...

ده فیلم برتر با مضمون همجنسگرایی

 

یکی دو روز پیش فرداد فرحزاد، خبرنگار و مجری معروف تلویزیون که سابقن در بی‌بی‌سی فعالیت می‌کرد و حالا در شبکه پر حاشیه ایران اینترنشینال کار می‌کنه، ویدیوی کوتاهی از ازدواج زوج همجنسگرای ایرانی در حساب توییتر و اینستاگرام خودش منتشر کرد که در حال حاضر داره دست به دست می‌شه و دامنه‌ی بحث‌ها هم لحظه به لحظه داره شدت پیدا می‌کنه. راستش اونقدر فیلم و سریال در این زمینه دیدم و اونقدر کتاب و مقاله در این باره خوندم و اونقدر کانال یوتیوبرهای همجنسگرا رو دنبال کردم و می‌کنم و با زندگی‌شون آشنا هستم که بعد از دیدن این ویدیو چیز عجیب و غریبی به چشمم نیومد و خیلی زود از کنارش گذشتم. اما ظاهرن این مسئله هنوز برای عده‌ی زیادی از مردم حل نشده است و بدون فکر فقط رد می‌کنند.

وقتی نظر مردم رو مرور کردم متوجه شدم خیلی‌ها می‌نوشتند این رابطه رو نمی‌تونند درک کنند و به نظرشون طبیعی نیست، یا عده‌ای نوشته بودند براشون فرقی نداره که ازدواج کنند یا نه، فقط حس خوبی ندارند. تعداد زیادی هم به آخرالزمان اشاره می‌کردند و فحش می‌دادند. نظرها واقعن متنوع و متفاوت بود و پرداختن به تک تک این نظرها زمان زیادی رو می‌طلبه. خوشبختانه افراد زیادی هم این تغییرات رو به فال نیک گرفتند.

نکته‌ای که این وسط برام خیلی جالبه اینه که چرا بسیاری از مردم روی «درک» یا «عدم درک» این نوع روابط تأکید می‌کنند؟ مگه حتمن ما باید یک اقلیت جنسی رو درک کنیم تا بین خودمون بپذیریم؟ اصلن جدا از این موضوع، مگه زنان و مردان همیشه همدیگه رو درک می‌کنند که بخوان به هم احترام بگذارند؟ توی رابطه بین زن و مرد هم همیشه یه فاصله طبیعی وجود داره که باعث می‌شه نتونیم به درستی همدیگه رو درک کنیم. از نظر جسمی شکل و عملکرد متفاوتی نسبت به هم داریم و اصلن زنان به طور طبیعی بچه به دنیا می‌آرن که یک قابلیت کاملن متفاوت هست. با وجود این مردان نمی‌تونن ادعا کنند چون نمی‌تونن بچه به دنیا بیارن و مسئله زایش براشون غیر قابل درکه، پس باید به زنان بی‌احترامی کنند یا اونها رو نادیده بگیرند (البته متأسفانه در جوامع عقب مانده چنین نگاهی رواج داره). در این مورد هم به نظرم جز این نیست. مطمئنن اگر با مباحث علمی آشنایی داشته باشیم راحت‌تر این نوع روابط رو می‌پذیریم اما اگر آشنایی هم نداشته باشیم لزومی نداره که حتمن تمام و کمال درک کنیم و بعد اقلیت‌های جنسی رو بین خودمون بپذیریم.

امروز قصد دارم به این مناسبت ده فیلم برتر با مضمون همجنسگرایی رو معرفی کنم. شاید این فیلم‌ها رو از قبل دیده باشین و شاید هم براتون تازگی داشته باشه. در هر صورت فکر می‌کنم تماشای این فیلم‌ها می‌تونه اهمیت داشته باشه چون موقعیت‌هایی رو به ما نشون می‌دن که در بین بسیاری از خانواده‌ها و مردم ممکنه پیش بیاد. موقعیت‌هایی که ممکنه گرون تموم بشن و بعد حسرتش به دلمون بمونه.

