...

من خودآموز با انگیزه هستم

 

تا الان چندین بار، از طریق همین وبلاگ، ازم پرسیدند آیا امکان داره به تنهایی و به صورت خودآموز زبان انگلیسی، یا هر زبان دیگه‌، رو یاد بگیریم یا نه. بیشتر وقت‌ها تو همون قسمت نظرات به دوستان جواب می‌دادم. امروز می‌خوام مفصل‌تر در این باره بنویسم تا این موضوع رو هم بشکافم و هم در وبلاگم ثبت کنم.

اساسن یادگیری هر چیز به علت احساس نیازه. بنابراین اگر تصمیم به یادگیری گرفتید و کسی هم شما رو مجبور نکرده یعنی این نیاز رو در خودتون دیدید که می‌خواین دنبالش برید. در قدم اول این حس و این نیاز رو باید بشناسید تا انگیزه لازم رو پیدا کنید. اگر انگیزه نداشته باشید هزار مشکل در مسیرتون ظاهر می‌شه و نمی‌تونید از پسشون بر بیاین و خیلی زود خسته می‌شید و ول می‌کنید.

از خودتون بپرسید چرا می‌خواین انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، ژاپنی، آلمانی و هر زبان دیگه رو یاد بگیرید؟ می‌خواین به بقیه پز بدید؟ یا واقعن دنبال این هستید که این دانش و آگاهی رو در زندگی خودتون به کار ببرید و رشد کنید؟

انگیزه‌ها متفاوته و این روی روند یادگیری شما تأثیر می‌گذاره. مثلن اگر فقط می‌خواین سفر تفریحی برید لزومی نداره که خیلی تخصصی یاد بگیرید و مکالمه‌های روزمره و معمولی رو می‌تونید دو سه ماهه یاد بگیرید و خلاص. ولی اگر می‌خواین در رشته تخصصی خودتون مثلن کامپیوتر، پزشکی، معماری، یا هر رشته دیگه پیشرفت کنید و با علم روز آشنا بشید حتمن باید عمیق‌تر و ریشه‌ای تر این زبان رو یاد بگیرید. شاید هم اصلن دنبال ادامه تحصیل نباشید و بخواین از ایران مهاجرت کنید و نیاز دارید برای کار یا زندگی امور خودتون رو پیش ببرید و یاد بگیرید با بقال و دکتر و راننده و غیره چه جوری حرف بزنید و از این قبیل. باز تأکید می‌کنم به خودتون رجوع کنید و ببینید انگیزه شما از یادگیری زبان دوم و سوم و چهارم چیه!؟ و چرا می‌خواین وقت و انرژی خودتون رو صرف یادگیری کنید؟ مطمئنن کسی که می‌خواد فقط در آزمون سراسری درصد بالایی بزنه با کسی که می‌خواد یه مقاله تخصصی فلسفی به انگلیسی بنویسه دو روند متفاوت رو طی می‌کنند و میزان تلاش و زحمتی که می‌کشند بیشتر یا کمتره.

فرض رو بر این می‌گیرم که شما در نقطه‌ی صفر هستید و می‌خواین به صورت عمیق و ریشه‌ای زبان جدید رو یاد بگیرید. در حال حاضر متد یا روش‌های مختلفی هست و همه‌ی اینها هم می‌تونن مفید باشند. فرقی نمی‌کند این متدها قدیمی هستند یا جدید! مسئله‌ی مهم اینه که شما چطوری راحت هستید و چطوری مطلب رو جذب می‌کنید؟ آیا با کتاب راحت هستید یا تماشای ویدیوهای آموزشی کمک می‌کنه؟ شاید هیچ کدوم اینها براتون مفید نباشه و دوست داشته باشید با دیگران مکالمه کنید و از طریق مکالمه با لغات جدید و قواعد زبان آشنا بشید و بعد سراغ گرامر برید. به خودتون نگاه کنید و با خیال آسوده تصمیم بگیرید. قرار نیست در این مسیر زجر بکشید یا خودتون رو شکنجه بدید. شما این نیاز و انگیزه رو در خودتون دیدید و حالا باید مسیر دلخواهتون رو پیدا کنید.

وقتی می‌گم روش‌ها متفاوته یعنی باید خودتون برید تحقیق کنید و ببینید چه روش‌هایی وجود داره و با کدوم یک راحت‌ترید. ممکنه من اینجا یه روشی رو مطرح کنم و شما اصلن به نتیجه نرسید اما شخص دیگه دقیقن همین روش رو به کار ببره و براش مفید باشه. پس باید پیگیر باشید تا وقتتون هدر نره. بعلاوه در چه بازه زمانی می‌خواین به نتیجه برسید؟ مثلن شرایط شما جوری هست که حتمن باید یه ساله زبانتون خوب شه؟ یا باید دو سه ماهه کارتون رو پیش ببرید؟ در هر صورت یادگیری درست یادگیری دراز مدت هست. یعنی یه برنامه درست و اصولی، با توجه به شرایط زندگی خودتون، باید داشته باشید تا زده نشین. مثلن اگر دو نفر رو در نظر بگیریم که در طول دو سال می‌خوان زبان جدید یاد بگیرند و اولی روزانه فقط یه ساعت وقت بگذاره و دومی روزانه پنج ساعت صرف یادگیری کنه، حتمن به دو نتیجه متفاوت می‌رسند. فرض رو بر این می‌گیرم که قدرت تمرکز، حافظه و هوش یکسانی دارند.

