...

مایکل و استفنی

 

از وقتی یادم می‌آد معماری مجذوبم می‌کرد. عاشق ساختمون‌های قدیمی‌ام و دلم می‌خواد ساعت‌ها، تک و تنها، از این اتاق به اون اتاق برم و تک تک جزییات رو در خاطرم حفظ کنم. برای همین وقتی وارد خانه-موزه‌ها یا مسجدها و حمام‌ها و کارونسراهای تاریخی می‌شم اونقدر می‌مونم که دیگه حوصله‌ی همراهانم سر می‌ره و به زور من رو بیرون می‌کشونند. اساسن به همه‌ی چیزهای قدیمی علاقه و توجه نشون می‌دم. قالی‌ها و گلیم‌های قدیمی، لباس‌هایی که دیگه پوشیده نمی‌شن، آثار باستانی، ظروف و زیور آلات سده‌های گذشته و عتیقه‌‌هایی که گاهی اینجا و اونجا توی خونه‌ها خودنمایی می‌کنند.

بدم نمی‌آد یه روز مجموعه بزرگی از این اشیاء تهیه کنم. نمی‌دونم چرا حس مرموزی به من منتقل می‌کنند. وقتی تصور می‌کنم روزگاری مردمی زندگی می‌کردند که از این وسایل استفاده می‌کردند، و اونقدر براشون طبیعی و بدیهی بوده که ابزار خود ما، هم غمگین می‌شم و هم به هیجان می‌آم. به خودم می‌گم شاید با نگاه کردن و لمس دوباره‌ی این اشیاء بتونم قصه‌های پنهانشون رو پیدا کنم و باز بهشون زندگی ببخشم.

بین تمام چیزهایی که به گذشته مربوط می‌شن ساختمون‌ها برای من یه چیز دیگه هستند. همه‌ی فکر و ذکرم رو به خودشون مشغول می‌کنند. مدام کتاب‌های معماری رو مطالعه می‌کنم تا به چند و چون عملکرد اتاق‌ها برسم. چرا اندازه‌‌ی درها و پنجره‌ها اون طور بود؟ چرا ترتیب اتاق‌ها رو طور دیگه‌ای طراحی نمی‌کردند؟ حالا اگه فلان اتاق رو اضافه کنیم چطور می‌شه؟ اگه کم کنیم چی؟ این آپارتمان‌های بی‌قواره رو چطور حل و فصل کنیم؟ هان؟

از زمانی که وارد رشته‌ی معماری شدم تا امروز این جستجوها و کنکاش‌ها جدی‌تر و پیچیده‌تر شدند. ساختمون‌ها رو از نزدیک لمس می‌کردم و دلم پر از غصه می‌شد وقتی می‌فهمیدم قراره خرابشون کنند و به جاش مجتمع مسکونی بسازند. دلم می‌خواست می‌تونستم تک تک ساختمون‌ها رو حفظ کنم و با طراحی دوباره و مدرن کردنشون ثابت کنم هنوز هم می‌شه این خونه‌های قشنگ رو داشته باشیم و به زندگی شخصی و اجتماعی خودمون طراوت دوباره بدیم. خونه‌هایی که بعد از صدها سال هنوز دوام آوردند و با کمی توجه و مراقبت می‌تونند به بقای خودشون ادامه بدن.

اون سر دنیا، در کشور فرانسه، قلعه‌ها و خونه‌های بزرگ زیادی وجود داره که بعضی از اونها تحت حفاظت دولت هستند. ساختمان‌هایی هم وجود دارند که هم به بخش خصوصی تعلق دارند و هم دولت نظارت می‌کنه تا یه وقت صاحب‌خونه‌ها به سرشون نزنه و خرابشون نکنند. اما خونه‌هایی هم هستند که ظاهرن در تملک بخش خصوصی هستند. دست کم تا اونجایی که تحقیق کردم نظارت دولت خیلی کمه و گاهی اصلن به امون خدا رهاشون کردند. نگهداری از این خونه‌ها واقعن سخته، چون اولن بسیار بزرگ هستند و هزینه زیادی رو باید صرف بازسازی کنند. ثانین معمولن از مناطق شهری دور هستند و در روستاها یا حومه‌ها ساخته شدند.

