...

عصر پسا کرونا

 

پیش از این دوره‌هایی در طول تاریخ بوده که بر زندگی ما آدم‌ها و به طور کل طبیعت تأثیر بی‌چون و چرا گذاشته و باعث شده به اصطلاح زندگی بشر رو دو شقه کنه. زمانی که اولین بار آتش کشف شد و بشر فهمید با استفاده از تماس دو سنگ می‌تونه چوب خشک رو آتش بزنه و خودش رو گرم کنه یا غذا بپزه عملن وارد مرحله تازه‌ای از زندگی شد که تا امروز ادامه داره. یا زمانی که نیاکان ما چرخ رو اختراع کردند و فهمیدند چطور باید از چرخ استفاده کنند یه جهش بزرگ در سبک زندگی بشر به وجود اومد. چون بعد از اختراع چرخ بود که چرخ دستی، گاری، کالسکه و اتومبیل اختراع شدند. ما حتی تأثیر این اختراع رو در هواپیما هم می‌بینیم. بدون چرخ هیچ یک از این وسایل نقلیه وجود نمی‌داشتند. چرخ به زندگی همه‌ی ما سرعت بیشتری بخشید و برای ما رفاه رو به ارمغان آورد. اختراع مهم دیگه خط بود. شکل‌گیری خط هم یک جهش بزرگ در جهان به وجود آورد. همین که بشر فهمید افکار و احساساتش رو به کمک علائم به شخص دیگه منتقل کنه یعنی تاریخ وارد مرحله‌ی جدیدی شد که پیش از اون سابقه نداشت. تمام آثار ادبی و علمی با نوشتن ثبت و ضبط می‌شن و از یک آدم به آدم دیگه و از یک زمان به زمان بعدی انتقال پیدا می‌کنند. اگر اختراع خط نبود احیانن هیچ یک از اختراعات بعدی شکل نمی‌گرفت و ما همچنان سبک زندگی بدوی داشتیم.

اختراعات مهم دیگه لوکوموتیو یا بهره‌گیری از نیروی بخار، برق، باروت و ساخت نیروگاه هسته‌ای بودند. مطمئنن در طول چند هزار سال بشر دستاوردهای دیگه‌ای هم داشته اما داریم از دونه درشت‌هایی حرف می‌زنیم که اثرشون فقط روی زندگی آدمیزاد نبوده و حتی روی موجودات دیگه هم اثر گذاشته. مثلن وقتی می‌گیم انقلاب صنعتی شد به این معنی نیست که پیش از انقلاب صنعتی هیچ نوع صنعتی وجود نداشت و بشر نمی‌دونست چطور باید از فلزات استفاده کنه! بلکه منظور اینه که انقلاب صنعتی منجر به تولید انبوه وسایل شد. یعنی فرضن پیش از انقلاب صنعتی همه‌ی آدم‌ها زندگی راحتی نداشتند و حتی از عهده‌ی خرید وسایل ساده خونه بر نمی‌اومدند. اما بعد از انقلاب صنعتی میز و صندلی و ظرف‌ها به تولید انبوه رسیدند و کمابیش همه تونستند لوازم ابتدایی زندگی رو فراهم کنند. بدین ترتیب همه چیز به تولید انبوه رسید. از مسواک و خمیر دندون تا تلویزیون و تلفن. همون زمان که انقلاب صنعتی شد بسیاری از روشنفکران و فیلسوفان اروپایی هشدار دادند و حتی دست به مقابله زدند. افرادی مثل جان راسکین جلوی تولیدات صنعتی ایستادند چون معتقد بودند اثرات منفی محصولات صنعتی بسیار بیشتر از اثر مثبتش خواهد بود و زمانی فرا می‌رسه که بشر به بن بست می‌رسه. بخشی از این انتقادات به مسائل زیبایی‌شناسی آثار تولید شده مربوط می‌شه. چون اساسن محصولات صنعتی به کمک دستگاه‌ها و ماشین‌های کارخانجات تولید می‌شن و از ظرافت صنایعی که انسان می‌سازه فاصله زیادی دارند. برای مثال قالی دستباف رو با قالی ماشینی مقایسه کنید تا متوجه درستی حرف راسکین بشین. اما بخش دیگه این انتقادات به اساس محصولات صنعتی مربوط می‌شه. به عبارت دیگه منتقدان ماهیت این محصولات رو زیر سؤال می‌بردند چون معتقد بودند بشر از طبیعت فاصله می‌گیره.

