ده فیلمساز مهم

سومین روز از دهه فجره و شبانه روز برنامههایی از تلویزیون پخش میشه که به ناکارآمدی دوران پهلوی اشاره دارند. بعد از انقلاب یکی از رسانههای فرهنگی یعنی سینما موضوع بحث و جدل زیادی شد و ظاهرن خمینی بعد از تماشای گاو مهرجویی بر ساخت چنین فیلمهایی توصیه میکنه. اما داستان به همین جا ختم نمیشه و تا سالهای سال مسئولان فرهنگی فیلمسازان و سینمای پیش از انقلاب رو نادیده میگیرند و حتی بسیاری از بازیگران مطرح اون دوره مثل فروزان، فردین، ملک مطیعی، پوری بنایی و دهها و بلکه صدها نفر دیگه از کار بیکار میشن. مسئله مهم اینه که گرچه در اون دوران تعداد فیلمهای خوب کم بود و به ندرت ساخته میشد، با وجود این فیلمسازان مهم و بزرگی فعالیت میکردند که بر جریان امروز سینمای ایران تأثیر بیچون و چرا گذاشتند. امروز قصد دارم از فیلمسازانی اسم ببرم که پیش از انقلاب کارشون رو شروع کردند و به سهم خودشون بر سینما و جامعهی ایران اثر گذاشتند. ما بخشی از بار فرهنگی امروزمون رو مدیون این هنرمندان هستیم. در ضمن این انتخابها لزومن بازتابدهنده کارگردانهای مورد علاقهم نیست اما نمیتونم منکر تأثیرشون بر سینما باشم:
1. ابراهیم گلستان از هر نظر هنرمند مهمیه. از دوران جوانی با صادق هدایت دوست بود و با جمع هنری و روشنفکری نسل اول هنر مدرن ایران نشست و برخاست داشت. خود گلستان از یک خانواده روحانی میآد و به نظر من این مسئله کمی نیست. همین که با هوشیاری تغییرات جهانی رو میپذیره و بر خلاف بسیاری از متعصبین و خشکمذهبها روش و منش انعطافپذیری رو در پیش میگیره میتونه از نظر اجتماعی اهمیت زیادی داشته باشه. در ضمن از نویسندگان مطرح صد سال اخیر به حساب میآد و رابطه هنری و عاطفیای که با فروغ داشت به خودی خود اهمیت زیادی داره. آشنایی فروغ با گلستان باعث شد تا سبک شعر گفتنش رو تغییر بده و به سرعت در جهان ادبیات فارسی پیشرفت کنه و به یکی از شاعران بزرگ تبدیل شه. اما مهمتر از همه اینها فیلمساز بودن گلستان هست. در دورهای که فیلمها حول داستانهای کابارهای و عاشقانهی نخنما شده میچرخید ابراهیم گلستان مستندهای مهمی تولید کرد و فیلم «خشت و آینه» یعنی یکی از مهمترین آثار سینمای ایران رو ساخت. گفته میشه عباس کیارستمی بعد از دریافت نخل طلای کن به اولین کسی که زنگ زد گلستان بود.
2. اگر میبینید بعد از انقلاب سینمای ایران شسته رفته شد حتمن باید ریشههای این سینما رو جستجو کرد. متأسفانه عدهای تو بوق و کرنا کردند که وزارت ارشاد باعث شده سینمای ایران پیشرفت کنه و تمام عوامل فرهنگی سالهای دور رو میخوان کمرنگ کنند یا نادیده بگیرند. سهراب شهید ثالث یکی از بهترین فیلمسازان سینمای ایران بود که در طول عمر کوتاهش فیلمهای درجه یکی ساخت که بر فیلمسازان بعد از خودش، مثل کیارستمی، تأثیر زیادی گذاشت. البته شهید ثالث قبل از انقلاب به آلمان مهاجرت کرد و دیگه هیچ وقت برنگشت.