برام خیلی جالبه که با وجود مشکلات زیاد افرادی پیدا می‌شن که سعی می‌کنند این قلعه‌های رویایی رو حفظ کنند. مایکل و استفنی دقیقن دارند همین کار رو می‌کنند. دو یوتیوبری که امروز قصد دارم به شما معرفی کنم. الان نزدیک به یک ساله کانال‌هاشون رو با اشتیاق زیاد دنبال می‌کنم و واقعن لذت می‌برم. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

خب، اول از مایکل شروع می‌کنم. مایکل پتریک تقریبن هم‌سن خودم هست. اصالتن انگلیسیه و بین اعضای خانواده و دوستانش به آدم همه فن حریف شهرت داره. نجاری، خیاطی، آشپزی، آرایشگری، باغبانی، و نقاشی از جمله کارهایی هست که انجام می‌ده. یادم می‌آد از ویدیوی دومی که آپلود کرده بود باهاش آشنا شدم و اونقدر از خودش و خانواده‌اش خوشم اومد که به خودم گفتم بدم نمی‌آد بهشون سر بزنم. حالا این ویدیوها راجع به چی هستند؟ خانواده‌ی پتریک از انگلیس به فرانسه مهاجرت کردند تا در قلعه زندگی و کار کنند. زمانی که این خونه‌ی بزرگ رو می‌خرند تقریبن همه جاش خراب و داغون بود اما اونها با عشق و علاقه شروع می‌کنند به بازسازی ساختمون.

البته خونه‌‌ی بزرگی هم هست و با وجود اینکه الان نزدیک به یک ساله که ویدیوهاشون رو دنبال می‌کنم هنوز بخش‌های زیادی از ساختمون درست نشده، اما به هر حال درش اقامت دارند و هر هفته گوشه‌ای از کارهاشون رو نشون می‌دن و مثلن نشون می‌دن در طول هفته کجاها رو ساختند و چه جاهایی رو قراره مرمت کنند. از همه‌ی اینها جالب‌تر خونه‌ی خود مایکل هست. این خونه سابقن به باغبان تعلق داشته و مجزا از عمارت اصلیه. زمانی که مایکل تصمیم می‌گیره تو این خونه زندگی کنه تقریبن هیچ جای سالمی وجود نداشت. از در و پنجره بگیرید تا کف اتاق‌ها و خود دیوارهای سنگی. این مرمت‌ها و ساختن‌ها نظر هزاران نفر از مردم دنیا رو جلب کرده و با اشتیاق این ویدیوها رو دنبال می‌کنند. همه‌ی ما دوست داریم ببینیم نتیجه نهایی چه خواهد شد. خود مایکل چند بار گفته سعی می‌کنه تا کریسمس طبقه‌ی هم‌کف رو تموم کنه و اونجا یه جشن کوچولو بگیره.

یه نکته جالب و جذابی که در باره‌ی این ویدیوها وجود داره اینه که خانواده‌ی پتریک ذوق و سلیقه‌ی خوبی دارند. در عین حال که می‌خوان راحت و آسوده باشند اما به اصالت ساختمون هم توجه می‌کنند. مثلن سعی می‌کنند از مبلمان و اثاثیه‌ای استفاده کنند که به معماری بنا لطمه نزنه. در بعضی از ویدیوها می‌بینیم که به عتیقه‌فروشی‌ها می‌رن و میز و صندلی و ظروفی می‌خرند که سال‌ها از عمرشون گذشته. قدم زدن در چنین خونه‌هایی و نگاه کردن به این همه توجه و حوصله برای من، شخصن، خیلی لذت‌بخشه. نکته‌ی بامزه‌ی ماجرا اینه که بخشی از اتاق‌ها رو هم به مهمانان و جهانگردها اختصاص دادند. اگر اشتباه نکنم این قسمت از عمارت اصلی جداست و کار مرمت این اتاق‌ها هم زودتر تموم کردند. بنابراین اگه کسی دوست داشته باشه مدتی دور از سر و صدای شهر و کار باشه و به منطقه‌ای خوش آب و هوا و در عین حال تاریخی بره، چه جایی بهتر از این جور جاها؟

وقتی این ویدیوها رو که مثل یه سریال مستند هستند نگاه می‌کردم به خودم می‌گفتم کاش در ایران هم چنین جاهایی داشتیم. یا در واقع چنین آدم‌هایی. کاش افرادی بودند که همت می‌کردند و خونه‌های تاریخی رو حفظ می‌کردند و با حوصله و عشق این آثار رو زنده نگه می‌داشتند. چون هم می‌شه به عنوان خونه استفاده کرد، هم می‌تونه مهمانخونه یا هتل کوچیکی باشه، و هم می‌شه یه بخشی رو به رستوران یا کافه اختصاص داد. یعنی هم می‌شه زندگی و هم کار کرد.