اما به نظر خودم یادگیری زبان رو محدود به مطالعه یکی دو ساعته نکنید. بگذارید این یادگیری در زندگی شما جاری بشه. به کاربردش در زندگی روزمره نگاه کنید. مثلن اگر خونه‌دار هستید به لوازم دور و بر، فرضن آشپزخونه، توجه کنید و دنبال این باشید که کلمات معادل این وسایل و ابزارها چی هستند؟ یا چطور می‌تونید منظور خودتون رو به انگلیسی ادا کنید. از اونجایی که هر روز هم در همون شرایط و وضعیت هستید هر بار براتون تکرار می‌شه و این تکرار باعث می‌شه به زودی براتون جا بیافته.

در قدم بعد باید لغت یاد بگیرید. هر چقدر بیشتر بهتر. می‌تونید فرهنگ لغت کوچیک برای مبتدیان رو تهیه کنید و هر روز ده بیست لغت رو دونه به دونه حفظ کنید. بعد از دو سال ده هزار لغت ساده و کاربردی رو یاد می‌گیرید، اون هم با کمترین تلاش. ممکنه بعضیا بگن اصلن لازم نیست آدم کل فرهنگ لغت رو حفظ کنه. به خودتون ربط داره. ممکنه این لغت‌ها رو از فیلم و موسیقی پیدا کنید یا از کتاب‌ها و مجلات. اما فرهنگ لغت مبتدیان اونقدر ساده هست که دیگه دونستن این لغت‌ها برای همه واجبه و اگر این ساده‌ترین کلمات رو ندونید یعنی نمی‌تونید منظور مخاطب رو درست درک کنید یا منظورتون رو به درستی ادا کنید. بعلاوه چه جوری می‌خواین حرف بزنید یا بنویسید وقتی هیچ لغتی بلد نیستید؟ پس هر روز ده بیست لغت جدید یاد بگیرید تا بعد از چند سال گستره لغات شما وسیع بشه.

راستش یادگیری گرامر رو بچه‌ها بیش از حد سخت می‌گیرند. ساده‌ترین کتابی که دیدم کتابی هست به قلم رابرت کرون (Robert Krohn) که از پایه شروع می‌کنه و به مراحل سخت‌تر می‌رسه. این کتاب اسمش English Sentence Structure هست و البته روش به کار رفته قدیمیه ولی من باهاش راحت بودم و دوستش داشتم. هم ترجمه‌ش هست و هم ترجمه نشده و زبان اصلی. ممکنه این کتاب رو نپسندید و چیز دیگه‌ای رو ترجیح بدید. میل خودتونه! ببینید چه جوری راحتید!

واضحه که از نظر شنیداری هم باید خودتون رو تقویت کنید. قبلن مفصل در این باره نوشتم و دوباره همون حرف‌ها رو تکرار نمی‌کنم. بعلاوه وقتی به اینترنت دسترسی دارید می‌تونید با عضویت در اپلیکیشن‌ها و وبسایت‌های مختلف با خودآموزهای دیگه از سراسر دنیا آشنا بشید و با هم حرف بزنید و و تمرین کنید. شخصن هفت هشت سال قبل زیاد دنبال این اپلیکیشن‌ها بودم و به من کمک زیادی می‌کردند. الان در جریان نیستم فعال‌اند یا نه. اگر کمی پیگیری کنید به نتیجه می‌رسید. یادم می‌آد اون زمان با افراد زیادی از سراسر دنیا آشنا شده بودم. بعضیا انگلیسی‌شون خوب بود و بعضیا هم نه. اما به هر حال به نظرم خیلی مفید بود.

مطالعه کتاب هم خیلی خیلی مهمه. ممکنه لغت زیاد حفظ کنید ولی تا وقتی کاربردشون رو در متن و جمله درک نکنید به نتیجه نمی‌رسید. سعی کنید از کتاب‌های ساده شروع کنید. خوشبختانه این کتاب‌ها در بازار ایران موجود هستند و دسته‌بندی هم شدند. یعنی در سه سطح مبتدی، متوسط و پیشرفته رمان‌ها و داستان‌های نویسندگان مشهور رو چاپ کردند و شما می‌تونید مرحله به مرحله پیش برید. وقتی این مراحل رو طی کردید اون وقت بعد از دو سه سال می‌تونید کتاب‌های اصل، یعنی بدون تحریف و کم و کاست، نویسند‌ه‌ها رو بخونید و بفهمید و لذت ببرید و البته سطح یادگیری خودتون رو بالاتر ببرید. اگر نمی‌خواین هزینه کنید و پول کتاب بدید می‌تونید با جستجو در این اینترنت میلیون‌ها داستان پیدا کنید. بد نیست بدونید نشر آثار کلاسیک و قدیمی کامل آزاده و حقوق کپی رایت اعمال نمی‌شه. این آثار به صورت صوتی هم موجودند و می‌تونید با تهیه‌شون موقع پیاده‌روی یا انجام امور خونه و روزمره مهارت شنیداری خودتون رو افزایش بدید.

بعد از همه‌ی اینها ادامه‌ی روند یک اراده محکم و آهنین می‌خواد. نه فقط در دونستن زبان، بلکه یادگیری و کسب مهارت در هر رشته اراده می‌خواد. با رنج و عذاب بیهوده خودتون رو خسته نکنید. این نیاز رو در خودتون دیدید. انگیزه‌ش رو دارید. و حالا به کاربردش در زندگی و کارتون فکر می‌کنید. پس باید صبور باشید و قدم به قدم پیش برید تا به نتیجه برسید.

 

+ یادم می‌آد قبلن دوستی در باره‌ی مترجم شدن هم پرسیده بود. سعی می‌کنم در روزهای آینده به این مقوله هم بپردازم.