امروز ما به درستی این انتقادات پی بردیم و می‌دونیم که چقدر مشکلات روانی و بیماری‌های جسمانی بیشتر شده و معلوم نیست تا صد سال دیگه کار به چه جاهایی کشیده می‌شه. اما از طرف دیگه زندگی همه‌ی ما با این تولیدات صنعتی آمیخته شده و راه خلاصی نداریم. مثلن حذف کامپیوتر و تلفن امکان‌پذیر نیست و نمی‌تونیم هزاران محصول توی خونه‌هامون رو حذف کنیم. تنها کاری که از دستمون بر می‌آد استفاده حداقلی این ابزارهاست. یعنی جوری زندگی نکنیم که برده‌ و مطیع وسایل خودمون بشیم.

خب، تا اینجا در باره‌ی تأثیر اختراعات بر زندگی خودمون گفتم اما فراموش نکنیم که همسو با این اختراعات بشر از نظر فکری هم تغییرات بزرگ و زیادی داشت. این تغییرات روی زندگی و مشخصن سبک زندگی آدم‌ها تأثیر بی‌چون و چرایی گذاشتند. چند هزار سال پیش رابطه بشر با جهان رابطه‌ای بود دو سویه با طبیعت. بعدها جای طبیعت رو خدایان گرفتند. یعنی فرضن زلزله که می‌اومد بشر تصور می‌کرد یک نیروی بزرگ و مافوق نیروی طبیعت و بشر وجود داره که می‌خواد مجازاتشون کنه. در یونان و مصر باستان یا حتی همین ایران خودمون به صدها خدا می‌رسیم که هر یک نماینده بخشی از طبیعت بودند. یعنی خدای آب، خدای باد، خدای صاعقه، خدای برکت، خدای زایش، خدای شراب، خدای خوشی و غیره. در دوره بعدی تک خدایی جای چند خدایی رو می‌گیره و بحث خدایی مطرح می‌شه که بالاتر از تمام خدایان هست. بنابراین انسان از رابطه با طبیعت به رابطه با خدا می‌رسه. نگرشی که منجر به ساخته شدن قربانگاه‌ها و معابد و کلیساها و مسجدهای زیادی شد و تا امروز هم ادامه داره.

اما هر چه بر تعداد اختراعات افزوده می‌شه پرسش‌های بیشتری هم ذهن بشر رو مشغول می‌کرد و طبیعتن برای پیدا کردن این پاسخ‌ها دست به دامان علم می‌شد. دقیقن از این نقطه زمانی بود که علم جهش بزرگی پیدا کرد. یعنی بشر فهمید زمین گرد نیست و اصلن مرکز جهان به حساب نمی‌آد. زمانی که افرادی مثل گالیله جلوی کلیسا و اسقف‌ها ایستادند چنان ضربه سنگینی بر جهان وارد شد که بی‌سابقه بود. در دوره‌ی رنسانس بشر رابطه‌ی خودش رو نه با طبیعت می‌دید و نه با خدا. این رابطه بر پایه عقل و تنهایی خودش بود. این نگرش منجر شد به تکیه بیشتر بر علم. یعنی بسیاری از علومی که ما امروز به کار می‌بریم بر همین اساس شکل گرفتند. از فیزیک و شیمی تا پزشکی و روانشناسی. اساسن علم مبنای لائیسیته داره و در برابر مذهب می‌ایسته. یعنی شما نمی‌تونین بگین روانشناسی مسیحی یا روانشناسی اسلامی! به کار بردن چنین ترکیب‌هایی از اساس اشتباهه.

فارغ از اینکه چنین نگرش‌هایی درست هستند یا غلط روند تاریخی‌شون همینی بود که گفتم و داریم تأثیرشون رو هم در زندگی خودمون می‌بینیم. در طول چند هزار سال که اختراعات زیادی ثبت شد مفاهیم زیادی هم وارد زندگی ما شدند. یکی از مهم‌ترین مفاهیم شکل گرفته مدرن هست. مدرن یعنی امروزی. وقتی می‌گیم من مدرن هستم یعنی من امروزی هستم. اما از اونجایی که این واژه وارد متن‌های فلسفی و علمی شده بسیاری از لایه‌های زیرینش پنهان می‌مونه و ترجیح بر این هست که ترجمه نشه و همون طور به کار می‌بریم.