خوشبختانه در بیست سال گذشته فیلم‌ها و سریال‌ها و مستندهای زیادی در این باره ساخته شد که در رشد فرهنگی و فکری مردم تأثیر مثبت زیادی گذاشتند. بیشتر این آثار هم در کشورهای اروپایی و به خصوص آمریکا ساخته شدند اما نمونه‌های هندی، چینی، ژاپنی، کره‌ای یا حتی ترکی رو هم دیدم که کیفیت بالایی نداشتند. ایرانیان در داخل و خارج از ایران هم روی چنین مضمونی کار کردند، با وجود این، هنوز مونده تا پرداخت جانانه‌ای انجام بگیره و این آثار همچنان روی سطح می‌گذرند.

1. کوهستان بروکبک معروف‌ترین و مطرح‌ترین فیلمی هست که در مورد یک زوج همجنسگرا ساخته شده. این فیلم ساخته کارگردان معروف تایوانی انگ لی هست که فیلم‌های درجه یک زیادی در کارنامه خودش داره. بد نیست به این موضوع اشاره کنم که اصل داستان قبل‌تر در مجله نیویورکر منتشر شده بود و همون زمان نظر بسیاری از فیلمسازها و منتقدین رو جلب کرد. من اول فیلم رو دیدم و بعد داستان کوتاه رو خوندم. به نظرم داستان کوتاه خیلی بهتر نوشته شده بود اما کیفیت فیلم هم کاملن قابل قبوله و همه چیز درجه یکه. به خصوص بازی هیث لجر تو این فیلم بی‌نظیره.

داستان کوهستان بروکبک در باره‌ی دو گاوچرون به نام‌های انیس دل‌مار و جک توییست هست که قراره با همدیگه گله گوسفندها رو به چرا ببرند. در این مدت به همدیگه علاقمند می‌شن و بینشون رابطه شکل می‌گیره. تا اینکه صاحب گله اعلام می‌کنه زودتر از زمان مقرر باید کار رو تعطیل کنند و انیس و جک از هم جدا می‌شن و به مدت چهار سال از هم بی‌خبر می‌مونند. در این مدت هر یک می‌ره سراغ زندگی خودش و ازدواج می‌کنند و بچه‌دار می‌شن. وقتی بعد از چهار سال همدیگه رو می‌بینند دوباره رابطه‌شون رو از سر می‌گیرند چون رابطه‌ی خوبی با همسرانشون نداشتند و با اونها شاد نبودند. انگار از روی اجبار جامعه و فرهنگ تن به ازدواج داده بودند و حالا گیر کرده بودند. اصل داستانی که در نیویورکر منتشر شده درونمایه هوموفوبیا (همجنسگرا هراسی) داره اما در فیلم رابطه عاشقانه این زوج و مشکلاتی که با همسرانشون دارند پر رنگ‌تر پرداخت شده.

2. مرا با نامت صدا کن دو سه سال پیش ساخته شد اما بلافاصله اسمش سر زبون‌ها افتاد. به نظرم جدا از مضمون فیلم، که به رابطه دوستانه و عاشقانه دو پسر جوان می‌پردازه، خود فیلم کیفیت بالایی داره و شخصن خیلی دوستش دارم. داستان به آرومی روایت می‌شه و هیچ اتفاق آنچنانی و پر سر و صدایی نمی‌افته. یعنی بر خلاف بسیاری از فیلم‌ها لحظه‌ی اوج و فرود نداره. داستان در یکی از خونه‌های بزرگ حومه‌ای در ایتالیا می‌گذره. پدر خانواده از الیور، دانشجوی باستان‌شناسی، دعوت می‌کنه تا برای مطالعه و نوشتن مقاله در خونه اونها اقامت کنه. به دنبال این اقامت رابطه‌ای بین الیور و پسر خانواده یعنی الیو شکل می‌گیره.