++ نوشته بودم: زبان دوم/ کارن، کن و یک معمای حل شده

 |  دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۰ساعت 9:56  توسط میم  | 

کارِن، کِن و یک معمای حل شده

 

دیشب با یکی از دوستان گفتگوی آنلاین جذابی داشتم و امروز فکر کردم اینجا در باره‌‌ش بنویسم. به نظرم خیلی‌ها این مشکل رو در یادگیری انگلیسی، و به طور کل زبان دوم، دارند و می‌تونه مفید باشه. این دوست عزیز، که از مخاطبان وبلاگم هم هست، سؤال جالبی رو مطرح کرده بود و می‌خواست بدونه چرا با وجود اینکه انگلیسی‌ش خوبه، ولی وقتی با یک آمریکایی حرف می‌زنه به کلمات و اصطلاحاتی بر می‌خوره که اصلن سر در نمی‌آره و نمی‌دونه طرف راجع به چی داره حرف می‌زنه. به همین دلیل احساس می‌کرد گفتگوهاش خوب پیش نمی‌ره.

اول فکر کردم شاید انگلیسی‌ش خوب نیست و خیال می‌کنه سطحش خوبه. کمی به صورت نوشتاری و به انگلیسی گپ زدیم و دیدم نه، اتفاقن سطحش عالیه. بعد فکر کردم شاید خوب مکالمه نمی‌کنه. بعد که صداش رو برام فرستاد متوجه شدم تلفظش هم عالیه و بسیار روان حرف می‌زنه. کمی که گذشت با خودم گفتم شاید به خاطر استفاده از slang و idiom هست که این دوستمون به دانسته‌هاش شک کرده. این دو کلمه به معنای اصطلاحات کوچه بازاری و عامیانه هستند. یعنی اصطلاحاتی که فارغ از متن‌ها و قواعد توی کتاب‌ها، در بین مردم، رواج پیدا می‌کنند و ممکنه بعدها وارد ادبیات و کتاب بشن. یعنی چیزی نیست که شما بخواین براش قاعده درست کنید و به زور به خورد کسی بدین. به مرور زمان شکل می‌گیرند و اساسن به زمانه و شرایط بستگی زیادی دارند.

تقریبن زدم به هدف! اما چرا تقریبن؟ این دوست عزیز فکر می‌کرد با خوندن و حفظ این اصطلاحات می‌تونه مشکلش رو برطرف کنه. در حالی که اصلن این طور نیست، چون اونقدر کتاب‌های مختلفی در این زمینه منتشر شده که حد نداره. شما می‌تونین لغت‌های زیادی حفظ کنید و هر چقدر هم حفظ کنید، به نظرم، کمه! ولی حفظ اصطلاحات عامیانه ضرورت نداره و به مرور زمان یاد بگیرید بهتره.

بگذارید با چند مثال در زبان فارسی نشون بدم منظورم چیه. یادم می‌آد زمانی که نوجوان بودم اصطلاحی باب شده بود که وقتی یه شخص سطح پایین و بی‌کلاس رو می‌دیدند، می‌گفتند چقدر فلانی جواده! یعنی اسم جواد مترادف بود با شخص بی‌کلاس. الان این اصطلاح منسوخ شده و به ندرت پیش می‌آد جایی بشنوم که بگن فلانی چقدر جواد هست! ولی زمان نوجوانی‌م خیلی‌ها به کار می‌بردند. مشخصه که جواد فقط اسم پسر هست و نمی‌تونیم به صورت صفت به کار ببریم، اما نسل ما به کار می‌برد و به کمکش منظور خودمون رو می‌رسوندیم. یا چند سال پیش متن‌های طنزآمیزی نوشته می‌شد که شخص اول مردی به اسم غضنفر بود. احتمالن تو شبکه‌های اجتماعی باید دیده باشید. غضنفر کارهای ساده‌لوحانه انجام می‌داد و در عین حال حرف‌ها و کارهاش باعث خنده می‌شد. گاهی دیدم تو کوچه و بازار طرف رو غضنفر صدا می‌کنند. معلومه اسم متداولی هم نیست و با خطاب قرار دادن شخص قصدمون گوشه و کنایه زدنه.

فکر می‌کنم منظورم رو متوجه شده باشید. در ادبیات و زبان انگلیسی هم ما چنین کلمات و اصطلاحاتی داریم. این اصطلاحات لزومن در کتاب‌ها منتشر نمی‌شن و فقط و فقط با گپ زدن یا شنیدن گفتگوی دیگران (بومی) می‌تونین منظورشون رو متوجه بشید. وقتی دیر به دیر اطلاعاتمون رو به روز کنیم، یا فقط بر کتاب‌ها تکیه کنیم، نتیجه همین می‌شه. یعنی اطلاعات ما مربوط به اصطلاحات و کلماتی هست که در گذشته به کار می‌رفته و اطلاعات ما متناسب با زمانه نیست. به همین علت، توصیه می‌کنم اگر سطح انگلیسی شما خیلی خوبه و به قدر کافی کتاب خوندید و فیلم دیدید و به راحتی می‌نویسید و حرف می‌زنید، حتمن اطلاعات خودتون رو به روز نگه بدارید.

خب، حالا چطور باید این اصطلاحات رو یاد بگیریم؟ ما که تو ایران هستیم و نمی‌تونیم تو کوچه و خیابون‌های انگلیس یا آمریکا قدم بزنیم، پس چطور این اصطلاحات عامیانه و به روز رو می‌تونیم یاد بگیریم؟ از اینترنت و پلتفورم‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید. به خصوص تو یوتیوب بگردید و ببینید نسل‌های جدید و جوان چطور حرف می‌زنند و چی می‌گن.