عصر مدرن چه ویژگی‌هایی داره؟ عصر مدرن یعنی آدمیزاد به این فهم رسید باید در زمان حال زندگی کنه. این خلاصه‌ترین و چکیده‌ترین تعریفی هست که می‌شه از عصر مدرن داد. پس با توجه به این تعریف همه‌ی ما در هر لحظه مدرن هستیم چون در حال شدنیم و نه اینکه باشیم. یعنی ما هر لحظه شکل می‌گیریم و هر لحظه با مفاهیم جدیدی آشنا می‌شیم که پیش از این سابقه نداشته. مثلن وقتی در باره‌ی هواپیما حرف می‌زنیم این وسیله هزار سال قبل وجود نداشت، بنابراین ما با وسیله‌ای امروزی و جدید روبرو هستیم. قاعدتن این نگرش روی سبک زندگی ما اثر بی‌چون و چرا گذاشته. آدمی که در لحظه شکل می‌گیره افکارش رو بر اساس زمان حال و اندوخته‌ها و دانش روز می‌سازه و نه بر پایه نگرش گذشته. یعنی من می‌دونم خدایی به نام خدای صاعقه وجود نداره و زئوس و آناهیتا رو پرستش نمی‌کنم چون اساسن اعتقادی بهشون ندارم.

آیا مدرن بودن فقط به یک بازه زمانی مشخص مربوط می‌شه؟ یعنی ابتدای قرن بیستم رو باید مبدأ این مدرنیته بدونیم یا می‌شه این جهان‌بینی رو به هر دوره‌ای ربط و بسط داد؟ از نظر تاریخی مفهوم مدرنیته به چند صد سال قبل برمی‌گرده اما از نظر به کار گیری این مفهوم در سطح وسیع و گسترده به اوایل قرن بیست مربوط می‌شه. بگذارید با مثال نشون بدم چه منظوری دارم! مثلن خیام و سعدی در زمان خودشون افرادی به شدت مدرن بودند. میزان مدرن بودن این دو نابغه در حدی هست که حتی بعد از هشتصد نهصد سال همچنان به نیاز امروز بشر پاسخ می‌دن و در حال «شدن» و «شکل‌گیری» هستند اما مطمئنن در همون زمان شاعران بسیاری بودند که حتی اسمی ازشون به جا نمونده. بنابراین مفهوم مدرن بسیار گسترده است. اما زمانی که در سطح جامعه به کار می‌بریم می‌بینیم وضعیت جامعه ایران اون روزگار چندان مدرن نبود و حتی می‌شه گفت عقب مانده و درگیر خرافات بود. پس جامعه مدرنی نداشتیم. این نگرش در اروپای قرن بیستم در سطح وسیعی گسترش پیدا کرد. یعنی عملن عصر مدرن از همین زمان شروع شد. اختراع برق و سینما و انبوه وسایل در طول صد و سی چهل سال گذشته چنان تأثیر عمیقی بر زندگی بشر گذاشت که همه‌ی دنیا رو در بر گرفت. از سبک لباس پوشیدن تا آموزش و پرورش آدمیزاد. از نحوه‌ی درمان بیماری تا کار و تجارت. همه و همه زاییده عصر مدرن هستند.

پس وقتی از عصر مدرن حرف می‌زنیم می‌تونین کمابیش ویژگی‌های متفاوتش رو نسبت به دوره‌های گذشته درک کنید. اما آیا مدرن بودن محدود به یک فرهنگ و منطقه خاص می‌شه؟ از نظر من و بسیاری از افراد مثل من نه! اما بسیاری هم معتقدند اساسن این واژه یک مفهوم غربیه و با دنیای شرق و کشورهای دیگه میانه‌ای نداره. از نظر من اشتباهه چون اساسن اندیشه محدودیت نداره و منی که تو شهر کوچیک زندگی می‌کنم به کمک اینترنت دارم با جهان رابطه می‌گیرم. یعنی خواه ناخواه آدم مدرنی هستم. اما منتقدان معتقدند بسترش در جامعه فراهم نیست. تا اندازه‌ای حق دارند. چون شما وقتی با نگرش و افکار جدید آشنا بشین در تضاد با فرهنگ و مردمی قرار می‌گیرین که سنت‌گرا هستند و اصلن نمی‌دونن این مفاهیم چیه و چه کاربردی در زندگی می‌تونه داشته باشه.

زمانی که در باره عصر مدرن یا پست مدرن حرف می‌زنیم باید به این نکته توجه کنیم از این تغییرات گریزی نیست. شما نمی‌تونین جلوی ورود و رشد علم رو بگیرید. شما نمی‌تونین بگین اتومبیل اختراع نشو من از تصادف می‌ترسم. این جریان شکل می‌گیره و داره رو زندگی ما تأثیر می‌گذاره.