3. فیلم سقوط آزاد رو به توصیه یکی از دوستانم دیدم و باید بگم یکی از بهترین فیلم‌هایی هست که در مورد اقلیت‌های جنسی ساخته شده. این فیلم آلمانی به رابطه‌ی دو مرد جوان می‌پردازه که دوره آموزشی رو می‌گذرونند و می‌خوان پلیس شن. یکی از اونها با نامزدش در خونه‌ی پدری زندگی می‌کنه و قراره به زودی پدر بشه. اما حضور شخص سوم باعث می‌شه خود واقعی‌ش رو پیدا کنه. در واقع تو این فیلم ما مرد همجنسگرا یا تا اندازه‌ای بایسکشوال رو می‌بینیم که خودش رو اون طور که باید و شاید نمی‌شناسه و مدام با خودش کلنجار می‌ره و نمی‌خواد بپذیره که چنین گرایشی درش وجود داره. تماشای این فیلم رو به شدت توصیه می‌کنم. به خصوص افرادی که چنین درگیری‌هایی با خودشون دارند حتمن این فیلم رو ببینند تا متوجه باشند عدم صداقت با خود چقدر می‌تونه گرون تموم شه.

4. شاید برای خیلی‌ها سؤال شده باشه چرا در سال‌های اخیر زوج‌های همجنسگرا اینقدر روی ازدواج و زندگی مشترک تأکید می‌کنند. بعد از نشر ویدیویی که اول متن در باره‌ش نوشتم باز این بحث مطرح شد. بعضی‌ها می‌گفتند چرا حالا که زن‌ها و مردها هم دیگه میلی به ازدواج ندارند و همین طوری با هم زندگی می‌کنند، همجنسگراها روی ازدواج اصرار و تأکید می‌کنند؟ در پاسخ به این افراد تماشای فیلم پشت چلچراغ از کارگردان مطرح استیون سودربرگ رو توصیه می‌کنم. متأسفانه هنوز بسیاری از ما مفهوم ازدواج و عقد رو نفهمیدیم. وقتی دو نفر به عقد هم در می‌آن مسئله حقوقی و اقتصادی و مالی هم مطرح می‌شه. یعنی این طور نیست که فقط دو نفر بخوان رابطه جنسی داشته باشند. این عقد در هر جامعه و فرهنگی می‌تونه متفاوت باشه. مثلن بین اعراب یه جور انجام می‌گرفته. بین ایرانی‌ها یک جور. بین ژاپنی‌ها یه جور دیگه و بین آمریکایی‌ها هم با توجه به مسائلی که درگیرش بودند یک جور دیگه مطرح می‌شد. حالا چرا برای عده‌ای عقد مهمه؟ چون فرضن اگه بعد از ده، بیست یا سی سال بین زوج اختلاف پیش اومد و خواستن از هم جدا بشن مسائل حقوقی باید رعایت شه تا حق دو طرف ضایع نشه! زوج‌های همجنسگرا هم می‌خوان به حقوق خودشون برسن و معتقدند باید قوانینی وضع شه که حقوق دو طرف رو در نظر بگیرند. این مسئله در کشورهای اروپایی و آمریکایی کمابیش داره لحاظ می‌شه. فیلم «پشت چلچراغ» هم مشخصن به این موضوع می‌پردازه. فیلم در باره‌ی یکی از معشوق‌های لیبراچی، پیانیست معروف آمریکایی، هست که بعد از زندگی با لیبراچی کارشون به جدایی می‌کشه. حالا این شخص، با بازی مت دیمون، نمی‌تونه حق خودش رو بگیره. چون از یک طرف رابطه رسمی با لیبراچی، با بازی مایکل داگلاس، نداشت و از یک طرف دیگه هنوز چنین قوانینی در آمریکا وضع نشده بود.

5. فکر کنم قبلن در باره‌ی فیلم میلک نوشتم و اشاره کوتاهی بهش داشتم. این فیلم به دست گاس ون سانت، یکی از بهترین کارگردان‌های حال حاضر دنیا، ساخته شده و به شخصیت هاروی میلک، اولین سیاستمدار همجنسگرای آمریکایی، می‌پردازه. البته احتمالن اولین سیاستمداری که آشکارسازی کرد. یکی دیگه از مسائلی که در سال‌های اخیر شاهدش هستیم اینه که اقلیت‌های جنسی روز به روز بیشتر آشکارسازی می‌کنند و خودشون رو نشون می‌دن، در حالی که دهه‌های قبل همیشه زندگی مخفی داشتند و نمی‌تونستند علنن اعلام حضور کنند. این فیلم به همین مسئله می‌پردازه و به ما یادآوری می‌کنه آشکارسازی باید در سطح کلان هم انجام بگیره و این افراد باید بتونن بدون خجالت و وحشت در باره‌ی خودشون، مثل هر کس دیگه، حرف بزنند.