مثلن این دوستمون می‌گفت داشت یه ویدیوی کوتاهی در اینستاگرام می‌دید و یهو طرف گفت فلانی خیلی کارن هست. براش سؤال شده بود کارن که اسمه و منظورش چی بود. جالبه بدونید الان این اسم وارد فرهنگ لغات انگلیسی هم شده و slang هست. در واقع اصطلاح عامیانه‌ای برای تحقیر زنانی به کار می‌ره که تقاضاهای عجیب و غیرمنطقی دارند. زنانی که معمولن حرف حساب تو سرشون نمی‌ره و حرف حرف خودشون هست. این دسته از زنان گاهی ممکنه خطرناک بشن و برخورد بدنی نشون بدن و به دیگران آسیب برسونند. به چنین زنانی در آمریکا، و به طور کل کشورهای انگلیسی زبان، خیلی ساده می‌گن کارن. برای آقایون هم گاهی کارن، که اسم زنانه است، به کار می‌برند، ولی بیشتر کِن یا دارِن می‌گن. همون طور که گفتم کاربردش مشابه با جواد یا غضنفر خودمون هست.

اما نکته‌ای که برام جالب بود و هست اینه که چقدر زبان انگلیسی و همین طور انگلیسی‌زبان‌ها پذیرای اصطلاحات و لغات جدید هستند و به دنبال کوچک‌ترین بهانه‌ای زبانشون رو بسط می‌دن. یکی دو سالی می‌شه که همین کلمه‌ی کارن به فرهنگ‌های لغت راه پیدا کرده و بنابراین امکان استفاده از اون و انتقال مفهوم رو ساده کردند. اما فرهنگستان ادبیات فارسی چقدر از این اصطلاحات روز و عامیانه بهره می‌بره؟

در هر صورت چنین اصطلاحاتی رو با کمی تحقیق و به خصوص گوش کردن به مکالمه‌های تازه و به روز می‌تونید یاد بگیرید و سخت و غیرممکن نیستند. ممکنه چند سال دیگه اصطلاحات جدیدتری بیان، که حتمن می‌آد، و به همین دلیل نمی‌تونیم فقط به کتاب‌ها یا رسانه‌های رسمی تکیه کنیم.

 

+ اگر در همین حوزه پرسشی دارید می‌تونین زیر این مطلب مطرح کنید.

 |  سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ساعت 12:5  توسط میم 

زبان دوم

 

شاید برای بعضی از شما سؤال شده باشه یادگیری زبان انگلیسی چه فایده‌ یا فایده‌هایی داره؟ مثلن اگه انگلیسی ندونیم چی می‌شه و اگه بدونیم چه فرقی در زندگی‌مون به وجود می‌آد؟ خیلی‌ها هم فقط روی یادگیری انگلیسی تأکید می‌کنند بدون اینکه دقیقن بدونند چرا!؟ نمی‌دونم قبلن در این باره نوشتم یا نه، اما دوست دارم امروز کمی در باره فایده‌ی یادگیری زبان دوم، و مشخصن زبان انگلیسی، بنویسم.

چند سالی هست که با شروع سال تحصیلی زمزمه‌های حذف زبان انگلیسی شنیده می‌شه. البته این بیشتر به یک شوخی بی‌مزه شبیه هست اما با توجه به عملکرد آقایون هیچ بعید نیست یکی از همین روزها کار خودشون رو بکنند و در عوض زبان روسی یا چینی رو در بین کتاب‌های درسی ببینیم! تا حالا از خودتون پرسیدید چرا باید یک زبان دیگه هم یاد بگیرید؟ اصلن تا حالا تلاشی برای یادگیری زبان دوم داشتید؟ موفق شدید؟ شکست خوردید؟

یکی از خوش‌شانسی‌های من این بود که از دوران بچگی یادگیری زبان انگلیسی رو شروع کردم. اون روزها نمی‌فهمیدم چرا باید این زبان رو یاد بگیرم و اگه یاد نگیرم چی می‌شه. بزرگ‌ترها تصمیم گرفتند من رو به کانون زبان بفرستند و من هم گفتم چشم! معمولن بهم می‌گفتند اگه انگلیسی رو خوب یاد بگیرم دیگه تو مدرسه هیچ مشکلی ندارم و نمراتم همیشه بیست خواهد بود. یه جورایی من رو از سختی این درس و رفوزه شدن ترسوندند. خب، درست می‌گفتند و واقعن هم کمک زیادی برام بود و اصلن یادم نمی‌آد دوران مدرسه لای کتاب انگلیسی رو باز کرده باشم. همین طوری سر جلسات امتحان می‌نشستم و بیست می‌شدم.

بعد از یک مدت احساس دلزدگی بهم دست داد. از همون احساساتی که در دوران نوجوانی و اوایل جوانی به جون آدم می‌افته. یک جور کلافگی! از این همه کلاس و درس و مشق و تکلیف نوشتن خسته شده بودم. دیگه حوصله هیچ چیز رو نداشتم و فقط می‌خواستم کارهایی رو انجام بدم که واقعن دوست دارم. به همین خاطر یک وقفه‌ای به وجود اومد و دو سه سالی طول کشید تا دوباره خودم رو جمع و جور کنم. خوشبختانه از اونجایی که پایه‌هام محکم بود تونستم یادگیری انگلیسی رو از سر بگیرم. این دفعه چون دقیقن می‌دونستم برای چی می‌خوام یاد بگیرم بهتر و درست‌تر باهاش مواجه شدم.