همه‌ی این مقدمه‌چینی‌ها رو کردم تا برسم به اینکه الان هم داریم وارد عصر جدیدی می‌شیم. یعنی زمانی رسیده که اندیشمندان و کارشناسان بزرگ در جهان اندیشه و اقتصاد از اون به عنوان عصر پسا کرونا یاد می‌کنند. همون طور که می‌دونید سه چهار ماه پیش این ویروس از چین به همه‌ی دنیا سرایت کرد و زندگی ما رو تحت تأثیر قرار داد. یعنی باقی کشورها که هیچ ربطی به چین نداشتند نتونستند خودشون رو در برابر این ویروس محافظت کنند و عملن و رسمن وارد دوره زمانی جدیدی شدند.

عصر پسا کرونا یعنی چی؟ این دوره زمانی چه ویژگی‌هایی داره که قبلن وجود نداشته؟ چه تأثیری بر زندگی ما می‌گذاره؟ اصلن این مباحث جدی هستند یا در حد شوخیه؟

پیش از شیوع کرونا ما سبک زندگی مشخصی داشتیم. این سبک زندگی مشخصن در برابر طبیعت می‌ایستاد تا برای بقای خودش تلاش کنه. یعنی انواع کارخانه‌ها به جای جنگل‌ها سبز می‌شدند تا محصولات جدیدی رو بسازند. این محصولات با سوختن نفت، گاز و ذعال سنگ تولید می‌شدند و قاعدتن مواد آلاینده و شیمیایی زیادی وارد هوا، آب و زمین می‌شد که روی موجودات دیگه تأثیر می‌گذاشت. تأثیر این هرج و مرج‌ها فقط بر روی موجودات دیگه نبود و خود ما آدم‌ها هم در معرض آسیب قرار می‌گرفتیم. میزان خودکشی‌ها و مشکلات روانی در قرن بیستم در طول تاریخ بی‌سابقه بود و تا امروز هم ادامه داره. نکته‌ی مهم اینه که قبلن حتی اگر مشکلات جسمانی و روانی برای ما پیش می‌اومد به میزان زیادی می‌تونستیم کنترل و مدیریت کنیم اما حالا در عصر پسا کرونا وارد مرحله‌ای از تاریخ شدیم که چندان خوش‌بینانه نیست و غیر قابل کنترل خواهد بود.

چرا ویروس کرونا اهمیت داره؟ آیا افرادی که مدام در حال هشدار دادن هستند فقط دارند جنبه‌های منفی ماجرا رو می‌بینند یا واقعن فضای کلی جهان روز به روز داره تاریک‌تر می‌شه؟ آیا امکان داره ریشه کن بشه؟ چرا دانشمندان و متخصصین مدام بر خطرناک بودن این ویروس تأکید می‌کنند؟ اصلن چه ضرر و زیان‌هایی رو متحمل شدیم و چرا باید نگران باشیم؟

بیایید به آمار و ارقام سازمان جهانی بهداشت نگاهی بندازیم. آخرین ارقام نشون می‌دن تا این لحظه حدود دویست و ده هزار نفر به خاطر ویروس کرونا فوت کردند و حدود سه میلیون نفر مبتلا شدند. این رقم‌های ثبت شده آمار رسمی هستند اما آمار غیر رسمی دست کم سه یا چهار برابر خواهد بود. به چند دلیل مهم: اولن پنهان‌کاری دولت‌ها. ثانین بی‌خبری و ناآگاهی خود مردم.

چرا دولت‌ها باید آمار دروغین تحویل بدن؟ چون چاره‌ای ندارند. هم از نظر اقتصادی و هم به علت اجتماعی. در کشور خودمون شاهد بودیم که خبر با تأخیر منتشر شد. از اونجایی که خودم هر روز خبرگزاری‌های معتبر دنیا رو رصد می‌کنم همه‌ش منتظر بودم این خبر در ایران منتشر شه تا مردم بدونن باید چه کنند اما تقریبن دو سه هفته طول کشید تا اولین زمزمه‌های رسمی رو اعلام کنند. وضعیت در کشورهای دیگه هم بهتر از این نبود. چین و روسیه یا حتی انگلیس، فرانسه، ایتالیا و آمریکا با کمی تأخیر وارد عمل شدند.

مهم‌ترین علت این تأخیر در کشورهای پیشرفته این بود که اساسن برنامه‌های دراز مدت خودشون رو ناگهان باید کنار می‌گذاشتند و باید می‌پذپرفتند در روند کاری خودشون تغییرات جدیدی اعمال کنند. یعنی برنامه‌های کوتاه مدت جایگزین برنامه‌های دراز مدت شد. چاره‌ای نبود. سقوط سهام در بورس آمریکا چشمگیر بود. بحث بر سر چند صد میلیارد دلار و بلکه چند هزار میلیارد دلار هست. پایین آمدن ارزش سهام روی زندگی  میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا تأثیر خواهد گذاشت و این یعنی افزایش هر چه بیشتر فقر.