استفنی هم دقیقن همین کار رو می‌کنه. استفنی از دوستان نزدیک مایکل هست و اون هم از انگلیس به فرانسه مهاجرت کرده و همراه با پدر و مادرش تو یه قلعه رویایی زندگی می‌کنه. خودش تو یه ویدیو توضیح داده بود که سال‌ها قبل وقتی تصمیم گرفت اونجا رو بخره از دست خودش کلافه بود. کارش رو دوست نداشت و دنبال یه تغییر اساسی در زندگی‌ش بود. این تحول چیزی نبود به جز دنبال کردن رویای دوران کودکی‌ش. استفنی همیشه دوست داشت تو یه قلعه بزرگ زندگی کنه و مثل شاهدخت‌ها لباس‌های پر زرق و برق بپوشه. بعد از خرید خونه متوجه شد زندگی در چنین جایی یه چیزه و نگهداری و مراقبت از اون یه چیز دیگه است. اما این طور که پیداست خوشحال و راضیه و هر بار گوشه‌ای از فعالیت‌هاش رو به مردم دنیا نشون می‌ده.

جالب اینجاست که مایکل و استفنی هر چند وقت یه بار به همدیگه سر می‌زنند و سر و کله‌شون تو ویدیوهای هم پیدا می‌شه و کلی اتفاق بامزه و خنده‌دار براشون می‌افته. فقط همین قدر بهتون بگم اگه مثل من عاشق معماری باشید و به وسایل قدیمی علاقمند باشید و بخواین بدونین مراحل مرمت یه اثر قدیمی چطور داره پیش می‌ره، دیگه بی‌برو برگرد نمی‌تونین از این کانال‌ها دل بکنید.

تا یادم نرفته این رو هم بگم که اگه اهل سفر و ماجراجویی باشید و دستی هم در کار داشته باشید می‌تونین باهاشون تماس بگیرید و بگین حاضرید بهشون کمک کنید. بعضی از جهانگردهایی که بهشون سر می‌زنند در ازای کار رایگان اونجا اقامت می‌کنند. غذا و جا هم رایگان خواهد بود، فقط همون طور که اشاره کردم باید بتونین از عهده‌ی بعضی از کارها بر بیاین.

 

+ عکس مایکل و استفنی از صفحه‌ی اینستاگرام استفنی

++ اگر دوست داشتید صفحه‌ی اینستاگرام مایکل و عمارتی که خانواده‌ش اونجا زندگی می‌کنند رو هم دنبال کنید تا در جریان امور و کار و اقامت‌ها قرار بگیرید.

+++ اگر هم نمی‌خواین مستقیمن باهاشون تماس بگیرید می‌تونین به وبسایت عمارت یا به قول فرانسوی‌ها شاتو سر بزنید. هزینه‌های اقامت هم اونجا موجوده. به نظرم منصفانه است. یعنی قیمت‌ها خیلی بالا نبودند، خیلی پایین هم نیستند.

++++ حالا می‌رسیم به کانال‌ها. اول کانال خودمون انجام می‌دیم رو ببینید که ساخت و سازها و تفریح‌های مایکل رو نشون می‌ده. این کانال همچنان در حال رشده و در کمتر از یک سال بیش از دویست هزار دنبال کننده رو جذب کرده. برادر مایکل یه کانال جنبی هم زده به نام پتریک‌ها یا خانواده‌ی پتریک. اگر دوست دارید این رو هم دنبال کنید تا با حال و هوای اونجا بیشتر آشنا شین. کانال استفنی با نام خاطرات شاتو هم جذابیت‌های خودش رو داره. من تمام ویدیوهای استفنی رو ندیدم ولی هر چند وقت یه بار سر می‌زنم. روی هم رفته خانم خوش‌اخلاق و شادابی هست.

+++++ قبلن پنج ولاگر ایرانی رو هم معرفی کرده بودم.

 |  جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹ساعت 10:0  توسط میم  |