...

کارِن، کِن و یک معمای حل شده

 

دیشب با یکی از دوستان گفتگوی آنلاین جذابی داشتم و امروز فکر کردم اینجا در باره‌‌ش بنویسم. به نظرم خیلی‌ها این مشکل رو در یادگیری انگلیسی، و به طور کل زبان دوم، دارند و می‌تونه مفید باشه. این دوست عزیز، که از مخاطبان وبلاگم هم هست، سؤال جالبی رو مطرح کرده بود و می‌خواست بدونه چرا با وجود اینکه انگلیسی‌ش خوبه، ولی وقتی با یک آمریکایی حرف می‌زنه به کلمات و اصطلاحاتی بر می‌خوره که اصلن سر در نمی‌آره و نمی‌دونه طرف راجع به چی داره حرف می‌زنه. به همین دلیل احساس می‌کرد گفتگوهاش خوب پیش نمی‌ره.

اول فکر کردم شاید انگلیسی‌ش خوب نیست و خیال می‌کنه سطحش خوبه. کمی به صورت نوشتاری و به انگلیسی گپ زدیم و دیدم نه، اتفاقن سطحش عالیه. بعد فکر کردم شاید خوب مکالمه نمی‌کنه. بعد که صداش رو برام فرستاد متوجه شدم تلفظش هم عالیه و بسیار روان حرف می‌زنه. کمی که گذشت با خودم گفتم شاید به خاطر استفاده از slang و idiom هست که این دوستمون به دانسته‌هاش شک کرده. این دو کلمه به معنای اصطلاحات کوچه بازاری و عامیانه هستند. یعنی اصطلاحاتی که فارغ از متن‌ها و قواعد توی کتاب‌ها، در بین مردم، رواج پیدا می‌کنند و ممکنه بعدها وارد ادبیات و کتاب بشن. یعنی چیزی نیست که شما بخواین براش قاعده درست کنید و به زور به خورد کسی بدین. به مرور زمان شکل می‌گیرند و اساسن به زمانه و شرایط بستگی زیادی دارند.

تقریبن زدم به هدف! اما چرا تقریبن؟ این دوست عزیز فکر می‌کرد با خوندن و حفظ این اصطلاحات می‌تونه مشکلش رو برطرف کنه. در حالی که اصلن این طور نیست، چون اونقدر کتاب‌های مختلفی در این زمینه منتشر شده که حد نداره. شما می‌تونین لغت‌های زیادی حفظ کنید و هر چقدر هم حفظ کنید، به نظرم، کمه! ولی حفظ اصطلاحات عامیانه ضرورت نداره و به مرور زمان یاد بگیرید بهتره.

بگذارید با چند مثال در زبان فارسی نشون بدم منظورم چیه. یادم می‌آد زمانی که نوجوان بودم اصطلاحی باب شده بود که وقتی یه شخص سطح پایین و بی‌کلاس رو می‌دیدند، می‌گفتند چقدر فلانی جواده! یعنی اسم جواد مترادف بود با شخص بی‌کلاس. الان این اصطلاح منسوخ شده و به ندرت پیش می‌آد جایی بشنوم که بگن فلانی چقدر جواد هست! ولی زمان نوجوانی‌م خیلی‌ها به کار می‌بردند. مشخصه که جواد فقط اسم پسر هست و نمی‌تونیم به صورت صفت به کار ببریم، اما نسل ما به کار می‌برد و به کمکش منظور خودمون رو می‌رسوندیم. یا چند سال پیش متن‌های طنزآمیزی نوشته می‌شد که شخص اول مردی به اسم غضنفر بود. احتمالن تو شبکه‌های اجتماعی باید دیده باشید. غضنفر کارهای ساده‌لوحانه انجام می‌داد و در عین حال حرف‌ها و کارهاش باعث خنده می‌شد. گاهی دیدم تو کوچه و بازار طرف رو غضنفر صدا می‌کنند. معلومه اسم متداولی هم نیست و با خطاب قرار دادن شخص قصدمون گوشه و کنایه زدنه.