یادگیری زبان دوم، حالا هر زبانی، همیشه مفیده. چون شما رو با آدم‌ها و فرهنگ‌های جدید آشنا می‌کنه و باعث می‌شه افق‌های فکری شما بسط پیدا کنه. فرقی نداره زبان ژاپنی، فرانسه، چینی، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیولی، روسی و عربی یاد بگیرید، یا انگلیسی! در هر صورت با یادگیری زبان دوم درهایی به روی شما باز می‌شه که تا قبل از اون بسته بود یا اصلن فکر نمی‌کردید چنین دریچه‌هایی هم وجود دارند. یادگیری زبانی غیر از زبان مادری راه‌هایی رو پیش روی شما می‌گذاره که هر یک لذت خودش رو داره و پر از ماجراها و شگفتی‌های تازه است. درست مثل یک سفر هیجان‌انگیز می‌مونه و به شما کمک می‌کنه تا آدم قوی‌تر و محکم‌تری بشین.

در حال حاضر نزدیک به هفت هزار زبان در سراسر دنیا وجود داره. در ایران خودمون هم حدود 9 زبان ایرانی و 8 زبان غیر ایرانی داریم، که البته اینها زبان‌های کمابیش رایج در ایران هستند و قبلن در مقاله‌ای خونده بودم که زبان‌های دیگه‌ای هم وجود دارند که متأسفانه حفظ نشدند و در معرض نابودی هستند. حالا بین این همه زبان کدوم یک رو باید یاد بگیریم؟ و یادگیری این زبان چه کمکی به ما می‌کنه؟ یا همون طور که گفتم چه مسیری رو پیش روی ما می‌گذاره؟

به نظرم این مسئله بستگی به خودتون داره. مهم اینه که چه انگیزه‌ای دارید و می‌خواین به چه چیزهایی برسید. تقریبن اکثر زبان‌های زنده دنیا کاربردهای خودشون رو دارند و هر کدوم هم زیبایی‌هایی دارند که دیگری نداره. مثلن ممکنه یکی به کشیدن مانگا یا انیمه‌های ژاپنی علاقمند باشه و بخواد با یاد گرفتن ژاپنی به استودیوهای ژاپن بره و کار کنه. یا ممکنه کسی به متون اسلامی علاقمند باشه و بخواد با یادگیری عربی به انبوه آثاری که در این زمینه نوشته شده دسترسی پیدا کنه. شاید هم یکی بخواد تحقیق جامعی در باره‌ی رنسانس انجام بده و علاقمند باشه بره سراغ زبان ایتالیایی.

این وسط یادگیری زبان انگلیسی اهمیت زیادی داره چون با تکنولوژی و پیشرفت‌های علمی در دو قرن گذشته آمیخته شده است. مثلن همین کامپیوتر و اینترنت. مطمئنن وقتی انگلیسی بدونید راحت‌تر با کامپیوتر و نرم‌افزارها کار می‌کنید. یادم نمی‌آد برای یادگیری نرم‌افزارهایی مثل فتوشاپ، تری‌دی مکس، اسکچاپ، رویت و غیره کلاس رفته باشم. در واقع انگلیسی برام مثل شاه‌کلیدی بود که هر قفلی رو باهاش باز می‌کردم. در حالی که این مشکل رو به وضوح در بچه‌های دیگه می‌دیدم. مثلن وقتی با یک نرم‌افزار مرتبط با معماری کار می‌کردند سر چیزهای پیش پا افتاده به مشکل بر می‌خوردند. در کنار این موضوع به انبوه مجلات علمی توجه کنید که به زبان انگلیسی هستند. معمولن اکثر مقاله‌های دست اول و بکر به زبان انگلیسی نوشته می‌شن و کارشناسان و مردم رو مخاطب قرار می‌دن. به همین علت اگه انگلیسی یاد بگیرید به راحتی می‌تونین با یک جستجوی ساده سر در بیارید بشر چه دستاوردهایی در زمینه علم و زندگی داشته و ما در کجای جهان و زمان ایستادیم. بسیاری از بحث‌هایی که امروز بین مردم و به خصوص قشر تحصیل‌کرده‌ی ایرانی انجام می‌گیره بحث‌های عقب‌مونده‌ای هستند. این حرف رو از این جهت نمی‌زنم که بخوام کسی رو کوچیک کنم. این یک واقعیت جاری در جامعه ماست. بارها و بارها دیدم بحث‌هایی در فضای مجازی پیش می‌آد که الان سی چهل ساله (یا بلکه بیشتر) دنیا این بحث‌ها رو کنار گذاشته و دیگه نخ‌نما شده. اگر این افراد تلاش کنند کمی برای یادگیری انگلیسی وقت بگذارند خواه ناخواه می‌تونن سطح مطالعاتشون رو ارتقا بدن و به منابع دست اول دسترسی داشته باشند.

در ادامه‌ی بحث بالا باید بگم نه فقط در زمینه علم، بلکه در زمینه سینما، هنر، موسیقی، فلسفه، ادبیات، اقتصاد، و حتی سیاست هم بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نشریات به انگلیسی منتشر می‌شن. بنابراین اگه به یکی از این حوزه‌ها علاقمندید می‌تونین به راحتی به نشریات اون حوزه‌ی خاص دسترسی داشته باشید و همیشه خودتون رو به روز نگه بدارید. راستش اونقدر سرعت تحولات در همین یکی دو دهه گذشته زیاد بوده که اگه خودتون رو در جریان مسائل روز نگه ندارید عملن به خودتون دارید خیانت می‌کنید. چرا راه دور بریم؟ تو همین هفت هشت ماه گذشته، بعد از گسترش کرونا، همه چیز تحت الشعاع قرار گرفت. در یک چنین شرایطی متخصصین دست روی دست نگذاشتند! بزرگ‌ترین اقتصاددانان دنیا وارد کار شدند و راه‌هایی پیش روی شرکت‌های کوچیک و بزرگ گذاشتند تا بتونن دوام بیارند. خب، همه‌ی اینها به انگلیسی نوشته و تحلیل می‌شه. بنابراین وقتی این زبان رو بلد باشید همیشه چند قدم جلوتر خواهید بود.