در کنار پایین اومدن ارزش سهام که روی اقتصاد تأثیر بی‌چون و چرا گذاشت باید به توقف داد و ستدهای بازرگانی هم اشاره کنم. توقف پروازها و کشتی‌ها و به دنبال اون پایین اومدن قیمت نفت که برای چند روز ارزش منفی پیدا کرده بود و خریداری نداشت. این تغییرات در طول تاریخ بی‌سابقه بودند. تغییرات ترسناک و عجیب و غریبی که به علت ویروس کرونا شکل گرفت و هنوز مونده تا شاهد تأثیرات بعدی باشیم. این تأثیرات تا جایی پیش رفته که بعضی از اقتصاددانان بزرگ دنیا هشدار دادند به زودی آمریکا قدرت اقتصادی و سیاسی خودش رو از دست می‌ده و چین به رتبه‌ی اول می‌رسه.

آیا اهمیت داره؟ بله اهمیت داره و فوق‌العاده زیاد هم اهمیت داره.

یعنی تصور کنید الان که همه‌ی سرمایه‌داران و نوابغ علمی سمت آمریکا می‌رن بعد از این ممکنه در بلاتکلیفی به سر ببرند و تغییر جهت بدن. ساختار سیاسی چین کمونیسم هست و با اونچه که در کشورهای سوسالیستی می‌گذره فرق داره. با کشوری مثل آمریکا که زمین تا آسمون فرق داره و اساسن اگه به قدرت اول دنیا تبدیل بشه چشم‌های ما به جای واشنگتن سمت پکن می‌ره و باید شاهد گسترش نظام کمونیستی باشیم.

به همین خاطر هست که درست در روزهای ابتدایی شیوع کرونا بحث مهمی در جهان شکل گرفت که اصلن ریشه ویروس کرونا از چیه؟ چرا این ویروس ناشناخته مونده؟ این چه ویروسی هست که تا این حد روی دنیا داره تأثیر می‌گذاره و ما رو به این سمت و اون سمت می‌کشونه؟

به طور کل دو نگرش وجود داره. یک دسته معتقدند این یه ویروس هست که از جانوران دیگه به آدمیزاد سرایت پیدا کرد و دسته دوم هم هستند که کرونا یا در واقع کووید 19 رو یک ویروس جهش یافته و محصول آزمایشگاه می‌دونند. البته دسته سومی هم این رو بلای آسمونی می‌دونند که ازش می‌گذرم.

نظر من چیه؟ من نه دانشمند هستم و نه آزمایشگاه دارم. همون طور که گفتم فقط خبرها رو رصد کردم. خبرهایی که خبرگزاری‌ها و نشریات علمی معتبر منتشر کردند تا من و شما بخونیم و بفهمیم در دنیا چی می‌گذره. حالا اگه عده‌ای نمی‌خوان با خبر بشن و بدونن داره چی می‌گذره یه بحث دیگه است.

زمانی که اولین بار خوندم احتمالن این ویروس از آزمایشگاه سری چین به بیرون درز کرد خیلی تعجب کردم و فکر کردم احتمالن یک جریانی باید وجود داشته باشه. اما چندان جدی نگرفتم. تا اینکه یاهو هم این خبر رو به طور رسمی اعلام کرد. کم‌کم خبرگزاری‌های مطرح دنیا وارد عمل شدند و سراغ کارشناسان رفتند تا ببینند چقدر این احتمال وجود داره که ویروس کرونا رو دستکاری کرده باشند. همون طور که گفتم حتی دانشمندان هم دو دسته شدند و نظر قطعی تا امروز ثبت نشد.

اما جالب‌تر از اون نظر سیاستمداران بود که شروع کردند برای هم خط و نشون کشیدن. سیاستمداران داخلی و خارجی هم نداشت. خامنه‌ای و حتی یکی دو تن از فرماندهای نظامی ایران رسمن اعلام کردند تقصیر آمریکاست که سر و صدای زیادی به دنبال داشت. آمریکایی‌ها هم چین رو مسبب و مقصر اصلی می‌دونستند. افراد زیادی هم اساسن سلاح بیولوژیک رو قبول نداشتند و معتقد بودند چنین سلاح‌هایی وجود ندارند. جنگ بیولوژیک که قبل‌ از ویروس کرونا وجود داشت و اصلن چیز تازه‌ای نیست اما آیا به طور قطع می‌شه گفت ویروس کرونا سلاح بیولوژیک هست یا نه، باید تا چند ماه دیگه منتظر موند و دید کدوم دولت سود می‌کنه!!

