سال‌های اول، یعنی دوره‌ای که بی‌تجربه هستید، فشار زیادی رو باید تحمل کنید. بی‌پولی داره، کم پولی داره، و اگر مستقل از خانواده باشید حتا گرسنگی و بدبختی‌های دیگه هم داره. برای همین خودتون رو برای یه جنگ بزرگ آماده کنید. تازه‌، اون هم در رشته‌ای که به هر حال پول زیادی درش نیست و کارفرماهای محترم بدجور تو سر قیمت می‌زنند.

از سختی‌های کار گفتم اما فریلنسینگ شیرینی خودش رو هم داره. ساعت خواب و بیداری به خودتون بستگی داره. و این دست شما رو برای برنامه‌ریزی ایده‌ال باز می‌گذاره. بعلاوه آقا بالا سر ندارید. درسته که به هر حال کارفرما به شما سفارش کار می‌ده اما شما رییس خودتون هستید و مجبور نیستید به رییس اداره یا بالادستی خودتون جواب پس بدین. در واقع بالادستی و پاینن‌دستی و  سرکارگر و مدیر و معاون و این جور چیزها و رده‌ها کنار گذاشته می‌شه و این دست شما رو به شدت باز می‌گذاره که مسیر خودتون رو خودتون تعیین کنید و پیش ببرید. یعنی در یک سیستم اداری نمی‌گنجید. این روند کار کردن دست شما رو برای خلاقیت باز می‌گذاره. به همین علت هست که برنامه‌نویس‌ها و گرافیست‌ها و افرادی که در صنایع دستی فعالیت می‌کنند از فریلنسینگ استقبال می‌کنند. به خصوص خارج از ایران اونقدر نمونه‌های موفق وجود داره که اصلن آدم حیرت می‌کنه. نمونه بارزش مارک زاکربرگ، مؤسس و برنامه‌نویس فیسبوک، هست که از فریلنسینگ به یه شرکت با ارزش میلیارد دلاری (فکر می‌کنم بالای صد میلیارد دلار باشه) رسید. نمونه‌های موفق در زمینه هنرهای تجسمی و برنامه‌نویسی کم نیست. شاید همه زاکربرگ نشن اما تا اونجا که اطلاع دارم افراد زیادی با سرمایه اندک، یا حتا صفر، به فریلنسینگ روی آوردند و وبسایت‌هایی به ارزش میلیون‌ها دلار ساختند.

در مورد نوشتن اوضاع فرق می‌کنه. چون حتا خارج از ایران هم دستمزد کمی به نویسنده‌ها می‌دن و بنابراین به طور کل اوضاع نوشتن و نویسندگی همیشه خوب نیست. اما اونقدرها هم بد نیست. یعنی به هر حال درآمد نسبتن خوب و رو به بالا می‌تونین داشته باشید. اگر زبل و باهوش باشید می‌تونین وبسایت یا مجله آنلاین طراحی کنید (که مرتبط با تولید محتواست) و به چرخه مالی خوب برسید و رفته رفته کارتون رو توسعه بدین (مثلن فروش محصولات یا کسب آگهی رو اضافه کنید). اما در هر صورت معمولن نویسندگی بین رشته‌های دیگه کمترین دستمزد رو داره و با عکاس‌ها، گرافیست‌ها، برنامه‌نویس‌ها و حرفه‌هایی از این دست قابل قیاس نیست.

یه توصیه خیلی جدی و مهمی هم دارم. اگر می‌خواین پیشرفت کنید و در کارتون (هر کاری! پزشکی، معماری، کامپیوتر و در اینجا تولید محتوا) موفق شین حتمن و حتمن یادگیری زبان انگلیسی رو جدی دنبال کنید و تنبلی و وقت تلف کردن رو کنار بگذارید. یادگیری زبان انگلیسی راه شما رو هموارتر می‌کنه و به پیشرفت شما سرعت بیشتری می‌ده. به خصوص در وضعیت کنونی ایران، یادگیری زبان دوم و اون هم انگلیسی، برای شما یه برگ برنده است. اگر قصد ادامه تحصیل داشته باشید رقبا رو کنار می‌گذارید، اگر قصد مهاجرت داشته باشید رقبا رو کنار می‌گذارید، اگر قصد پول در آوردن داشته باشید رقبا رو کنار می‌‌گذارید. به شما قول می‌دم پله‌های رو چهار تا یکی طی می‌کنید. پس اگر زبان انگلیسی شما ضعیف هست یا در سطح متوسط هستید روی این یادگیری سرمایه‌گذاری کنید و مطمئن باشید هر جای دنیا برید به شما نیاز دارند. اساسن افرادی که تولید محتوا می‌کنند و به دو سه زبان مسلط هستند همیشه در هر کجا با استقبال کارفرماها روبرو می‌شن.