وقتی مهم‌ترین نشریات علمی و فرهنگی دنیا به زبان انگلیسی باشند، یادگیری این زبان هم در اولویت قرار می‌گیره. مثلن وقتی یک مقاله‌ی علمی با توجه به رشته‌ی خودتون می‌نویسید و می‌خواین منتشرش کنید، اون مقاله رو برای یک مجله روسی یا آلمانی نمی‌فرستید، بلکه یک مجله معتبر انگلیسی‌زبان رو هدف قرار می‌دین. البته منظورم این نیست که کشورهای دیگه هیچ دانشمند و کارشناس و متخصصی ندارند. نه! منظورم میزان اهمیت و تأثیرگذاری اون نشریات خاص هست چون مهم‌ترین دستاوردهای علمی در طول دو قرن گذشته در کشورهای انگلیسی زبان انجام گرفته و واضحه که پایه‌های فکری خودشون رو در نشریات خودشون یا به زبان خودشون نشر و گسترش می‌دن. به همین علت معمولن کشورهای دیگه، ازجمله ایران، دست به ترجمه می‌زنند و علم مدرن به نوعی در کشور ما وارداتی و شتاب‌زده است. بد نیست اینجا یه پرانتز باز کنم و بگم در دوران آلمان نازی دانشمندان آلمانی در زمینه‌ی علم دستاوردهای مهمی داشتند اما بعد از جنگ جهانی موج مهاجرت بزرگی سمت آمریکا به راه افتاد.

اینها فقط چند مورد مهم در یادگیری زبان انگلیسی بود و همون طور که اشاره کردم همه چیز بستگی به انگیزه‌ی شما داره تا بدونین کدوم زبان بیشتر به دردتون می‌خوره. فرضن اگه به ساخت روبات علاقمند باشید چاره‌ای جز این ندارید که به ژاپنی مسلط بشید و در یکی از دانشگاه‌های ژاپنی درس بخونید. چون تا اونجایی که اطلاع دارم در دانشگاه‌های ژاپن به انگلیسی درس داده نمی‌شه و پیشرفته‌ترین روبات‌ها هم اونجا ساخته می‌شه.

حالا اگه نخوایم اونقدر عمیق به انگلیسی نگاه کنیم می‌تونیم کاربردش رو در موفقیت‌های کوچیک‌تر ببینیم. مثلن در آزمون‌های سراسری، ارشد و دکتری انگلیسی کمک زیادی می‌کنه و تقریبن اکثر بچه‌ها به شدت ضعف دارند. یا اگر بخواین در شرکت بزرگ و معتبری کار کنید دونستن انگلیسی حتمن یک برگ برنده برای شماست و به راحتی می‌تونین رقبای خودتون رو پشت سر بگذارید. مطمئن باشید کسی که انگلیسی بدونه حتا در بدترین وضعیت اقتصادی هم می‌تونه درآمد خوبی داشته باشه. پس از نطر کاری هم برای شما به صرفه‌تر هست.

سر آخر بد نیست به این اشاره کنم که یادگیری زبان انگلیسی یا هر زبان دیگه یک مسئله عمری هست و چیزی نیست که یک شبه اتفاق بیافته. هر روز باید براش وقت بگذارید. هر روز باید رادیوها یا شبکه‌های اینترنتی و تلویزیونی رو بشنوید و تماشا کنید. هر روز باید چند پاراگرف متن بخونید. هر روز باید یک نکته جدید در زمینه قواعد زبان یاد بگیرید. و اون قدر باید صبور و با حوصله باشید تا بتونید از زبان دوم در زندگی خودتون بهره‌مند شین و لذت ببرید. بهتون قول می‌دم بعد از یادگیری زبان جدید زندگی شما وارد مرحله‌ی تازه‌ای می‌شه و هیچ وقت مثل قبل به دنیا نگاه نخواهید کرد.

 

+ نقاشی از ارین کن

++ نوشته بودم: چرا هر چی گوش می‌کنم نمی‌فهمم؟

 |  پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹ساعت 18:26  توسط میم  | 

چرا هر چی گوش می‌كنم نمی‌فهمم؟

 

بعد از تموم متن‌هایی که نوشتم این اولین باره که می‌خوام درباره آموزش انگلیسی مطلب بذارم. اول قصد داشتم همزمان با آموزش فرانسوی آموزش صفر تا صد انگلیسی رو هم تو وبلاگ بذارم، ولی بعد از یه مدت منصرف شدم. چون چیزی نبود که با نوشتنش به هیجان بیام. موقع نوشتن دلم می‌خواد درباره چیزایی بنویسم که از قبل اطلاع ندارم یا بهش فکر نکردم (منظ.ورم اینه که باعث می‌شه برم دنبالش و اطلاعات لازم رو کسب کنم). به همین خاطر آموزش فرانسوی برام اولویت داشت چون زمانی که این آموزش رو شروع کردم سطحم متوسط بود و الان وضع فرانسوی‌م خیلی بهتر شده. در هر صورت این نیاز رو در آموزش انگلیسی نمی‌دیدم، ولی از اونجایی که چند تن از دوستان سئوالایی در این زمینه مطرح کرده بودند با خودم فکر کردم حالا که آموزش صفر تا صد رو نمی‌ذارم بهتره مطالب مرتبط با انگلیسی رو قرار بدم. امیدوارم به کارتون بیاد!