شاید بد نباشه به قبل از این جریانات برگردیم. زمانی که نشریه فوربس اعلام کرد در چین زندانیان سیاسی رو به آزمایشگاه‌های سری می‌برند تا روی بدنشون آزمایش کنند یا به طور کل از اعضای بدن این افراد به شکل‌های مختلف استفاده می‌کنند. چین این مسئله رو کاملن تکذیب کرد و نپذیرفت. یعنی چاره‌ای جز رد این مسئله نداشتند. حتی چهار پنج سال پیش هم که نشریه معتبر نیچر اعلام کرده بود این احتمال وجود داره که سارس ویروس دستکاری شده باشه باز چین انکار کرد و اجازه نداد از آزمایشگاه‌های سری بازدید کنند. نیچر باز در مطلب اختصاصی دیگه هشدار داد اما انگار نه انگار.

من فقط تونستم به چند تا از مقاله‌های مهم اشاره کنم اما اگه خودتون علاقمند باشید و بخواین یک تحقیق اساسی کنید می‌بینید از چند سال قبل این زمزمه‌ها شنیده می‌شد و دانشمندان هشدار می‌دادند در آزمایشگاه‌های چین یه خبرهایی هست. اما مردم جدی نمی‌گرفتند. نمی‌دونم! شاید هم اصلن کاری نمی‌شد کرد چون حتمن به چین فشارهایی وارد کرده بودند اما زیر بار نرفت.

جنگ و دعوای سیاسی بین چین و آمریکا همچنان ادامه داره. چین اعلام می‌کنه این بازی رو اولین بار آمریکا شروع کرد و این ویروس رو در چین پخش کردند تا بهشون ضربه بزنند و از اون طرف آمریکا معتقده همه این آشوب‌ها زیر سر چین هست و حتی اگه این ویروس دستکاری نشده باشه چینی‌ها اشتباهشون رو باید بپذیرند چون در نشر خبر کوتاهی کردند.

ما نمی‌دونیم واقعیت چیه. منظورم از ما یعنی ما مردم معمولی که جزو جریان‌ها و بازی‌های سیاسی نیستیم و نمی‌دونیم پشت پرده چه خبره! آیا امکان داره این ویروس فقط یه ویروس معمولی باشه و دستکاری نشده باشه؟ پس چرا عده‌ای از دانشمندان تأکید دارند این ویروس حتمن از آزمایشگاه بیرون درز کرده! یا چرا چین اجازه بازدید از آزمایشگاه‌های سری خودش رو نمی‌ده؟ در آزمایشگاه‌های سری چین چی می‌گذره؟ و چه بلایی بر سر زندانیان سیاسی می‌آرن؟ اگر این ویروس یه ویروس آزمایشگاهی باشه کدوم کشور مسبب هست؟ آمریکا یا چین؟ کدوم کشور سود بیشتری می‌بره یا کمتر ضرر می‌کنه؟ چقدر آمار و ارقام کشته شدگان صحت داره؟ امکان داره آمریکا در حال مظلوم‌نمایی باشه یا واقعن پنجاه هزار آمریکایی تا الان مردند؟ این رقم بسیار بالاست و درست مثل این می‌مونه که در جنگ کشته شده باشند. هر احتمالی هست! فقط باید منتظر بمونیم تا ببینیم در چند ماه آینده یا نهایتن یکی دو سال دیگه چه اتفاقی می‌افته.

سوای این ضرر و زیان‌های اقتصادی و دعواهای سیاسی ویروس کرونا روی زندگی ما اثرات دیگه‌ای هم داشته. یعنی انزوای بیش از حد! روانشناسان هشدار دادند اگر به دنبال راه‌حل‌های اساسی نباشیم مردم فشار روانی زیادی رو باید تحمل کنند و این می‌تونه خطرات زیادی رو به دنبال داشته باشه. حتی اخیرن به صورت آنلاین در یکی از کشورهای اروپایی آمار گرفته بودند و مردم اعلام کردند نمی‌دونند چطور باید رابطه‌ی جنسی داشته باشند یا این تنهایی باعث شده افسرده شن. در آلمان آماری گرفته شد که مردم گفته بودند دیگه پس‌انداز نمی‌خوان بکنند چون آینده رو تاریک و مرگ رو به شدت نزدیک می‌بینند. یعنی تأثیر کرونا در حدی بوده که حتی روی زندگی میلیون‌ها آدمی که مبتلا نشدند هم داره نمود پیدا می‌کنه و باعث شده تغییر نگرش بدن.