اما وقتی می‌خواین کارتون رو شروع کنید از کجا باید شروع کنید؟ قبلن در این باره مفصل نوشتم و زیر این مطلب لینک‌ها رو می‌گذارم یا می‌تونید به دسته‌ی کار مراجعه کنید و بخونید. پس مطالب تکراری رو کنار می‌گذارم. فقط به طور خلاصه می‌گم: بهترین قدم اینه که عضو وبسایت‌های فریلنسیگ بشید یا آگهی‌ها کاری که در وبسایت‌های آنلاین منتشر می‌شه رو رصد کنید و ببینید چه شرکت‌هایی نویسنده یا مترجم دورکار می‌خوان. بعلاوه حضور در شبکه‌های اجتماعی هم مهمه. شما باید بتونید مخاطبان خودتون رو داشته باشید. نویسنده‌ای که فرضن صد هزار یا دویست‌ هزار دنبال‌کننده داره حتمن نسبت به نویسنده‌ای که هزار تا دنبال کننده نداره وضع بهتری داره. در اینجا منظورم کیفیت بهتر یا بدتر نویسنده‌ها، با توجه به تعداد دنبال‌کننده‌ها، نیست! می‌خوام بگم بازاریابی باید کنید و باید یاد بگیرید به عنوان فریلنسر این مسئولیت رو بپذیرید. اگر شمای فریلنسر معرف خودتون در جهان کسب و کار نباشید، پس کی می‌خواد به شما کار بسپره؟

می‌بینید؟ واقعن سخته! چون در یک سیستم اداری مدیرها مدیریت می‌کنند و مسئولیت هر کس به عهده یک متخصص هست. در حالی که در سیستم فریلنسینگ اصلن این طور نیست و همه‌ی مسئولیت‌ها از مهارت در کار تا بازاریابی و کسب مشتری به عهده‌ی خودتونه. دستکم در سال‌های ابتدایی همه چیز بر عهده‌ی خودتون هست و بعدها می‌تونین با توسعه‌ی کار وظایف رو بین دیگران تقسیم کنید. مثلن یکی از دوستانم در حوزه فروش کتاب فعالیت می‌کنه و الان نزدیک به صد کارمند داره. ده سال قبل این شخص کارش رو تنهایی و بعد با کمک همسرش شروع کرده بود و با صبر و حوصله و مدیریت درجه یک موفق شد حتا در شرایط بد اقتصادی توی ایران جون سالم به در ببره و همچنان چرخه مالی خودش رو حفظ کنه. همه‌ی این موفقیت‌ها به خودش بر می‌گرده. به روزهایی که تنها بود و سعی می‌کرد از طریق فریلنسینگ پول در می‌آره.

در فریلنسینگ شلختگی بی‌معنیه! نمی‌تونید درویش بازی در بیارید و بگین حالا یه روز کار می‌کنم و ده روز دیگه رو به استراحت می‌گذرونم. مطلقن نمی‌تونین بی‌برنامه پیش برین. اگه فکر می‌کنید زود خسته می‌شین یا زود مأیوس می‌شین یعنی هرگز به عنوان فریلنسر موفق نخواهید شد. کار یک روند روزانه و منظم هست. حتا شاید مجبور شین روزهای تعطیل هم کار کنید، یا ساعات کاری خودتون رو افزایش بشین. اگر اونچه که انجام می‌دین رو دوست نداشته باشید خب، معلومه که بعد از مدتی همه چیز رو ول می‌کنید و تسلیم شرایط می‌شین. اما اگر کاری که انجام می‌دین رو دوست دارید، دیگه اضافه کاری براتون طاقت‌فرسا نیست. البته بد نیست به این نکته اشاره کنم فریلنسرها اساسن کسانی هستند که کاری که انجام می‌دن رو دوست دارند و در ضمن وقتی اضافه کاری می‌کنند اجباری درش نیست و خودشون این سبک زندگی و پول در آوردن رو انتخاب کردند. به همین دلیل تنش زیادی ندارند و اگر با برنامه و سر وقت پیش برن هیچ فشار روانی بهشون وارد نمی‌شه و آسوده و خونسرد هستند.