فکر می‌کنم منظورم رو متوجه شده باشید. در ادبیات و زبان انگلیسی هم ما چنین کلمات و اصطلاحاتی داریم. این اصطلاحات لزومن در کتاب‌ها منتشر نمی‌شن و فقط و فقط با گپ زدن یا شنیدن گفتگوی دیگران (بومی) می‌تونین منظورشون رو متوجه بشید. وقتی دیر به دیر اطلاعاتمون رو به روز کنیم، یا فقط بر کتاب‌ها تکیه کنیم، نتیجه همین می‌شه. یعنی اطلاعات ما مربوط به اصطلاحات و کلماتی هست که در گذشته به کار می‌رفته و اطلاعات ما متناسب با زمانه نیست. به همین علت، توصیه می‌کنم اگر سطح انگلیسی شما خیلی خوبه و به قدر کافی کتاب خوندید و فیلم دیدید و به راحتی می‌نویسید و حرف می‌زنید، حتمن اطلاعات خودتون رو به روز نگه بدارید.

خب، حالا چطور باید این اصطلاحات رو یاد بگیریم؟ ما که تو ایران هستیم و نمی‌تونیم تو کوچه و خیابون‌های انگلیس یا آمریکا قدم بزنیم، پس چطور این اصطلاحات عامیانه و به روز رو می‌تونیم یاد بگیریم؟ از اینترنت و پلتفورم‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید. به خصوص تو یوتیوب بگردید و ببینید نسل‌های جدید و جوان چطور حرف می‌زنند و چی می‌گن.

مثلن این دوستمون می‌گفت داشت یه ویدیوی کوتاهی در اینستاگرام می‌دید و یهو طرف گفت فلانی خیلی کارن هست. براش سؤال شده بود کارن که اسمه و منظورش چی بود. جالبه بدونید الان این اسم وارد فرهنگ لغات انگلیسی هم شده و slang هست. در واقع اصطلاح عامیانه‌ای برای تحقیر زنانی به کار می‌ره که تقاضاهای عجیب و غیرمنطقی دارند. زنانی که معمولن حرف حساب تو سرشون نمی‌ره و حرف حرف خودشون هست. این دسته از زنان گاهی ممکنه خطرناک بشن و برخورد بدنی نشون بدن و به دیگران آسیب برسونند. به چنین زنانی در آمریکا، و به طور کل کشورهای انگلیسی زبان، خیلی ساده می‌گن کارن. برای آقایون هم گاهی کارن، که اسم زنانه است، به کار می‌برند، ولی بیشتر کِن یا دارِن می‌گن. همون طور که گفتم کاربردش مشابه با جواد یا غضنفر خودمون هست.

اما نکته‌ای که برام جالب بود و هست اینه که چقدر زبان انگلیسی و همین طور انگلیسی‌زبان‌ها پذیرای اصطلاحات و لغات جدید هستند و به دنبال کوچک‌ترین بهانه‌ای زبانشون رو بسط می‌دن. یکی دو سالی می‌شه که همین کلمه‌ی کارن به فرهنگ‌های لغت راه پیدا کرده و بنابراین امکان استفاده از اون و انتقال مفهوم رو ساده کردند. اما فرهنگستان ادبیات فارسی چقدر از این اصطلاحات روز و عامیانه بهره می‌بره؟

در هر صورت چنین اصطلاحاتی رو با کمی تحقیق و به خصوص گوش کردن به مکالمه‌های تازه و به روز می‌تونید یاد بگیرید و سخت و غیرممکن نیستند. ممکنه چند سال دیگه اصطلاحات جدیدتری بیان، که حتمن می‌آد، و به همین دلیل نمی‌تونیم فقط به کتاب‌ها یا رسانه‌های رسمی تکیه کنیم.

 

+ اگر در همین حوزه پرسشی دارید می‌تونین زیر این مطلب مطرح کنید.

 |  سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ساعت 12:5  توسط میم