امروز یا در واقع در این شب بارونی قصد دارم تکنیک‌هایی رو بهتون آموزش بدم تا سطح شنیداری خودتون رو ارتقا بدین. این تکنیک‌ها رو در طول بیشتر از بیست سال یاد گرفتم و کمابیش با شیوه‌های آموزشی افراد دیگه اشتراکاتی داره. فکر می‌کنم این موضوع واقعن برای بچه‌ها، خصوصن افراد خودآموز، اهمیت داشته باشه. به هر حال ما وقتی زبان خارجی رو یاد می‌گیریم نمی‌خوایم فقط کتاب یا روزنامه بخونیم و دوست داریم موسیقی گوش بدیم یا فیلم ببینیم. اگه امکان سفر به خارج از کشور فراهم شه و بخوایم وارد دانشگاه بشیم یا در کنفرانس شرکت کنیم یا اصلن برای اقامت و کار اقدام کنیم اهمیت این موضوع دو برابر یا حتی بیست برابر می‌شه. خیلی واضحه که وقتی در محیط قرار بگیرین خواه ناخواه با اون فضا تطبیق پیدا می‌کنین ولی مطمئنن طول می‌کشه، پس چه بهتر از همین حالا آستین بالا بزنین.

برای شروع باز مثل همیشه تأکید می‌کنم حتمن روزانه ده لغت حفظ کنید! ده لغت در روز واقعن زیاد نیست و هر کس، دانشجو باشه یا شاغل، برای ده تا لغت در روز وقت داره. البته اگه حافظه خوبی دارین می‌تونین دو برابر، سه برابر یا خیلی بیشتر از این حرف‌ها حفظ کنین، ولی اکثر ما از عهده ده کلمه در روز بر می‌آیم و کار سختی برامون نیست. چرا اینقدر حفظ لغت اهمیت داره؟ چون تا با لغت و تلفظ اون واژه خاص آشنایی نداشته باشین نمی‌تونین تشخیص بدین چی دارین می‌شنوین و قادر به تفکیک کلمات نیستین. در غیر این صورت انگار همه کلمه‌ها به هم چسبیدن و نمی‌شه درک کرد. خصوصن وقتی واژه ناآشنا می‌شنویم خیلی زود دست و پامون رو گم می‌کنیم. در حالی که اصلن این طور نیست و مطمئنن انگلیسی زبونا هم مثل ما شمرده حرف می‌زنن.

بعد از اینکه تعداد کلمات به حد قابل قبولی رسید و با تلفظشون آشنا شدین، سعی کنین با موسیقی، خصوصن آهنگ‌های کودکانه، تمرین کنین. این ترانه‌ها همه جا پیدا می‌شن و تو بسیاری از متدهایی که مطالعه کردم گوش دادن به موسیقی توصیه شده. خوبی موسیقی اینه که شما در هر وضعیتی می‌تونین گوش بدین. موقع ورزش، قدم زدن تو خیابون، وقتی رو تختون دراز کشیدین، تو اتوبوس یا هر جای دیگه!

در مرحله بعد برین سراغ انیمیشن‌هایی که برای بچه‌ها ساختن. تماشای انیمیشین به شدت توصیه می‌شه. یکی از مهم‌ترین علت‌ها اینه که فیلمنامه فوق‌العاده ساده‌ای دارند و با دونستن دو سه هزار کلمه به راحتی می‌تونین از داستان سر در بیارین. این موضوع اهمیت زیادی داره. چون در یادگیری زبان‌های بیگانه باید و باید اعتماد به نفس داشته باشین. هیچ وقت خودتون رو در موقعیتی قرار ندین که به اعتماد به نفستون لطمه وارد شه. مطمئنن وقتی یه انیمیشن مثل شهر اشباح رو بفهمین لذت می‌برین و دوست دارین برین سراغ فیلم بعدی و به همین ترتیب سطح شنیداری خودتون رو بالا و بالاتر ببرین. موقع تماشا مطلقن از زیرنویس فارسی استفاده نکنین! بهتره دفعات اول از زیرنویس انگلیسی استفاده شه تا همزمان هم کلمات رو ببینین و هم بشنوین. سعی کنین انیمیشن‌هایی رو انتخاب کنین که دوست دارین این طوری از تماشای چند باره خسته نمی‌شین و ضمنن از نظر روانی اشتیاق بیشتری برای فهمیدن و درک محتوا دارین. اگه دوست داشته باشین قدرت گفتار خودتون رو هم بالا ببرین می‌تونین همزمان با شخصیت‌های توی فیلم و با توجه به زیرنویس متن رو بخونین. این طوری سرعتتون هم تنظیم می‌شه و از اون حالت کندی که بیشتر خودآموزا دارن در می‌آین.