رسیدن به این برنامه‌ها برای هر فرد یه جوره. خودم هم در سال‌های ابتدایی نمی‌دونستم چطور باید برنامه‌ریزی کنم. گاهی کار رو دیر تحویل می‌دادم یا ترجمه‌ها و نوشته‌هام کیفیت خوبی نداشتند اما بعد وقتی یاد می‌گیرید چطور شرایط و وضعیت خودتون رو مدیریت کنید دیگه مشکل خاصی پیش نمی‌آد و یه روند منطقی و درستی رو در پیش خواهید گرفت. مثل تنظیم ساعت خواب، خورد و خوراک، مدیریت حضور در شبکه‌های اجتماعی، بالا بردن سطح آگاهی خودتون در حوزه‌ای که فعالیت می‌کنید، پیدا کردن مشتری‌‌های بیشتر، کار روی پروژه‌ها، وقت گذاشتن برای خانواده، ورزش و غیره. واقعن برای هر کس یه جوره و نمی‌شه نسخه پیچید. معلومه که وضعیت افراد مجرد و متأهل متفاوته. یا ممکنه فریلنسینگ رو به عنوان کار دوم ببینید یا نه، تمام وقت مشغول باشید. ممکنه خودتون بیمار باشید یا شاید از شخصی باید پرستاری کنید. شاید هم کامل سالم و قبراق هستید و اصلن مشکلی ندارید ولی در عوض کمک خرج خانواده‌تون هستید. این برنامه‌ها به خودتون بستگی داره ولی در هر صورت باید وجود داشته باشه. چون در غیر این صورت به کار شما لطمه می‌زنه و پیشرفت نخواهید کرد. فقط می‌تونم بگم برنامه‌های عجیب و غریب و غیرممکن برای خودتون درست نکنید. این جور برنامه‌ها عملی نمی‌شن و وقتی عملی نشن روی اعتماد به نفس شما تأثیر معکوس می‌گذارند و وقتی سطح اعتماد به نفس شما پایین بیاد تبدیل به آدمی می‌شین که خودش رو بیهوده می‌بینه و مدام باید آویزون دیگری باشه. فریلنسر موفق کسی هست که اعتماد به نفس بالایی داره و می‌خواد مستقل زندگی کنه و تصمیم بگیره.

نکته مهمی که در ادامه باید اشاره کنم منابع کسب درآمد شماست. پیش‌تر گفتم برای شروع عضو وبسایت‌های فریلنسینگ بشین، اما نباید محدود به یکی دو وبسایت بمونید. دست کم هفت هشت وبسایت معتبر رو سوا کنید. اگر از هر یک دو سه تا کار بگیرید آخر ماه درآمد نسبتن خوبی خواهید داشت. یا می‌تونید به مجلات سینمایی، هنری، گردشگری، سبک زندگی و... ایمیل بزنید و ببینید نویسنده می‌خوان یا نه. همین امروز دو سه مجله آنلاین دیدم که نویسنده استخدام می‌کردند. استخدام در این مجلات به این معنا نیست که طبق وزارت کار حقوق می‌گیرید (البته بستگی به اعتبار مجله یا اون شرکت هم داره) اما به هر حال درآمد نسبتن خوبی خواهید داشت. وقتی مجموعه‌ی اینها رو در نظر بگیرید، یعنی وبسایت‌های فریلنسینگ، حضور در شبکه‌های اجتماعی، و کار برای شرکت‌ها و مجلات آنلاین، می‌تونید به درآمد قابل قبولی برسید. من این درآمد رو بین سه تا ده میلیون تخمین می‌زنم. و همون طور که اشاره کردم به میزان دانش، سطح انگلیسی، صبر، و تلاش شما بستگی داره.

این رو هم بگم کسب درآمد ربطی به مدیریت مالی شما نداره. پولی هست که کسب می‌کنید. اگر مدیریت مالی رو بلد نباشید هر چی در می‌آرید رو بر باد خواهید داد یا بعد از ده سال همچنان در یک نقطه ثابت خواهید موند. مدیریت مالی مسئله‌ی بسیار مهمی هست و سعی می‌کنم در مطلب بعدی راجع بهش بنویسم. امیدوارم این متن برای دوستان فریلنسر مفید بوده باشه. اگر نظر و پیشنهادی دارید یا اگر نکته‌ای هست که می‌خواین در باره مدیریت مالی بهش بپردازم حتمن مطرح کنید. خوشحال می‌شم نظرتون رو بدونم.

 

+ نوشته بودم: دنیای ترجمه و دردسرهاش/ درآمد مترجم‌ها/ افزایش درآمد/ راه‌های کسب درآمد مترجم‌ها/ خودت رو به چالش بکش/ درآمدزایی از وبلاگ/ قدم‌های اول/ توقع بی‌جا/ کارآفرینان بزرگ آینده

++ واضحه برای کسانی که مترجم یا نویسنده هستند یا به طور کل در حوزه‌ی نوشتن فعالیت می‌کنند وبلاگ‌نویسی یکی از بهترین راه‌ها برای جلب و جذب مشتری و کارفرماست. پس اگر تصمیم گرفتید تا چند سال آینده با نوشتن امرار معاش کنید وبلاگ‌نویسی رو جدی دنبال کنید و اصول وبلاگ‌نویس حرفه‌ای بودن رو هم از یاد نبرید.

 |  جمعه ۱۱ تیر ۱۴۰۰ساعت 10:3  توسط میم  |