زبان دوم

شاید برای بعضی از شما سؤال شده باشه یادگیری زبان انگلیسی چه فایده یا فایدههایی داره؟ مثلن اگه انگلیسی ندونیم چی میشه و اگه بدونیم چه فرقی در زندگیمون به وجود میآد؟ خیلیها هم فقط روی یادگیری انگلیسی تأکید میکنند بدون اینکه دقیقن بدونند چرا!؟ نمیدونم قبلن در این باره نوشتم یا نه، اما دوست دارم امروز کمی در باره فایدهی یادگیری زبان دوم، و مشخصن زبان انگلیسی، بنویسم.
چند سالی هست که با شروع سال تحصیلی زمزمههای حذف زبان انگلیسی شنیده میشه. البته این بیشتر به یک شوخی بیمزه شبیه هست اما با توجه به عملکرد آقایون هیچ بعید نیست یکی از همین روزها کار خودشون رو بکنند و در عوض زبان روسی یا چینی رو در بین کتابهای درسی ببینیم! تا حالا از خودتون پرسیدید چرا باید یک زبان دیگه هم یاد بگیرید؟ اصلن تا حالا تلاشی برای یادگیری زبان دوم داشتید؟ موفق شدید؟ شکست خوردید؟
یکی از خوششانسیهای من این بود که از دوران بچگی یادگیری زبان انگلیسی رو شروع کردم. اون روزها نمیفهمیدم چرا باید این زبان رو یاد بگیرم و اگه یاد نگیرم چی میشه. بزرگترها تصمیم گرفتند من رو به کانون زبان بفرستند و من هم گفتم چشم! معمولن بهم میگفتند اگه انگلیسی رو خوب یاد بگیرم دیگه تو مدرسه هیچ مشکلی ندارم و نمراتم همیشه بیست خواهد بود. یه جورایی من رو از سختی این درس و رفوزه شدن ترسوندند. خب، درست میگفتند و واقعن هم کمک زیادی برام بود و اصلن یادم نمیآد دوران مدرسه لای کتاب انگلیسی رو باز کرده باشم. همین طوری سر جلسات امتحان مینشستم و بیست میشدم.
بعد از یک مدت احساس دلزدگی بهم دست داد. از همون احساساتی که در دوران نوجوانی و اوایل جوانی به جون آدم میافته. یک جور کلافگی! از این همه کلاس و درس و مشق و تکلیف نوشتن خسته شده بودم. دیگه حوصله هیچ چیز رو نداشتم و فقط میخواستم کارهایی رو انجام بدم که واقعن دوست دارم. به همین خاطر یک وقفهای به وجود اومد و دو سه سالی طول کشید تا دوباره خودم رو جمع و جور کنم. خوشبختانه از اونجایی که پایههام محکم بود تونستم یادگیری انگلیسی رو از سر بگیرم. این دفعه چون دقیقن میدونستم برای چی میخوام یاد بگیرم بهتر و درستتر باهاش مواجه شدم.
یادگیری زبان دوم، حالا هر زبانی، همیشه مفیده. چون شما رو با آدمها و فرهنگهای جدید آشنا میکنه و باعث میشه افقهای فکری شما بسط پیدا کنه. فرقی نداره زبان ژاپنی، فرانسه، چینی، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیولی، روسی و عربی یاد بگیرید، یا انگلیسی! در هر صورت با یادگیری زبان دوم درهایی به روی شما باز میشه که تا قبل از اون بسته بود یا اصلن فکر نمیکردید چنین دریچههایی هم وجود دارند. یادگیری زبانی غیر از زبان مادری راههایی رو پیش روی شما میگذاره که هر یک لذت خودش رو داره و پر از ماجراها و شگفتیهای تازه است. درست مثل یک سفر هیجانانگیز میمونه و به شما کمک میکنه تا آدم قویتر و محکمتری بشین.