بعد از اینکه تو این مرحله ماهر شدین و با تکرار تونستین بدون استفاده از زیرنویس انیمیشن رو ببینین و بفهمین برین سراغ آهنگ‌هایی که برای افراد بزرگسال ساخته شده. مطمئنن به واژه‌هایی برخورد می‌کنین که براتون تازگی داره ولی این هم در راستای یادگیری بیشتره و چیز عجیب و غریبی نیست. موقع انتخاب آهنگ و خواننده دقت کنین! اثر هر کسی رو گوش ندین. حتمن از خواننده‌ها بومی استفاده کنین که واژه‌ها رو درست ادا می‌کنند. برای شروع سراغ رپرها نرین چون معمولن واژه‌ها رو درست ادا نمی‌کنند یا نصف و نیمه می‌گن. خواننده‌ها متال و مشتقاتشون مزخرف به معنی واقعی کلمه هستند و به خودآموزا مطلقن توصیه نمی‌شه. من بعضی از خواننده‌های مطرح رو معرفی کردم. اگه با خواننده‌ها غربی آشنایی ندارین می‌تونین به آثار این افراد گوش بدین چون واژه‌ها رو درست و شفاف ادا می‌کنند و می‌تونه جنبه آموزشی خوبی داشته باشه. اگه احیانن متوجه نشدین می‌تونین متن ترانه رو گوگل کنین و دو سه بار اول رو با توجه به متن گوش بدین، ولی بعد از اون کنار بذارین و بیشتر و بیشتر گوش بدین. سعی کنین آهنگ‌هایی رو گوش بدین که ملایم هستند و خودتون رو الکی خسته نکنین.

بعد از این می‌تونین سراغ سریال‌ها و فیلم‌ها برین. اصلن مهم نیست اهل سریال دیدن هستین یا نه. این یه بایده. برای یادگیری و مسلط شدن باید سریال و فیلم ببینین. موقع فیلم دیدن، مثل قبل، می‌تونین از زیرنویس انگلیسی استفاده کنین ولی بعد از یکی دو بار باید بدون زیرنویس باشه. وقتی می‌گم بعد از یکی دو بار، منظورم یه فیلمه! نه اینکه هر بار برین سراغ یه فیلم متفاوت. اول باید بتونین فیلم مورد نظرتون رو بفهمین و بهش مسلط بشین و بعد برین سراغ فیلم بعدی. ضمنن این طوری تمرکزتون هم بالا می‌ره و مدام از این شاخه به اون شاخه نمی‌پرین. واضحه اگه اون فیلم یا سریال رو دوست داشته باشین بهتر باهاش ارتباط می‌گیرین و راحت‌تر می‌فهمین. یکی از ویژگی‌های خوب فیلم و سریال اینه که پر از اصطلاحات و عبارات به روزن. چون در وهله اول برای خودشون این فیلم‌ها رو می‌سازن پس شما هم یه جورایی به روز می‌شین و فرضن با اصطلاحاتی آشنا می‌شین که تو هیچ کتابی پیدا نمی‌کنین. بارها برام پیش اومده که فیلم‌های دوره کلاسیک رو تماشا می‌کردم و بازیگرا از عباراتی استفاده می‌کردند که الان دیگه کاربرد ندارن و این همه تحول فقط در طول هشتاد سال! پس توصیه می‌کنم آثار به روز رو ببینین.

لابه‌لای این مراحل می‌تونین از رادیو هم استفاده کنین. موقع کار با کامپیوتر، تو ماشین، در حال پیاده‌روی و هر جای دیگه! اکثر ایستگاه‌های رادیویی اپلیکیشن‌های خودشون رو دارن. متأسفانه به خاطر تحریم به خیلی از این اپلیکیشن‌ها نمی‌شه دسترسی داشت ولی به هر حال ما ایرانی‌ها از رو نمی‌ریم و اگه بگردیم پیدا می‌کنیم :)

در کنار همه چیزهایی که گفتم می‌تونین از کتاب‌هایی استفاده کنین که همراه با فایل صوتی هستند. یادم می‌آد تو دوره نوجوانی زیاد به داستان‌های صوتی گوش می‌دادم. دراکولا، بچه‌های راه آهن و مرد فیل چهره و... یادش به خیر! خیلی از این داستان‌ها رو با جستجوی ساده از سایت‌های انگلیسی یا حتی فارسی می‌تونین پیدا کنین. معمولن این داستان‌های صوتی رو به صورت رایگان در اختیار مخاطب می‌ذارن و ناشرا و سایت‌های معتبر هیچ هزینه‌ای دریافت نمی‌کنند. پس قانونن، اخلاقن و شرعن می‌تونین بهره‌مند شین. اگه پیدا کردم حتمن لینکش رو براتون می‌ذارم. از یوتیوب هم می‌تونین استفاده کنین و تقریبن نود و پنج درصد ویدیوها زیر نویس دارن که برای شروع خوبه ولی کمی باید دقت کنین چون زیاد پیش می‌آد اشتباه تایپی داشته باشن.

دیگه اینها چیزهایی بود که خودآموز حرفه‌ای باید انجام بده. ممکنه براتون سئوال شه هر مرحله چقدر طول می‌کشه و بعد از چه مدت می‌شه مسلط شد؟ برای هر فرد متفاوته. ممکنه یکی بعد از یه سال به نتیجه برسه و یکی دیگه بعد از پنج ماه. نکته مهم اینه که خودتون رو نباید خسته کنین. از کاری که انجام می‌دین لذت ببرین و یه برنامه درست و حسابی برای یادگیری پیوسته داشته باشین.

 

+ البته این آموزش به کار خودآموزای زبان فرانسوی هم می‌آد!

++ پرسش‌هایی که در زمینه انگلیسی دارین رو می‌تونین از طریق وبلاگ و ایمیل مطرح کنین. اگه جا داشته باشه مثل همین متن مطلب اختصاصی می‌نویسم تا بقیه هم استفاده کنند.

+++ بخش دانلود رو هم به ولاگ اضافه کردم. کتاب‌ها، مجلات، مقالات، فیلم‌ها و سریال‌های زیادی تو راهه!

 |  شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶ساعت 0:0  توسط میم