6. ممکنه خیلی‌ها تصور کنند همجنسگرایی فقط یک هوس زودگذر هست یا اون رو بیماری بدونند که قابل درمانه. از نظر پزشکی و علمی ثابت شده این طور نیست و مغز همجنسگراها با مغز افرادی که به غیرهمجنس گرایش دارند کمی فرق داره. این نگاه بین افراد مذهبی بیشتر رواج داره و معتقدند افراد همجنسگرا نمی‌تونن و نبايد با همجنس خودشون رابطه داشته باشند. البته اگه بحث اجبار و زور مطرح باشه خب، بله! می‌شه به زور جلوی تماس فیزیکی دو نفر رو گرفت، اما آیا ذهنشون هم تغییر می‌کنه؟ فیلم پسر پاک شد به این موضوع می‌پردازه. این فیلم آمریکایی با بازی راسل کرو و نیکول کیدمن یک خانواده مذهبی رو نشون می‌ده که متوجه می‌شن پسرشون همجنسگراست و سعی می‌کنند به هر طریق ممکن اون رو به راه راست هدایت کنند. فیلم در باره‌ی این تنش‌هاست.

7. به نظرم یکی دیگه از بهترین فیلم‌هایی که در مورد تضاد بین مذهب و علم، با مضمون همجنسگرایی، ساخته شده فیلم نیایش‌ها برای بابی هست. ماجرای این فیلم واقعی بوده و متأسفانه هر روز شاهد چنین جنگ و دعواهایی بین اعضای خانواده هستیم. به خصوص پدر و مادرهایی که نمی‌تونن با این مقوله کنار بیان، و بچه‌هاشون رو به شکل‌های مختلف تحت فشار قرار می‌دن، بد نیست یک بار هم که شده این فیلم رو ببینند تا بفهمند حرف‌ها و رفتارهاشون چه تأثیر بدی روی روان بچه‌ها می‌گذاره و می‌تونه به قیمت خیلی چیزها تموم شه. وظیفه پدر و مادر دادن عشقه. بچه‌هامون رو تشنه محبت بار نیاریم و اونها رو همون طور که هستند بپذیریم.

8. یادم می‌آد چند سال پیش فیلم موریس رو دیدم و هنوز هم به نظرم یکی از بهترین فیلم‌هایی هست که در این زمینه ساخته شده. این فیلم از رمانی با همین نام، نوشته ای ام فورستر، اقتباس شده و با وجود این که بیش از سی سال از زمان ساختش می‌گذره همچنان تماشایی هست. داستان در مورد دو دانشجوی مدرسه شبانه‌روزی در انگلیس هست که به همدیگه علاقمند می‌شن اما بعد از پایان تحصیلات این رابطه روز به روز کمرنگ‌تر می‌شه. داستان در سال‌هایی می‌گذره که رابطه همجنسگرایانه جرم تلقی می‌شد و نگاه جامعه به این نوع روابط منفی بود. در نهایت یکی از دو طرف کنار می‌کشه و بالاجبار یا از روی ترس با یک دختر ازدواج می‌کنه و طرف دیگه رابطه هم می‌ره سراغ زندگی خودش.