در سطح کلان قراره چه اتفاقی بیافته؟ وضع اداره‌ها چطور خواهد شد؟ وضع سفرهای هوایی و زمینی چی می‌شه؟ فقط کافیه این مطلب رو بخونید تا ببینید صنعت هواپیما درگیر چه مسائلی شده و چطور دارند با کرونا دست و پنجه نرم می‌کنند! علت واضحه تا زمان نامعلوم باید حداقل یک و نیم متر از افراد غریبه فاصله داشته باشیم چون معلوم نیست کی ویروس داره و کی مبتلا نیست. وضع بخش اداری هم چندان تعریفی نداره و تغییرات زیادی در نحوه طراحی و معماری دارند به وجود می‌آرن. مثلن به این مطلب نگاهی بندازید تا ببینید برای رعایت فاصله چه تمهیداتی در نظر گرفتند.

متأسفانه عصر پسا کرونا عصر روشنی نیست. یعنی بر خلاف دوره‌های گذشته که بشر درگیر صنعت و آلودگی بود یا زمانی که با جنگ‌ها و بیماری‌هایی مثل طاعون، آبله، آنفلوانزا یا حتی ایدز دست و پنجه نرم می‌کرد الان همه چیز متفاوته و در بی‌خبری مطلق به سر می‌بریم.

در خوشبینانه‌ترین حالت یک سال دیگه واکسن رو کشف می‌کنند اما اگر کشف نکنند چی؟ ممکنه دو، سه یا چهار سال دیگه طول بکشه! اگه بیشتر از اینها طول بکشه چی؟ کشورهای پیشرفته که از چند ماه قبل تغییرات ساختاری رو شروع کردند اما در کشورهای رو به توسعه مثل ایران چی؟ چه کار باید بکنیم؟

بعد از گذشت دو ماه تقریبن می‌شه گفت اکثر ما خسته شدیم! از شستشوی مکرر دست‌ها، از وضعیت نامعلوم کار، از وضعیت درس و تحصیل، از نحوه‌ی امرار معاش، از پیشرفتی که می‌تونستیم داشته باشیم و متوقف مونده، از تنهایی! فکر می‌کنید تا یکی دو ماه دیگه چند درصد از ما همین بهداشت و قرنطینه حداقلی رو رعایت می‌کنیم؟

به خاطر همه‌ی اینهاست که عصر پسا کرونا اساسن عصر تاریکی به حساب می‌آد. تقریبن تمام متخصصین در نشریات معتبر فقط و فقط دارند هشدار می‌دن که مردم به همون اندازه که مراقب سلامت جسمشون هستند سعی کنند بهداشت روان رو هم رعایت کنند تا مشکلات روانی براشون پیش نیاد. یعنی هیچ بعید نیست در طول یکی دو سال آینده میزان جرم و جنایت افزایش چشمگیری داشته باشه. نمی‌دونم خبر دارید یا نه اما طبق آماری که در چین و فرانسه گرفته شد میزان دعواها بین زن و شوهرها افزایش پیدا کرد و در دوران قرنطینه خانگی بسیاری از زوج‌ها طلاق گرفتند. حالا تصور کنید این خشونت‌ها به خیابون‌ها کشیده بشه. یعنی رسمن فاتحه اعتماد خونده است و به هیچ کس نمی‌شه اعتماد کرد.

چند هفته پیش مجله معتبر فوربس به تغییراتی که در جهان پسا کرونا شاهد خواهیم بود اشاره‌هایی داشت. بیایید بخشی از این تغییرات رو مرور کنیم:

کاهش ابزارهای تماسی مثل موبایل‌های تاچی یا تبلت‌ها. از اونجایی که مردم ترجیح می‌دن وسایل رو لمس نکنند احتمالن در آینده شاهد رکود چنین ابزارهایی خواهیم بود. فراموش نکنید که صفحات لمسی فقط به موبایل محدود نمی‌شه و امروز صنایع زیادی از جمله دستگیره‌های در رو هم شامل می‌شه.

تعاملات نسبت به سابق دیجیتالی‌تر خواهند شد. یعنی مردم ترجیح می‌دن به جای جلساتی که سابقن دور میز تشکیل می‌شد حالا از راه دور و پشت مانیتور جلسه بگذارند. حتمن شنیدین که کلاس‌های مجازی تشکیل شده و شاید خودتون هم الان دارید همین طوری با استادهاتون کلاس برگزار می‌کنید اما احتمالن در آینده گسترش بیشتری خواهد داشت.