در حال حاضر نزدیک به هفت هزار زبان در سراسر دنیا وجود داره. در ایران خودمون هم حدود 9 زبان ایرانی و 8 زبان غیر ایرانی داریم، که البته اینها زبانهای کمابیش رایج در ایران هستند و قبلن در مقالهای خونده بودم که زبانهای دیگهای هم وجود دارند که متأسفانه حفظ نشدند و در معرض نابودی هستند. حالا بین این همه زبان کدوم یک رو باید یاد بگیریم؟ و یادگیری این زبان چه کمکی به ما میکنه؟ یا همون طور که گفتم چه مسیری رو پیش روی ما میگذاره؟
به نظرم این مسئله بستگی به خودتون داره. مهم اینه که چه انگیزهای دارید و میخواین به چه چیزهایی برسید. تقریبن اکثر زبانهای زنده دنیا کاربردهای خودشون رو دارند و هر کدوم هم زیباییهایی دارند که دیگری نداره. مثلن ممکنه یکی به کشیدن مانگا یا انیمههای ژاپنی علاقمند باشه و بخواد با یاد گرفتن ژاپنی به استودیوهای ژاپن بره و کار کنه. یا ممکنه کسی به متون اسلامی علاقمند باشه و بخواد با یادگیری عربی به انبوه آثاری که در این زمینه نوشته شده دسترسی پیدا کنه. شاید هم یکی بخواد تحقیق جامعی در بارهی رنسانس انجام بده و علاقمند باشه بره سراغ زبان ایتالیایی.
این وسط یادگیری زبان انگلیسی اهمیت زیادی داره چون با تکنولوژی و پیشرفتهای علمی در دو قرن گذشته آمیخته شده است. مثلن همین کامپیوتر و اینترنت. مطمئنن وقتی انگلیسی بدونید راحتتر با کامپیوتر و نرمافزارها کار میکنید. یادم نمیآد برای یادگیری نرمافزارهایی مثل فتوشاپ، تریدی مکس، اسکچاپ، رویت و غیره کلاس رفته باشم. در واقع انگلیسی برام مثل شاهکلیدی بود که هر قفلی رو باهاش باز میکردم. در حالی که این مشکل رو به وضوح در بچههای دیگه میدیدم. مثلن وقتی با یک نرمافزار مرتبط با معماری کار میکردند سر چیزهای پیش پا افتاده به مشکل بر میخوردند. در کنار این موضوع به انبوه مجلات علمی توجه کنید که به زبان انگلیسی هستند. معمولن اکثر مقالههای دست اول و بکر به زبان انگلیسی نوشته میشن و کارشناسان و مردم رو مخاطب قرار میدن. به همین علت اگه انگلیسی یاد بگیرید به راحتی میتونین با یک جستجوی ساده سر در بیارید بشر چه دستاوردهایی در زمینه علم و زندگی داشته و ما در کجای جهان و زمان ایستادیم. بسیاری از بحثهایی که امروز بین مردم و به خصوص قشر تحصیلکردهی ایرانی انجام میگیره بحثهای عقبموندهای هستند. این حرف رو از این جهت نمیزنم که بخوام کسی رو کوچیک کنم. این یک واقعیت جاری در جامعه ماست. بارها و بارها دیدم بحثهایی در فضای مجازی پیش میآد که الان سی چهل ساله (یا بلکه بیشتر) دنیا این بحثها رو کنار گذاشته و دیگه نخنما شده. اگر این افراد تلاش کنند کمی برای یادگیری انگلیسی وقت بگذارند خواه ناخواه میتونن سطح مطالعاتشون رو ارتقا بدن و به منابع دست اول دسترسی داشته باشند.
در ادامهی بحث بالا باید بگم نه فقط در زمینه علم، بلکه در زمینه سینما، هنر، موسیقی، فلسفه، ادبیات، اقتصاد، و حتی سیاست هم بزرگترین و مهمترین نشریات به انگلیسی منتشر میشن. بنابراین اگه به یکی از این حوزهها علاقمندید میتونین به راحتی به نشریات اون حوزهی خاص دسترسی داشته باشید و همیشه خودتون رو به روز نگه بدارید. راستش اونقدر سرعت تحولات در همین یکی دو دهه گذشته زیاد بوده که اگه خودتون رو در جریان مسائل روز نگه ندارید عملن به خودتون دارید خیانت میکنید. چرا راه دور بریم؟ تو همین هفت هشت ماه گذشته، بعد از گسترش کرونا، همه چیز تحت الشعاع قرار گرفت. در یک چنین شرایطی متخصصین دست روی دست نگذاشتند! بزرگترین اقتصاددانان دنیا وارد کار شدند و راههایی پیش روی شرکتهای کوچیک و بزرگ گذاشتند تا بتونن دوام بیارند. خب، همهی اینها به انگلیسی نوشته و تحلیل میشه. بنابراین وقتی این زبان رو بلد باشید همیشه چند قدم جلوتر خواهید بود.
