...

نسخه سحرآمیز

 

کارگردان: اشتون مور

نویسندگان: وویچح یاسنی، آندره پلتیه، لوئیز پلتیه ومایکل روبو

مدت زمان: 93 دقیقه

کشور:کانادا

سال اکران: 1985

امتیاز آقای مترجم: 6 از 10

 

این فیلم دقیقن همون سالی اکران شد که من به دنیا اومدم. یعنی 36 سال پیش. ولی یادم نیست اولین بار کی این فیلم رو دیدم. به احتمال زیاد اول یا دوم ابتدایی بودم که پای تلویزیون نشستم و مجذوبش شدم. چند سال بعد، یعنی وقتی چهارم پنجم ابتدایی بودم، دوباره از تلویزیون تماشا کردم و گذشت و گذشت تا اینکه همین چند وقت پیش تکه‌های کوتاهی از این فیلم رو تو اینستاگرام دیدم. خاطرات گذشته و اون روزهایی که عاشق تماشای کارتون بودم برام زنده شد و تصمیم گرفتم یک بار دیگه این فیلم رو ببینم. این بار نسخه انگلیسی و کاملش رو دیدم و عجیب بهم چسبید.

نسخه سحرآمیز یک داستان فانتزی و جمع و جور داره. مایکل با پدر نقاش و خواهرش زندگی می‌کنه (مادرش در طول داستان نیست و سفره) و ظاهرن همه چیز عادیه و یه خانواده مثل بقیه هستند، تا اینکه یه روز که با دوستش از مدرسه بر می‌گرده وارد یه خونه مخروبه می‌شه و چیزی رو می‌بینه که می‌ترسوندش. این ترس باعث می‌شه موهاش بریزه و کچل شه. کچل شدن همان و زندگی جدید مایکل همان. دیگه نمی‌تونه مثل سابق بره مدرسه و درس بخونه چون بچه‌ها مسخره‌ش می‌کنند. به همین دلیل خانواده‌ش و خودش دنبال راه حل می‌گردند. مثلن یه بار از کلاه گیس استفاده می‌کنه که بعد قضیه لو می‌ره و اوضاع بدتر می‌شه. یه شب تو خونه دو شبح سر و کله‌شون پیدا می‌شه و بهش نسخه‌ای رو می‌گن که اگه درست کنه و روی سرش بماله دوباره موهاش در می‌آد. و این شروع ماجرای جدیده. موهای مایکل این بار واقعن رشد می‌کنند اما مشکل اینجاست که رشدشون متوقف نمی‌شه و روز به روز و بلکه هر لحظه بلندتر از قبل می‌شن. موهای مایکل اونقدر بلند می‌شن که برای غذا خوردن و خوابیدن دچار مشکل می‌شه و دیگه نمی‌تونه مثل سابق زندگی کنه.

بعضی از فیلم‌ها هستند که آدم سال‌ها قبل می‌بینه و مجذوبشون می‌شه و دوستشون داره، اما بعدها وقتی دوباره سراغشون می‌ریم دیگه اون جلای سابق رو ندارند. ممکنه هنوز دوستشون داشته باشیم و دلمون بخواد باز تماشا کنیم، که به نظرم بیشتر از اونکه به خود فیلم مربوط باشه، به خاطره‌بازی خودمون برمی‌گرده و دقیقن به همین علت برامون خوشاینده. «نسخه سحرآمیز» برای من یه همچین حال و هوایی داره. با وجود اینکه سه چهار بار بیشتر ندیدم اما دوستش دارم.

یادم می‌آد زمانی که بچه بودم بارها و بارها تو دنیای خیالی‌م خودم رو یکی از شخصیت‌های توی فیلم تصور می‌کردم و فکر می‌کردم یه جوری باید به مایکل کمک کنم. حتا گاهی خودم رو جاش می‌گذاشتم و سعی می‌کردم با این موهای بلند یه جوری دست و پنجه نرم کنم که مایکل نمی‌تونسته! :))

از طرف دیگه، این جور فیلم‌ها یه حس نوستالژی جمعی بین من و هم‌نسلانم به وجود می‌آره، که بعید می‌دونم نسل‌های بعد درکش کنند. مثلن وقتی بهشون می‌گیم اون زمان تلویزیون فقط دو تا شبکه داشت و برای همین منتظر می‌موندیم تا روزهای جمعه از راه برسه که برنامه‌های بهتر و غافلگیرکننده ببینیم. یا هنوز ویدیو فراگیر نشده بود و اگر هم بود فیلم‌های سینمایی کودکان رو ترجیح می‌دادیم، احتمالن براشون کسل‌کننده و بی‌مزه است.

البته که هر نسل خاطرات خودش رو داره و هر نسل چیزهایی رو پشت سر می‌گذاره که مخصوص خودشه. همون طور که تماشای مدرسه موش‌ها، کلاه قرمزی، خونه مادربزرگه، یا همین نسخه سحرآمیز بین هم‌نسل‌های من مشترکه و تقریبن همه‌ی ما بابا لنگ‌دراز و چوبین و گوش‌مروارید و مهاجران و خانواده دکتر ارنست و غیره رو می‌شناسیم، نسل‌های بعد از ما هم انیمه‌های خودشون رو تماشا می‌کنند و فیلم‌هایی می‌بینند که بهشون لذت جمعی می‌ده و سال‌ها بعد در باره‌ش حرف می‌زنند.

چند شب پیش، وقتی داشتم این فیلم رو توی تاریکی و با خستگی تماشا می‌کردم، دلم گرفت. چقدر زمان زود گذشت. تقریبن سی سال پیش اولین بار این فیلم رو دیدم و حالا باز سراغش رفتم. کی می‌دونه دفعه‌ی بعد چه زمانی خواهد بود؟ آیا امکان داره سی سال بعد زنده باشم و فرضن در شصت و پنج شش سالگی یک بار دیگه «نسخه سحرآمیز» رو ببینم؟ حس می‌کنم عمرم کوتاه‌تر از این حرف‌هاست و تا اون موقع دوام نمی‌آرم ولی اگر به اون سن و سال رسیدم دلم می‌خواد در کنار خانواده‌ی خودم و با بچه‌ها و نوه‌هام باشم.

 

+ یک نکته رو راجع به فیلم جا انداختم. سلین دیون، خواننده مشهور کانادایی، اولین بار در این فیلم به انگلیسی خوند.

++ شما هم از این جور فیلم‌ها دارید؟ فیلم‌هایی که شاید کیفیت بالایی نداشته باشند اما خیلی ساده و صمیمانه دوستشون داریم.

+++ اگر دوست دارید ببینید چه فیلم‌های دیگه‌ای معرفی کردم می‌تونید به دسته سینما برید.

 |  پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 20:26  توسط میم  |