کارآفرینان بزرگ آینده

بر خلاف بسیاری از افراد که مدام غر میزنند اینستاگرام هیچ چی نداره و همیشه تأکید میکنند مزخرفه، باید بگم از طرفدارای پر و پا قرص اینستاگرام هستم و به نظرم یکی از حیرتانگیزترین دستاوردهای جهان مجازی حتمن این اپلیکیشن پر طرفدار هست. مسئلهی مهم اینه که اینستاگرام دریچهای رو به روی ما باز کرده که پیش از اون وجود نداشت و شبکههای اجتماعی مثل فیسبوک هم نتونسته بودند این چشمانداز جدید رو نشون بدن.
اینستاگرام جهان بدون مرز و مینیمالی هست که هر کس اون جور که هست یا دوست داره باشه خودش رو نشون میده و معرفی میکنه. خیلیها انتقاد میکنند اینستاگرام و به طور کل شبکههای مجازی باعث شدند مردم از اونچه که هستند فاصله بگیرند و بیشتر تظاهر کنند. یه عده حتا تا اونجا پیش رفتند که میگن اینستاگرام وقت آدمها رو تلف میکنه و مردم رو افسرده یا غمگین میکنند. من با تمام این نظرها مخالفم و به اندازهی سر سوزن اعتقادی به این حرفها ندارم.
مهمترین علت اینه که اساسن هر کس باید این آزادی رو داشته باشه تا اون طور که دلش میخواد زندگی کنه. فقط یه چیز میتونه این آزادی رو محدود کنه و اون آسیب رسوندن به دیگران و خود هست. در غیر این صورت به دیگران چه ربطی داره که فلانی لباس پر زرق و برق میپوشه یا داره تو بهترین رستوران دنیا غذا میخوره. هر چند شخصن این رفتارها رو نمیپسندم و اگر ببینم شخصی بیش از حد روی این مسائل مانور میده صفحهش رو دنبال نمیکنم، اما فکر نمیکنم اون شخص و اشخاص «باید» مثل من فکر و زندگی کنند. اون چه که اهمیت داره اینه که ما باید به این آگاهی و فهم برسیم که خوشبحتی در لباس و غذاهای رنگارنگ نیست، یا نباید پول و ثروت رو مایهی آرامش بدونیم. در این صورت دیدن یا ندیدن مال و منال و سبک زندگی دیگران ما رو ناراحت و افسرده نمیکنه و چشم و دلمون سیر هست و ندید بدید بازی در نمیآریم و هوار نمیکشیم چرا دیگران دارند و ما نداریم.
اینستاگرام یه ابزاره. میتونیم ازش درست استفاده کنیم یا به بدترین شکل به کارش بندازیم. انتخاب با خودمونه. مثل همهی چیزهای دیگه. شخصن همیشه فضای اینستاگرام رو دوست داشتم و به من کمک کرده با افرادی آشنا شم که اگر سالهای سال میگذشت محال بود بدونم چنین کسانی وجود دارند و تو همین ایران دارند زندگی و کار میکنند. اینستاگرام به من کمک کرد با دهها و صدها و هزاران هنرمند ایرانی و غیرایرانی آشنا شم و با حرفههایی آشنا شم که فکر نمیکردم هنوز وجود دارند. یکی دیگه از فواید اینستاگرام، برای من، این بود که با صدها نفر آشنا شدم که دغدغهی محیط زیست و طبیعت پاک دارند. افرادی که شبانهروز سعی میکنند میزان زبالهها و پلاستیکها رو به حداقل برسونند و تورهایی برای کاشت درخت میگذارند که انصافن بینظیره.
متأسفانه تعداد افرادی که این صفحات رو دنبال میکنند کم هستند. نمیدونم چرا. یعنی اطلاع ندارند؟ یا علاقه ندارند؟ وقتی تعداد دنبالکنندهها کم باشه خواه ناخواه این گروهها و فعالان احساس دلسردی میکنند و ممکنه انگیزهشون رو برای ادامه فعالیت از دست بدن. و چه صفحات بینظیری که بعد از یکی دو سال دیگه خبری ازشون نشد... چه هنرمندان بزرگی که کسی ارزش کارشون رو ندونست و بعد از مدتی نه عکسی منتشر کردند و نه نقاشی کشیدند و در سکوت فرو رفتند.