3 تا زمان انقلاب بهرام بیضایی شش فیلم بلند و کوتاه ساخت. بیضایی از جمله هنرمندانی هست که همیشه براش مانع میتراشیدند تا نتونه کار کنه. خود بیضایی در جلسات انستیتوی گوته، که در روزهای انقلاب، بر پا شد شرکت کرده بود و از سانسور دوران شاه گفت اما ضمنن به مشکلات فرهنگی مردم هم اشاره کرد و اینکه بسیاری از مردم عادی هم کاسه داغتر از آش میشدند و زمان فیلمبرداری مزاحمت ایجاد میکردند. تصور کنید فیلمسازان پنجاه شصت سال قبل با چه عشق و علاقهای به سینما پرداختند تا به مرور زمان بین مردم جا افتاد. شاید اون زمان بیضایی هیچ پیشبینی نمیکرد در آینده اتفاقهایی بدتر در انتظارش هست. از آخرین فیلم بیضایی نزدیک به 11 سال میگذره و در نهایت چند سال قبل به همراه همسرش از ایران مهاجرت کرد. این مهاجرت بسیار تأملبرانگیزه و بد نیست از خودمون بپرسیم هنرمند تراز اولی مثل بیضایی چرا از ایران میره و به راحتی این سرمایههای انسانی رو از دست میدیم.
4. عباس کیارستمی هم از جمله هنرمندانی هست که کارش رو از پیش از انقلاب شروع کرد و اگر قرار باشه سینمای اون روزگار رو نادیده بگیریم یعنی باید تجربههای اولیه این سینماگر درجه یک رو کنار بگذاریم که قاعدتن غیرممکنه و امکان نداره یه فیلمساز یهو رشد کنه. کیارستمی در دانشگاه تهران و در رشته نقاشی تحصیل کرد اما به گفته خودش فهمید این کاره نیست و کارش رو با عکاسی و فیلمسازی پی گرفت و خوش درخشید. تجربهگرایی کیارستمی باعث شد چند تا از بهترین و درخشانترین فیلمهای سینمای ایران و جهان رو به نام خودش ثبت کنه. بعلاوه کیارستمی در ادبیات هم فعال بود که انتقادات زیادی رو به دنبال داشت. بسیاری از منتقدان بیمایه معتقد بودند کیارستمی رو چه به شعر؟ و بهتره بشینه فیلمهاش رو بسازه. جواب ابراهیم گلستان در حمایت از کیارستمی شنیدنی بود: بر دهن این منتقدان باید لگد زد!
5. علی حاتمی فیلمسازی رو از بیست و سه سالگی شروع کرد و در طول عمر کوتاهش چند تا از بهترین فیلمهای سینمای ایران رو ساخت. فکر کنم فیلم «مادر» رو دیگه همه ما دیده باشیم. ماجرای مادری که میدونه به زودی میمیره و حالا بچههاش رو دور هم جمع میکنه تا در این روزهای آخر کنارش باشند و مقدمات مراسم بعد از مرگش رو فراهم کنند. اما بچهها اختلافهای ریز و درشتی با هم دارند و هر یک درگیر گرفتاریهای خودشه. حاتمی هم فعالیتش رو از روزهای پیش از انقلاب شروع کرد و اگر قدمهای اول رو در اون روزگار بر نمیداشت ما هرگز شاهکارهایی مثل مادر یا هزاردستان رو نداشتیم.
6. سینمای مستند هم یکی از ژانرهاییه که شخصن علاقه زیادی دارم و میتونم ادعا کنم اکثر مستندهای مطرح و شاخص جهان رو تماشا کردم. سینمای مستند ایران به میزان زیادی مدیون ابراهیم گلستان، شهید ثالث، کیارستمی و همین طور فروغ فرخزاد هست. فروغ در طول عمرش فقط یک مستند به نام «خانه سیاه است» رو ساخت که یکی از بهترین مستندهای ایرانی به حساب میآد و بر بسیاری از هنرمندان تأثیر گذاشت. فروغ در زمان حیاتش بارها و بارها مورد حمله مذهبیون و روحانیون قرار گرفت. اما جالب اینجاست که چند سال قبل خامنهای گفت فرخزاد عاقبت به خیر شد!!!!!!