خریدهای آنلاین رشد بیشتری خواهد داشت و این منجر به انحلال و ورشکستگی مغازه‌داران و صنایع خرد خواهد شد. در حال حاضر شرکتی مثل آمازون یکه‌تازی می‌کنه و احتمالن نمونه‌های ایرانی هم رشد زیادی خواهند کرد. خودم اخیرن فقط خرید اینترنتی داشتم. واقعیت اینه که رفته بودم شلوار بخریم اما نتونستم خرید کنم و احتمالن تا سال آینده فقط خرید آنلاین خواهم داشت.

یکی دیگه از علائم عصر پسا کرونا وابستگی بیشتر به روبات‌ها خواهد بود. یعنی نیروی انسانی به میزان زیادی کاهش پیدا می‌کنه و این یعنی بیکاری بیشتر که به دنبال خودش آسیب‌های دیگه‌ای به همراه می‌آره.

بسته شدن مکان‌های عمومی و به خصوص سالن‌های موسیقی، تئاتر، سینما و باشگاه‌های ورزشی! این یکی از تهدیدهای مهمی هست که واقعن تأثیر بدی بر صنایع مختلف فرهنگی و ورزشی داره می‌گذاره. به چند علت: اولن بخشی از کارآفرینان کاملن ورشکسته می‌شن و از پس هزینه‌های نگهداری بر نمی‌آن. ثانین هر جامعه‌ای به تفریحات سالم نیاز داره تا تخلیه روانی خودش رو در چنین مکان‌هایی بروز بده. با بسته شدن باشگاه‌ها و سینماها رسمن وارد مرحله ترسناکی می‌شیم که بی‌سابقه است. واضحه که مشاغل مرتبط با این صنایع هم تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و به جمع بیکاران اضافه خواهند شد. از اون بلیت فروش ساده بگیرید تا نظافتچی! همه بیکار می‌شن و از پس سیر کردن شکمشون بر نخواهند اومد.

در باره‌ی مسائل بهداشتی و پزشکی هم که قبلن نوشتم و احتمالن خودتون بهتر از من می‌دونید چه کارهایی باید انجام بدین و سراغ چه کارهایی نباید برید. اما اگه واکسن ساخته نشه باید تا زمان نامعلوم این مسائل رو رعایت کنید. این یعنی افزایش آلودگی محیط زیست! استفاده مکرر از مواد شوینده، رها کردن دستکش‌های یک بار مصرف در کوچه و خیابون و طبیعت، و باز افزایش مرگ و میر!

بعلاوه اخیرن دانشمندان اعلام کردند جانورانی مثل سمور هم به کرونا مبتلا می‌شن! فقط تصور کنید علاوه بر آدم‌ها چند نوع جانور دیگه هم مبتلا شن! یعنی رسمن خلاصی از این ویروس محال خواهد بود چون جانوران دیگه که دست شستن و رعایت بهداشت رو نمی‌فهمند و هر لحظه این بیماری قربانیان بیشتری خواهد گرفت.

در یک همچین فضای مسمومی افرادی که دورکاری می‌کنند از نظر شغلی وضع باثبات‌تری خواهند داشت. این رو من نمی‌گم! کارشناسان آلمانی اعلام کردند و حتی ظاهرن از این به بعد دورکاران آلمانی رو بیمه هم خواهند کرد. البته قابل پیش‌بینی بود و خودم از همون دو ماه پیش دورکاری رو از سر گرفته بودم چون چاره دیگه‌ای نداشتم. به شما هم پیشنهاد می‌کنم اگه کارتون جوری هست که می‌تونین در خونه فعالیت کنید بیرون نرین. یا اگر می‌تونین حرفه‌تون رو تغییر بدین تا کمتر در تماس مستقیم با آدم‌ها باشید. به هر حال سخته اما سلامتی مهم‌تره.

 

+ این متن رو به احترام سحر از دوستان وبلاگ‌نویس نوشتم. سعی کردم جامع بنویسم چون قصد دارم رو با تغییراتی در جای دیگه منتشر کنم و ضمنن به پرسش‌های ذهنی خودم پاسخ بدم.

++ اگر احیانن پیشنهادهای خاصی دارین و دوست دارید در باره موضوع مشخصی بنویسم می‌تونین مطرح کنید.

+++ به تمام مطالب اشاره شده لینک دادم. اگه انگلیسی‌تون خوب باشه می‌تونین اصل خبر رو بخونید.

 |  جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:18  توسط میم  |