وقتی مهمترین نشریات علمی و فرهنگی دنیا به زبان انگلیسی باشند، یادگیری این زبان هم در اولویت قرار میگیره. مثلن وقتی یک مقالهی علمی با توجه به رشتهی خودتون مینویسید و میخواین منتشرش کنید، اون مقاله رو برای یک مجله روسی یا آلمانی نمیفرستید، بلکه یک مجله معتبر انگلیسیزبان رو هدف قرار میدین. البته منظورم این نیست که کشورهای دیگه هیچ دانشمند و کارشناس و متخصصی ندارند. نه! منظورم میزان اهمیت و تأثیرگذاری اون نشریات خاص هست چون مهمترین دستاوردهای علمی در طول دو قرن گذشته در کشورهای انگلیسی زبان انجام گرفته و واضحه که پایههای فکری خودشون رو در نشریات خودشون یا به زبان خودشون نشر و گسترش میدن. به همین علت معمولن کشورهای دیگه، ازجمله ایران، دست به ترجمه میزنند و علم مدرن به نوعی در کشور ما وارداتی و شتابزده است. بد نیست اینجا یه پرانتز باز کنم و بگم در دوران آلمان نازی دانشمندان آلمانی در زمینهی علم دستاوردهای مهمی داشتند اما بعد از جنگ جهانی موج مهاجرت بزرگی سمت آمریکا به راه افتاد.
اینها فقط چند مورد مهم در یادگیری زبان انگلیسی بود و همون طور که اشاره کردم همه چیز بستگی به انگیزهی شما داره تا بدونین کدوم زبان بیشتر به دردتون میخوره. فرضن اگه به ساخت روبات علاقمند باشید چارهای جز این ندارید که به ژاپنی مسلط بشید و در یکی از دانشگاههای ژاپنی درس بخونید. چون تا اونجایی که اطلاع دارم در دانشگاههای ژاپن به انگلیسی درس داده نمیشه و پیشرفتهترین روباتها هم اونجا ساخته میشه.
حالا اگه نخوایم اونقدر عمیق به انگلیسی نگاه کنیم میتونیم کاربردش رو در موفقیتهای کوچیکتر ببینیم. مثلن در آزمونهای سراسری، ارشد و دکتری انگلیسی کمک زیادی میکنه و تقریبن اکثر بچهها به شدت ضعف دارند. یا اگر بخواین در شرکت بزرگ و معتبری کار کنید دونستن انگلیسی حتمن یک برگ برنده برای شماست و به راحتی میتونین رقبای خودتون رو پشت سر بگذارید. مطمئن باشید کسی که انگلیسی بدونه حتا در بدترین وضعیت اقتصادی هم میتونه درآمد خوبی داشته باشه. پس از نطر کاری هم برای شما به صرفهتر هست.
سر آخر بد نیست به این اشاره کنم که یادگیری زبان انگلیسی یا هر زبان دیگه یک مسئله عمری هست و چیزی نیست که یک شبه اتفاق بیافته. هر روز باید براش وقت بگذارید. هر روز باید رادیوها یا شبکههای اینترنتی و تلویزیونی رو بشنوید و تماشا کنید. هر روز باید چند پاراگرف متن بخونید. هر روز باید یک نکته جدید در زمینه قواعد زبان یاد بگیرید. و اون قدر باید صبور و با حوصله باشید تا بتونید از زبان دوم در زندگی خودتون بهرهمند شین و لذت ببرید. بهتون قول میدم بعد از یادگیری زبان جدید زندگی شما وارد مرحلهی تازهای میشه و هیچ وقت مثل قبل به دنیا نگاه نخواهید کرد.
+ نقاشی از ارین کن
++ نوشته بودم: چرا هر چی گوش میکنم نمیفهمم؟