7. ناصر تقوایی نزدیک به دو دهه است که نتونسته فیلم بسازه و اون وقت افرادی مثل حاتمیکیا و دهنمکی با بودجههای میلیاردی دولتی فیلم میسازند و تازه شاکی هم هستند چرا بیشتر از اینها بهشون توجه نمیشه. تقوایی پیش از انقلاب فیلم «آرامش در حضور دیگران» رو با حضور ثریا قاسمی ساخت که یکی از مهمترین فیلمهای سینمای ایرانه. بسیاری از منتقدان این اثر تقوایی رو جزو موج نوی سینمای ایران به حساب میآرن.
8. فرمانآرا کارگردان مورد علاقهم نیست اما این از اهمیتش چیزی کم نمیکنه. به خصوص یکی از فیلمهای اقتباسی، یعنی شازده احتجاب، رو کارگردانی کرده که از آثار ادبی مهم صد سال اخیر هم به حساب میآد. بعلاوه بهمن فرمانآرا تهیهکنندگی دو تاز فیلمهای مطرح سینمای ایران رو عهدهدار بود و بدون حضور فرمانآرا گزارش و کلاغ ساخته نمیشدند. این فیلمساز هم کارش رو از سالهای پیش از انقلاب شروع کرد.
9. فرخ غفاری فقط فیلمساز نبود بلکه از پایهگذاران کانون فیلم هم بود. در کانون فیلم آثار مطرح سینمای جهان نمایش داده میشد که در سینماهای کشور جایی نداشتند. بسیاری از فیلمسازان مطرح امروز سینمای ایران با رفتن به کانون فیلم با سینمای روز دنیا آشنا شدند و ذهنشون شکل گرفت. فراموش نکنید در اون روزگار اینترنت و ماهواره نبود تا فیلمها مثل نقل و نبات در دسترس مردم باشند. از زیرنویس هم خبری نبود و افرادی که واقعن علاقمند بودند در شرایط خاص به این فیلمها دسترسی داشتند. اگر امثال غفاری برای این امکانات اولیه تلاش نمیکردند بسیاری از جوانهای اون روزگار مثل بیضایی، کیمیایی و تقوایی با سینمای دنیا آشنا نمیشدند...
10. احتمالن پر سر و صداترین کارگردان سینمای ایران مسعود کیمیایی هست که با ساخت فیلمهایی مثل قیصر، گوزنها و رضا موتوری به شهرت رسید. به نظرم بهترین فیلمهای کیمیایی به دوران شاه بر میگرده و بعد از انقلاب آثارش سیر نزولی رو طی کردند. اما حتمن تأثیر زیادی بر سینمای ایران گذاشت و باعث شد مردم سطح سلیقهشون بالاتر بره و دیگه برای فیلمهای موسوم به فیلمفارسی سر و دست نشکونند.
وقتی از سینمای ایران حرف میزنیم نباید فراموش کنیم که در ایران هیچ آموزشگاهی وجود نداشت و فیلمسازان ایرانی با زحمت و آزمون و خطا سینما رو سر پا نگه داشتند. در سینمای ایران بر خلاف هالیوود از استودیوهای فیلمسازی خبری نبود. در سینمای ایران بر خلاف سینمای اروپا علم سینما وجود نداشت و نقد و مجله سینمایی رو هوا بود. وقتی داریم از سینمای ایران حرف میزنیم باید یک تاریخ صد ساله رو به یاد داشته باشیم و فکر نکنیم با وقوع انقلاب سینمای ایران یک شبه شکل گرفت و بهترین فیلمها در این دوره ساخته شد!! اگر در اون زمان افراد علاقمند و هنردوست زحمت نمیکشیدند ما هرگز شاهد توسعه سینما نبودیم. هر چند بماند که هنوز بسیاری از شهرها سینما ندارند و سینماهای زیادی هم بعد از انقلاب تخریب شدند. حرف آخر این که به قول حافظ عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو! دوران شاه ایرادهای زیادی داشت اما محاسن خودش رو هم داشت. منصفانه نیست که همه چیز رو یک جا دور بریزیم.
+ عکسی از ابراهیم گلستان