9. اتفاقن چند روز پیش فیلم درد و شكوه از پدرو آلمادوار، کارگردان معروف اسپانیولی، رو دیدم و به نظرم خیلی جالب و قابل توجه رسید. اساسن همجنسگرایی در فیلم‌های آلمادوار یک مفهوم یا مضمون عجیب و غریب نیست. شخصیت‌های فیلم‌های آلمادوار به معمولی‌ترین و طبیعی‌ترین شکل ممکن چنین گرایشی دارند. ممکنه شخصیت‌های خوب یا بدی باشند اما این هیچ ربطی به گرایش جنسی‌شون نداره. شخصن سبک فیلم‌سازی آلمادوار رو دوست دارم و در این بین چند فیلم درجه یک ساخته که شاید بعدها سر فرصت مناسب‌تری در باره‌شون نوشتم. در این فیلم خاص آلمادوار سراغ فیلمسازی می‌ره که بیماره و نای فعالیت نداره. حالا این شخص که نه جسم سالمی داره و نه امید به زندگی، تصمیم می‌گیره یکی از آثار قدیمی خودش رو دوباره نشون بده. به همین علت سراغ بازیگر قدیمی می‌ره که مدت‌هاست از هم خبری نداشتند. بعد از این ماجرا سر و کله‌ی معشوقش پیدا می‌شه و یک شب همدیگه رو می‌بینند. این ملاقات اونقدر تأثیر مثبتی روش می‌گذاره که تصمیم می‌گیره سلامتی خودش رو دوباره به دست بیاره و باز کار کنه.

10. آخرین فیلمی که می‌خوام معرفی کنم اسمش هست سرزمین خود خدا. این فیلم انگلیسی رو هم دوستم به من معرفی کرد و فیلم خوش‌ساختیه. داستان در باره‌ی مرد جوانی هست که با پدر بزرگ و مادر بزرگش در یک دهکده زندگی می‌کنه. روزها به دامداری می‌پردازه و شب‌ها مست و خماره و ولگردی می‌کنه. تا اینکه مجبور می‌شه برای کمک از یک کارگر استفاده کنه. این کارگر که مرد جوان و خوش‌قیافه‌ای هم هست مدتی بین این خانواده انگلیسی می‌مونه و دو مرد به همدیگه علاقمند می‌شن. بعد از مدتی یکی از دو طرف خیانت می‌کنه و طرف دیگه رابطه ناراحت و دلسرد می‌شه. این فیلم مشخصن به تعهد می‌پردازه. خیلی از افراد فکر می‌کنند همجنسگراها تعهد و مسئولیت سرشون نمی‌شه و به این چیزها فکر نمی‌کنند، در حالی که این فیلم نشون می‌ده این طور نیست.

 

+ هیث لجر کبیر در نمایی از فیلم کوهستان بروکبک

++ اگه دقت کرده باشید تمام فیلم‌هایی که معرفی کردم به روابط مردانه پرداختند. خب، فیلم‌های دیگه‌ای هم ساخته شده که به رابطه بین زنان یا ترنس‌ها می‌پردازه اما اکثر این فیلم‌ها داستان بی‌سر و تهی داشتند یا اون طور که باید و شاید قوی نبودند. در این فهرستی که انتخاب کردم اسامی فیلمسازان بزرگی مثل انگ لی، گاس ون سنت، استیون سودربرگ، و آلمادوار هست که هر یک وزنه‌ای در سینمای جهان به حساب می‌آن. یعنی جدا از مضامین همجنسگرایی، خود فیلم‌ها هم ارزش هنری و سینمایی دارند و تأمل برانگیزند. در ضمن منتقدان بزرگی هم در ستایش از این فیلم‌ها نوشتند و روی هم رفته نظر قشرهای مختلف رو تونستند جلب کنند. البته که موقع انتخاب این فیلم‌ها سلیقه خودم دخیل بوده.

+++ اگر شما هم فیلم‌های خوبی در این زمینه دیدید معرفی کنید.

++++ راستی! شما هم ویدیویی که فرداد فرحزاد منتشر کرد رو دیدین؟ بعد از همه‌ی اینها نظرتون چیه؟

+++++ نوشته بودم: زیباترین بازیگران زن ایران و ده فیلمساز مهم

++++++ دوستان عزیز، چند روزیه که نمی‌تونم وارد تلگرام شم. اگر پیام‌هاتون بی‌جواب مونده به این علته.

 |  یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ساعت 10:59  توسط میم  |