میدونم ارزش حقیقی هنر و فعالیتهای انسانی در تعداد دنبالکنندهها نیست. معیار من هم این نیست. عکاس آلمانی رو میشناسم که روی هم رفته ششصد هفتصد نفر صفحهی اینستاگرامش رو دنبال میکنند، اما یکی از بزرگترین عکاسان معاصر هست. نقاش آمریکایی رو میشناسم که پستهاش بیست تا لایک هم نمیخوره اما بزرگترین منتقدها و برترین مجلات هنری دنیا اون رو میشناسند.
امروز که داشتم تو اینستاگرام میگشتم خیلی خیلی اتفاقی به صفحهای برخوردم که گردانندگانش گروه کوچیک و جمع و جوری بودند. این گروه دفترهای تر و تمیز و با کیفیتی درست میکنند و میفروشند که جاشون بین علاقمندان خالی بود. منظورم از این دفترهایی نیست که شرکتهای بزرگ به تولید انبوه میرسونند و تو همهی فروشگاهها پیدا میشن. این دفترها با ظرافت ساخته شده بودند و طراحیهای روی جلد و صفحات داخلشون انصافن یه سر و گردن از آثار مشابه بالاتر بود و میتونم بگم با دفترهای خارجی برابری میکرد.
خودم که بار اول متوجه نشدم ایرانیه و فکر کردم این محصولات خارجی هستند. با جستجوی بیشتر به چند برند دیگه در همین حوزه رسیدم که تمامشون داخل ایران هستند. هنوز هیچ خریدی ازشون نکردم و به همین دلیل معرفی بیشتر این محصولات رو به بعد از خرید و استفاده از این دفترها موکول میکنم، اما وقتی به وبسایتهاشون سر زدم و توضیحات و قیمتها رو خوندم به خودم گفتم چقدر خوب که چنین بچههایی هستند و این جور کسب و کارها رو راه انداختند. چرا هر چند وقت یه بار این گروههای کوچیک رو معرفی نکنم؟ دست کم به سهم خودم میتونم به این کسب و کارهای نوپا کمک کنم. میدونم این افراد به حمایت ما احتیاج دارند و معمولن از طرف سازمانهای دولتی هم حمایت نمیشن. بنابراین دمشون گرم که با وجود اینکه در شرایط سختی هستند کم نیاوردند و سعی میکنند استاندارد محصولاتشون رو حفظ کنند.
البته این معرفیها رو به ابزارنوشت و دفترها محدود نمیکنم، چون تو اینستاگرام با دهها جوان کارآفرین آشنا شدم که هر یک در حوزهی متفاوتی کار میکنند. مثلن چندی پیش با خانم طراح لباسی آشنا شدم که در فرانسه درس خوند و الان در تهران پالتو و لباسهای زنانه طراحی میکنه. یا آقایی رو میشناسم که ظروف چوبی درست میکنه و طرحهاش در جامعهی ما تازگی داره. ملاک من برای معرفی این عزیزان کیفیت خوب محصولات خواهد بود. طرحهای متفاوت و زیبایی باید داشته باشند. حتمن ذوق هنری و سطح دانش این افراد در آثارشون بازتاب پیدا میکنه و این هم از ملاکهای دیگه من هست. چون به شدت از آثار بنجل با طرحهای سطح پایین بدم میآد. بعلاوه سعی میکنم خودم اول این محصولات رو تهیه کنم و اگر من و نزدیکانم راضی بودیم، یعنی بعد از اطمینان از کیفیت، معرفی میکنم.
تو این دو هفتهای که از زمستون گذشت، هم روزهای سختی رو گذروندم و هم روزهای آروم و دلنشین. با تصمیمهای جدید دارم پیش میرم و فعلن این تغییرات رو به فال نیک گرفتم. مدتها بود که میخواستم این کارها رو انجام بدم و فکر میکنم حالا و در زمانهی کرونا بهترین فرصته. امیدوارم شما هم حالتون خوب باشه و از کارهایی که دارید انجام میدین رضایت کامل داشته باشید.
+ همدم این روزهای من.